خرید لباس ترسناک دیپلمات شدن مرد راهبردی با چه توجیهی؟

در خبرها آمده است، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، قائم مقام وزارت خارجه خواهد شد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، تمرکز وزارت خارجه دولت دهم بر دیپلماسی اقتصادی، علت این تصمیم بیان شده است تا مردی که نه تنها هیچ سابقه دیپلماتیکی ندارد، بلکه دیپلماتیک هم سخن نگفته و موضع نمی‌گیرد، نفر دوم وزارت خارجه ایران شود.
در صورت درستی این خبر، وی جانشین شیخ‌الاسلام قائم مقام کنونی خواهد شد که هر چند منتقدانی دارد، سال‌هاست که سابقه دیپلماتیک داشته و ادبیات این حوزه را می‌شناسد، البته با رویکرد جدید منطقی، به نظر می‌رسد به جای شیخ‌الاسلام که به چهره‌ای سیاسی شناخته می‌شود، دولت به دنبال گزینه‌ای اقتصادی باشد.
این گزارش می‌افزاید: البته وقتی وزیر بازرگانی سابق، بدون هیچ سابقه‌ای به وزارت نفت می‌رود، وزیر دفاع سابق به وزارت کشور می‌رود، رئیس ورزش برای وزارت نیرو پیشنهاد می‌شود، معاون وزیر کشور به وزارت علوم نقل مکان می‌کند و مدیر عامل سایپا به سازمان جوانان می‌رود، عزیمت برقعی به بین‌المللی‌ترین وزارت خانه کشور هم خیلی دور از ذهن نیست.
برقعی هرچند در حوزه کاری خودش مدیر شناخته شده‌ای است، اما او که حتی یک روز هم سابقه فعالیت‌های دیپلماتیک یا مرتبط با آن را ندارد، با این عنوان احتمالی جدید، قرار است بار دیپلماسی اقتصادی کشور را به دوش بکشد.
امير منصور برقعي 49 ساله، فارغ‌التحصيل مهندسي مكانيك از دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه علم و صنعت است؛ دانشگاهي كه رئيس دولت نهم در آن تحصیل کرده و سپس استاد آن دانشگاه بوده است. بي‌ترديد سابقه آشنايي احمدی‌نژاد با برقعي از سال‌هاي دانشگاه آغاز مي‌شود و با تشكيل دولت نهم، همكار دانشگاهی رئیس‌جمهور پس از يك سال به دولت دعوت مي‌شود.
بنا بر این گزارش، مهمترين سمت اجرايي برقعي پيش از تشكيل دولت نهم معاونت برنامه‌ريزي وزات نيرو عنوان مي‌شود و البته در كارنامه‌اش مديريت پروژه‌هاي عمراني مهمی از جمله سد كرخه، سد سيرجان و فرودگاه بين‌المللي امام خميني نيز به چشم مي‌خورد. بي‌ترديد، اين تجربه‌ها در حوزه فنی از او مديري توانمند در عرصه اجرايي به تصوير مي‌كشد، اما این مهندس مکانیک در وزارت خارجه قرار است، کدام کار بر زمین مانده‌ای را به انجام برساند ؟
وی در دولت نهم از معاونت برنامه‌ریزی وزارت نیرو به باقی مانده بدن بی جان سازمان سابق مدیریت و برنامه‌ریزی آمد و حتی در مأموریت خود به عنوان یک فرد تازه اقتصادی شده در معاونت راهبردی رئیس‌جمهور آنچنان موفق نبود، چرا که دوره دو سال و نيم مديريتش در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ـ كه هفت ماه بعد تغيير نام داد ـ كمتر «فراز» ديده مي‌شود و آنچه در كارنامه برقعي ثبت شده، بیشتر «نشيب» است.
او در اواخر آبان 85 بر صندلي رياست سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور نشست. از اين روی، مي‌توان در بررسي كارنامه‌اش اين سال را وارث مديريت بودجه‌اي سال گذشته دانست. با اين حال او متمم بودجه 4.2 ميليارد دلاري بودجه 85 را روانه مجلس كرد. با حكم برقعي تقاضاي تأمين اعتبار 4.2 ميليارد دلار (38هزار و 608ميليارد ريال) از حساب ذخيره ارزي ارايه شد. برقعي همان سال با اذعان به درآمدها و مصارف بودجه و البته متمم بودجه 85 بودجه 86 را به مجلس فرستاد؛ بودجه‌اي كه در پایان، در زمان اجرا ناچار به دريافت متمم شد.
تقاضاي دريافت يک ميليارد و دویست ميليون تومان متمم در مقابل مقاومت نمايندگان كه متمم‌هاي دولت را به سريال تشبيه مي‌كردند، سرانجام به تصويب رسيد. او در شرايطي بودجه 86 را به مجلس فرستاد كه در ساختار بودجه تغييرات اساسي اعمال كرده بود، به گونه‌ای كه بنا به گفته رئيس دولت نهم هنگام ارايه لايحه بودجه به مجلس اين كار همكاران برقعي در معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي «نوآوري» خوانده شد.
اما طولي نكشيد كه مجلس هنگام بررسي لايحه، بودجه را به دولت گذشته بازگرداند و رديف‌هاي بودجه را از 60 رديف به 249 رديف افزايش داد. اين داستان در بودجه 87 و 88 نيز تكرار شد و دولت هر سال به بهانه «نوآوري» و مجلس به استناد انضباط مالي داستان تكراري رديف‌هاي بودجه را تغيير داد. سريال تكراري متمم‌هاي بودجه در بودجه 87 هم ادامه يافت. متمم بودجه 87 معادل ارزی 45 هزار میلیارد ریال از محل حساب ذخیره ارزی جهت تأمین اعتبار مورد نیاز واردات كالاهای اساسی و ضروری و جبران خسارت ناشی از خشكسالی و سرمازدگی به تصويب مجلس هشتم رسيد.
حال چگونه است که برقعی می‌خواهد مأموریت کلان اقتصادی را در یک وزارت خانه دیپلماتیک انجام دهد؟ وزارتخانه‌ای که مطمئنا تا برقعی بخواهد با جو آن آشنا شود، باید با آن خداحافظی کند. این شب‌ها صحبت از تقوا زیاد است، اما ای کاش تقوای سیاسی هم وجود داشت و پرهیز از مناصبی که فرد در آن تجربه‌ای ندارد، هم سرلوحه اعمال قرار گیرد.
گفتنی است، در خبرها همچنین آمده بود که به وزرای معزول در دولت نهم پیشنهاد سفارت داده‌اند؛ وزیر بهداشت و علوم از آن جمله‌اند. ظاهرا این دو تقوای پرهیز از مناصب نامرتبط با تجربه و تخصصشان دارند و ردای سفارت را نپذیرفته‌اند، که باز جای شکر و امیدواری دارد.

خرید لباس ترسناک مردی که در میقات خسی و در ادبیات کسی بود

خبرآنلاين ـ امروز چهلمین سالمرگ مردی است که «نزول اجلالش به باغ وحش این عالم در سال ۱۳۰۲ و بی‌اغراق سر هفت تا دختر بوده است.

او که جلال نام گرفت و بعدها نامی شد، بعد از پایان دبستان،» دور از چشم پدر در کلاس‌های شبانه دارالفنون نام نویسی کرد و روزها در بازار مشغول ساعت‌سازی، سیم‌کشی و چرم‌فروشی شد تا سال 1322 که عنوان دیپلمه آمد زیر برگه وجودش و به این ترتیب جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده شد به بلبشوی زمان جنگ دوم بین‌الملل. جنگ که تمام شد، دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده و معلم شده بود. جلال که از همان دوران دانشجویی وارد سیاست شد و دست به قلم برد، امروز یکی از بزرگان ادبیات معاصر است که در کنار سبک تازه و نوشته‌هایی که به دنیای ادبیات هدیه کرده، جایزه‌ای ادبی نیز دارد تا به این ترتیب پس از مرگ هم بر ادبیات مؤثر باشد اما اگر بتوانیم و بگذاریم این تأثیرگذاری به بهترین وجهش صورت بگیرد.

گرانترین جایزه ادبی
جایزه ادبی جلال آل‌احمد، دو سال است که پا گرفته. سال 85 شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای داشت که بر اساس آن جایزه جلال بنیان گذاشته شد و هر سال دوم آذر ماه همزمان با سالروز تولدش برگزار می‌شود. اولین دوره جایزه جلال سال گذشته برگزار شد و دومین جایزه‌اش این روزها مرحله داوری را پشت سر می‌گذارد. جایزه جلال بنیان‌گذاری شد تا وسیله‌ای باشد برای ارتقاء زبان و ادبیات ملی، دینی و بهانه‌ای برای بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته بدیع و پیشرو. در این جایزه کتابهایی بررسی و داوری می‌شوند که سال قبل از برگزاری برای اولین بار چاپ شده‌اند. داستان بلند، داستان کوتاه نقد ادبی مستند نگاری و تاریخ نگاری از جمله موضوعات این جایزه است و ارزش جوایز نفرات اول هرکدام از این رشته‌ها، نشان ادبی جلال آل‌احمد به علاوه 110 سکه بهار آزادی است. همچنین از آنجا که در این مسابقه به بخش داستانی توجه شده، از سال گذشته مسابقه ادبی کتاب ماه بخش مربوط به ادبیات داستانی را حذف کرده است.

دوم آذر سال پیش که جایزه آل‌احمد برگزار شد هیچ‌کس نتوانست به این جوایز دست پیدا کند. مراسم این جایزه در تالار وحدت برگزارو بهانه‌ای شد برای دریافت بیش از 3517 عنوان مورد ارزیابی قرار گرفت اما در نهایت فقط 5 عنوان کتاب که توسط داورسوم نیز مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت، شایستۀ تقدیر شناخته شدند.

جایزه بدون دبیر جلال
اما امسال دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد بدون دبیر به کارش ادامه می‌دهد و این روزها داوران مشغول بررسی آثار رسیده هستند. دبیرخانه دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد از ابتدای شهریور ماه و بعد از جمع‌آوری آثار، داوری مرحله اول را آغاز کرده و آن را تا آخر شهریور یا اوایل مهر به پایان خواهد رساند. طبق روال بعد از پایان داوری مرحله نخست، داوری مرحله دوم آغاز می‌شود و در نهایت برگزیدگان بخش‌های مختلف در مراسمی که روز دوم آذرماه همزمان با تولد جلال آل‌احمد در تالار وحدت برگزار می‌شود، جوایز خود را دریافت خواهند کرد. دبیرخانه دومین جایزه جلال آل‌احمد نه تنها از ارائه هر اطلاعات دیگری مثل تعداد آثار رسیده به دبیرخانه خودداری کرده، بلکه محمدعلی رمضانی فرانی را هم به عنوان دبیر معرفی کرده بود، در حالی که رمضانی بعد استعفا از سمت‌هایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دانشگاه برگشته است.

اما علی شجاعی صائین، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب از انتخاب دبیر علمی جایزه جلال آل‌احمد در آینده‌ای نزدیک خبر داده و اعلام کرده که همه ارکان جایزه کار خود را انجام می‌دهند و مشکلی وجود ندارد.

مدیر عامل مؤسسه خانه کتاب که دبیرخانه این جایزه در آنجا مستقر است، اگر چه معتقد است همه چیز به خوبی پیش می‌رود اما حاضر به ذکر نام داوران نیست و ترجیح می‌دهد نام داوران را بعد از برگزاری مراسم اعلام کند. باید دید امسال با توجه به این شرایط کدام نویسنده‌ها خواهند توانست جایزه‌های قابل توجه این مسابقه را ببرند.

اتفاقاتی که در روند برگزاری دومین دوره مسابقه جلال رخ داده است، باعث ایجاد شائبه توسط برخی روزنامه‌ها و نشریات داخلی شد مبنی بر اینکه جایزه ادبی جلال آل‌احمد به صورت دو سالانه برگزار خواهد شد. هر چند بعدها این شائبه برطرف شد.

جلال آل قلم
جلال آل‌احمد در یازدهم آذرماه ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. اما در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرد. او سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را چاپ کرد که حاوی قصه‌های شکست مبارزاتش در حزب توده است و همین مقدمه‌ای شد برای انشعاب جنجالی جلال از حزب توده. او که تأثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم‌شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهم‌ترین ویژگی ادبی آل‌احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگی‌نامه «سنگی بر گوری» می‌توان دید. انشعاب وی از حزب توده هم در همین سال اتفاق می‌افتد. پس از این انشعاب است که برای مدتی به قول خودش ناچار می‌شود به سکوت که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن است.

آل‌احمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس اصفهان به تهران با سیمین دانشور، که او نیز دانش‌جوی دانشکده ادبیات داستان‌نویس و مترجم بود، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد. پدر آل‌احمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سال‌ها به خانه آنها پا نگذاشت.

با قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و دکتر مصدق جلال دوباره به سیاست روی ‌آورد. وی عضو کمیته و گرداننده تبلیغات «نیروی سوم» شد که یکی از ارکان جبهه ملی بود. سال 1331 با عده دیگری از «نیروی سومی‌ها» بعد از اطلاع از محاصره منزل دکتر مصدق فوراً به آن‌جا رفت و در مقابل منزل دکتر مصدق به دفاع از او سخنرانی کرد؛ اشرار قصد جان او را می‌کنند اما جان سالم به دربرد. در اردی‌بهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سومی‌ها از آنها هم کناره گرفت. دو کار ترجمه وی‌، «بازگشت از شوروی» ژید و «دست‌های آلوده» سارتر، مربوط به همین سال‌ها است.

پس از کودتای ۲۸ مرداد، آل‌احمد دچار افسردگی شدیدی شد. در حقیقت او ناکارآمدی ایده‌های انقلابی چپ و راست آن زمان را در عمل دید. همچنین در طی این کودتا شاهد همدستی کادر رده بالای حزب توده در حمایت از سرکوب مردم توسط عناصر غربی بود و از آن بسیار سرخورده شد. در این سال‌ها وی کتاب خود را تحت عنوان «سرگذشت کندوها» که کنایه از شکست جبهه ملی و برد کمپانی‌های نفتی است، به چاپ ‌رساند. وقایع این مقطع از تاریخ ایران باعث انقلاب روحی و فکری در جلال شد و او دوباره به دین و مکتب رجوع کرد. جلال سکوت کرد و از نو خود را کاوید که روندش را می‌شود در پس داستان «مدیر مدرسه» دید. یکی از دغدغه‌های اصلی ذهن جلال دراین سال‌ها تضاد بنیادهای سنتی جامعه و هم‌چنین دوری از اسلام و استعمارزدگی و غرب‌زدگی فرهنگ ایرانی بود، که همین او را به سمت خلق شاه‌کاری چون «غرب‌زدگی» ‌کشاند.

وی در سال ۱۳۴۲ به اتفاق علی‌اکبر کنی‌پور برای سفر حج به مکه رفت. پیش از این سفر در ملاقاتی که با امام خمینی داشت با وی آشنا شد. کتاب غرب‌زدگی هم مورد توجه امام قرار گرفته بود. جلال در مراسم ختم پدرش با امام خمینی (ره) دیدار کرد و گفت‌وگوی کوتاهشان منجر به نوشتن کتاب در خدمت و خیانت روشنفکر شد که تا پس از پیروزی انقلاب اجازه انتشار نیافت. او در این دوران پیوندی مستحکم با سران نهضت نوظهور اسلامی برقرار کرد اما مرگ زودهنگامش اجازه فعالیت بیشتر را از او گرفت.

جلال در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آل‌احمد، جنازه وی به سرعت تشییع و دفن شد. سیمین دانشور قتل جلال توسط ساواک را تکذیب کرده‌است ولی برادرش شمس معتقد است که ساواک او را به قتل رسانده و شرح مفصلی در این باره در کتاب از چشم برادر بیان کرده‌است.

متن نامه آل‌احمد به امام خمینی (ره)
«مکه روز- شنبه31 فروردین 1343- 8 ذی حجه 1383»
آیت‌اللها! وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت تهران را به شادی واداشت، فقرا منتظر الپرواز (! ) بودند به سمت بیت‌الله، این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله‌ای کنم برای عرض سلامی بد نیست. اول اینکه مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی احساء – جنوب غربی خلیج فارس، حوالی کویت و ظهران – می‌گفت 80 درصد اهالی احساء و ضوف و قطیف شیعه‌اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به آن سمت‌ها گسیل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان.

دیگر این که در این شهر شایع است که قرار بوده آیت‌الله حکیم امسال مشرف بشود، ولی شرایطی داشته که سعودیها دو تایش را پذیرفته‌اند و سومی را نه. دوتایی را که پذیرفته‌اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت‌الله و تجدید بنای مقابر بقیع واما سوم که نپذیرفته‌اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال. به این جهت حضرت ایشان خود نیامده‌اند و هیأتی را فرستاده‌اند گویا به ریاست پسر خود. خواستم این دو خبر را داده باشم. دیگر این که گویا فقط دو سال است که به شیعیان در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده‌اند، پیش از آن حق نداشته‌اند.

دیگر این که «غرب‌زدگی» را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان. زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما. دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت. و توضیح اینکه چرا این حضرات همیشه در آخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته‌اند و نمی‌بایست. اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می‌کنم نشان داده باشم. مقدماتش در غرب زدگی ناقص چاپ اول آمده. دیگر اینکه امیدوارم موفق باشید. والسلام.» همچنان که آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش بر آید. دیده شد که گاهی اعلامیه‌ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات در می‌آید که شایستگی و وقار نداشت. نشانی فقیر را هم حضرت «صدر» می‌داند و هم این جا می‌نویسم: تجریش آخر کوچه فردوسی. والسلام

خرید لباس ترسناک سیاست سپاهان است یا خواسته امیر؟

تا این لحظه باشگاه سپاهان نسبت به حرف‌های امیر قلعه نویی موضعی نگرفته و مشخص نیست آیا ادعای سرمربی این تیم در قبال تحریم تیم ملی موضع رسمی این باشگاه است یا نظر شخصی نفر اول کادر فنی این تیم.

به نوشته وطن امروز؛ تساوی سپاهان برابر فولاد در زمین تختی اهواز بهانه‌ای بود برای مطرح کردن این قضیه؛ تحریم تیم ملی. قلعه‌نویی در این‌باره می‌گوید: «از مسؤولان فدراسیون می‌خواهم که توجه ویژه‌ای به تیم‌های باشگاهی داشته باشند. بر اساس قوانین و اساسنامه، بازیکنانی که از باشگاه‌ها در اختیار تیم ملی هستند، باید 48 ساعت قبل از مسابقه باشگاهی خود به جمع نفرات تیم اضافه شوند. اگر تیم سپاهان به‌خاطر گذاشتن بازیکنانش در اختیار تیم ملی، لطمه ببیند ما نیز به ناچار همکاری خود را با این تیم قطع خواهیم کرد».

قلعه‌نویی که می‌داند موفقیت او در سپاهان منجر به بالا رفتن قیمت قراردادش در فصل بعد می‌شود اینچنین برابر تیم ملی موضع می‌گیرد و هوشمندانه عدم نتیجه‌گیری احتمالی تیمش را به آن ربط می‌دهد. او انجام دیدار تدارکاتی با بحرین را کاملا غیرضروری می‌داند و ادله‌اش را چنین می‌آورد: «دیدارهای تدارکاتی تیم ملی باید هدفمند برگزار شود تا باعث بروز مشکلات در فوتبال باشگاهی ما نگردد. لزومی نداشت ما حریف تمرینی بحرین شویم و این تیم را برای پلی‌آف آماده کنیم. ما می‌توانستیم روز چهارشنبه 11 شهریورماه مسابقات لیگ و روز شنبه 14 شهریورماه مسابقات تیم ملی را برگزار کنیم تا مجبور نشویم بدون بازیکنان اصلی خود رقابت‌های خود را انجام دهیم».

اما چند موضوع در این بین مطرح می‌شود؛ اینکه چرا تیم ملی ما چند دهه است هیچ قهرمانی‌ای در آسیا به دست نیاورده و مهم‌تر از همه قادر نیست 2 بار متوالی مسافر مرحله نهایی جام‌جهانی باشد. قطعا برنامه‌ریزی گذشته پر‌اشتباه بوده که نتوانسته این معضلات را مرتفع کند و اینک که فدراسیون بازی تدارکاتی می‌گذارد تلاش در نفی آن صورت می‌گیرد. پیروی از خواسته‌های قلعه‌نویی‌ها یعنی ادامه دادن همان اسلوب گذشته در آماده کردن تیم ملی.

موضوع دیگر اینکه اختیارات یک سرمربی تا کجاست؟ واعظی آشتیانی، مدیرعامل استقلال وقتی دید قلعه‌نویی همه تیم (از سکو تا مسائل مدیریتی) را زیر سیطره خود می‌خواهد از قید سر مربی قهرمان گذشت و حالا باید دید محمدرضا ساکت، قدیمی‌ترین مدیر عامل لیگ برتر سیاست سپاهان را خود تدوین می‌کند یا مجری خواسته‌های غیرفنی سرمربی‌اش می‌شود.

خرید لباس ترسناک اسامی داوران هفته ششم لیگ برتر

از سوی کمیته داوران فدراسیون فوتبال اسامی داوران هفته ششم لیگ برتر اعلام شد که براین اساس قضاوت دیدار حساس تراکتورسازی تبریز – استقلال تهران را محسن ترکی برعهده خواهد داشت.

به گزارش مهر، ترکی را در امر قضاوت این دیدار رضا سخندان و محسن فریمانی همراهی می کند. همچنین دیدار پرسپولیس – شاهین بوشهر با داوری توج حق وردی و کمک‌های حسین خانبان و سعید علی‌نژادیان برگزار می شود.

– اسامی داوران و برنامه دیدارهای هفته ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور به شرح زیر است:
یکشنبه – 22/6/88
* سپاهان اصفهان – پاس همدان، ساعت 21، ورزشگاه ذوب آهن فولاد شهر
داور: قاسم واحدی، کمک‌ها: مرتضی کریمی و بهرام نقوی، داورچهارم: جواد شرفی

* ابومسلم مشهد – راه‌آهن شهرری، ساعت 21، ورزشگاه ثامن الائمه (ع) مشهد
داور: خداداد افشاریان، کمک‌ها: حیدر شکور و غلام آموزگار، داورچهارم: محمدحسین اسدی

* مس کرمان – ذوب آهن اصفهان، ساعت 21، ورزشگاه شهید باهنر کرمان
داور: رحیم مهرپیشه، کمک‌ها: داود رفعتی و علی موغلی، داورچهارم: آرش خرمیان

* سایپا کرج – مقاومت سپاسی شیراز، ساعت 21، ورزشگاه شریعتی کرج
داور: ایرج ساعدی، کمک‌ها: رسول فروغی و محبت علی رضایی تبار، داورچهارم: هادی حاج عباسی

* استقلال اهواز – صبا قم، ساعت 21، ورزشگاه تختی اهواز
داور: سعید مظفری‌زاده، کمک‌ها: علیرضا کهوری و عباس انتظاری، داورچهارم: اسماعیل آمری

* ملوان بندرانزلی – فولاد خوزستان، ساعت 21، ورزشگاه تختی انزلی
داور: محمود رفیعی، کمک‌ها: بابک داوری و مهدی عالیقدر، داورچهارم: محمدرضا فغانی

* استیل آذین تهران – پیکان قزوین، ساعت 21، ورزشگاه دستگردی تهران
داور: یداله جهانبازی، کمک‌ها: کیانوش داودزاده و سجاد طوری، داورچهارم: فرشید افشار

* تراکتورسازی تبریز – استقلال تهران، 21:30، ورزشگاه یادگار امام (ره) تبریز
داور: محسن ترکی، کمک‌ها: رضا سخندان و محسن فریمانی، داورچهارم: بابک وسیله بر

دوشنبه – 23/6/88
* پرسپولیس – شاهین بوشهر، ساعت 21، ورزشگاه آزادی تهران
داور: تورج حق‌وردی، کمک‌ها: حسین خانبان و سعید علی‌نژادیان، داورچهارم: پیروز سیف‌اله پور

خرید لباس ترسناک چشم طمع روسيه بر سرحدات ايران

سروش ملت‌پرست در يادداشتي در «حيات نو» نوشت:

به گواه مستندات تاريخي، ‌پيشينه نفوذ و استقرار قواى روسى در مناطق و سرحدات شمالى ايران به بيش از هزار سال پيش بازمى‌گردد.

مسعودى در وقايع سال 301 هـ.ق- 928 ميلادى مى‌نويسد که: «روسيان با پانصد جهاز که در هر يک صد تن سرنشين بود به گيلان و سواحل بحر خزر حمله بردند و با جماعت گيل و ديلم جنگيدند. خون‌ها ريختند، زنان و کوکان را به اسيرى گرفته، خانه‌ها را خراب نموده، و طعمه‌ آتش ساختند.» در سال‌هاى 1636 و 61-1660 ميلادى قزاق‌هاى روسى از طريق انزلى به رشت حمله کردند و فجايع بيشمار به بار آوردند و همچنين در سال 1722 ميلادى قشون تزار انزلى و رشت را براى چندمين بار مورد تجاوز قرار دادند. در سال‌هاى 96-1795 ميلادى (75- 1174 خورشيدي) و همزمان با جنگ قفقاز، روس‌ها در انزلى پياده مى‌شوند، مردم را بيرحمانه قتل‌عام مى‌کنند و خانه‌ها و دکان‌ها را پس از غارت آتش مى‌زنند. گملين که در سال 1771 ميلادى (1150خورشيدي) به انزلى آمده بود اين گونه مى‌نويسد: «انزلى به دو قسمت جديد و قديم تقسيم شده که ساکنان قديم ايرانيان و ارامنه مقيم ايران بوده‌اند و شهر جديد را تجار روسى و ارامنه‌اى که تابع روسيه هستند تشکيل داده‌اند.»

حدود سال 1917 ميلادي، 4000 نفر ارامنه از روسيه فرار کرده به انزلى آمده و در کردمحله به طور موقت اسکان يافتند و نيز به دنبال جنگ‌هايى که ميان ارامنه و قواى دولت عثمانى در قسمت‌هاى شمالى بحر خزر و نواحى قفقاز، تفليس و بادکوبه روى داد، دولت روسيه بود که ارامنه مسلح را با کشتى به بندر انزلى گسيل داشت و آنان در کردمحله و شيلات اردو زدند. البته در زمينه عوامل موثر بر طمع‌ورزى روس‌ها به سواحل جنوبى درياى خزر بايد به اين واقعيت تاريخى اشاره داشت که: همزمان با افول ستاره قدرت صفويه در ايران، در روسيه پطر کبير به حکومت رسيد که تسخير ايران و رسيدن به خليج فارس جزئى از نقشه جهانگيرانه وى بود. در فصل نهم وصيتنامه پطر کبير وى به جانشينان خود پيرامون ايران چنين دستور مى‌دهد: «دولت روسيه را وقتى مى‌توان در حقيقت دولت ناميد که پايتخت خود را شهر استامبول که کليد کنونى آسيا و اروپاست قرار بدهد. براى انجام اين امر بايستى ميان ايران و عثمانى اختلاف انداخت تا هميشه بين آنها جنگ و جدال برقرار باشد اگرچه اختلاف مذهب و تباين عقايد جماعت شيعه با اهل سنت کار هزاران لشکر و تاثير هر تير و تيغى را مى‌کند.

چيزى که بيشتر از همه مرا خوشحال مى‌کند دو موضوع است يکى تباين مذهب ميان شيعه و سني، ديگرى مداخله و تسلط علماى دين در امور مسلمين و عدم تجويز آنها مردم مسلمان را از مخالفت با اهل اروپا که تا چشم و گوش آنها باز شود، راه را از چاه بازشناسند و همين موضوع کفايت مى‌کند که به زودى نام اسلام از ممالک آسيا برطرف شود و مدنيت و تربيت به دست سلاطين دولت جوان روسيه جاى آن را بگيرد. بايد تدابير گوناگون به کار برد که مملکت ايران روز به روز بى‌پول‌تر شود و تجارتش تنزل کند و به طور کلى هميشه بايد در فکر تنزل اين ممالک بود. لکن مصلحت نيست که قبل از فوت کامل و مرگ حتمى دولت عثمانى از جسد ايران بالمره قبض روح نمود.

ممالک گرجستان و ولايات قفقاز شريان حياتى ايران است و همين که نوک نيش تسلط روسيه بر آن خليد فى‌الفور خون ضعف از رگ و دل ايران فوران خواهد کرد. بر شما لازم است که بدون فوت وقت ممالک گرجستان و قفقاز را تسخير نموده و فرمانفرماى ايران را خادم و نوکر و مطيع خود سازيد و بعد از آن بايد قصد هندوستان کرد چون آن ممالک بسيار بزرگ و محلى وسيع براى تجارت است و هرگاه در آنجا تسلط پيدا کرديد هرقدر پول که به وساطت انگلستان به دست مى‌‌آيد بيشتر آن را اصالتا از هندوستان مى‌توان تحصيل کرد. کليد هندوستان سمت ترکستان است هر قدر مى‌توانيد از جانب صحارى قرقيزستان و بخارا را پيشتر رويد تا شاهد مقصود را در آغوش کشيد.

روسيه ارباب ايران در قالب معاهدات!
در پايان دو جنگ ايران و روس اولى به منظور اجراى دستور پطر کبير براى تسخير قفقاز در زمان الکساندر اول و دومى در نتيجه اختلاف مرزى به دنبال صلح ايران و روس‌ها معاهداتى منعقد شد؛ بار اول معاهده گلستان که طى آن داغستان، شيروان، شاماخي، باکو، طوالش، گنجه، قره‌باغ و گرجستان از دست ايران رفت و بار دوم در معاهده ترکمانچاى مورخ پنجم شعبان 1243 هـ .ق که ايروان، نخجوان و بقيه اراضى رود ارس از اختيار ايران خارج شد. به موجب عهدنامه ترکمانچاى ايران از داشتن کشتى جنگى در بحر خزر محروم شد و حقوق و مزاياى بيشمارى براى تجار تبعه روس در ايران پديد آمد و به مامورين سياسى و کنسولى روسى حق کاپيتولاسيون داده شد.به عبارتى پس از عهدنامه ترکمانچاي؛ ايران به صورت کشورى نيمه مستقل و تحت‌الحمايه روس درآمد و اين وضعيت تا انقلاب 1917 يعنى به مدت 90 سال تداوم يافت. سواحل جنوبى خزر از جمله نقاطى بود که دولت روسيه ارزش فراوانى برايش قائل بود و سال‌هاى متمادى بدان چشم داشت.

به دنبال انقلاب روسيه و جنگ‌هاى داخلى در کشور و محاصره بادکوبه از سوى لشکريان عثمانى ارتباط اقتصادي- تجارى ميان روسيه و ايران در سواحل خزر قطع شد و وضعيت اسفناک مالى – اقتصادى بر ولايات شمالى ايران حکمفرما گشت. شمال ايران پيش از جنگ بين‌المللى تماما تحت نفوذ اقتصادى و تجارتى روسيه بود زيرا تنها روسيه مواد خام و محصولات گيلان را مى‌خريد و در عوض توليدات کارخانجات خود را به قيمت ارزان‌ترى و با اعتبار چند ماهه به ايرانيان مى‌فروخت. در اثر ازدياد روابط اقتصادي، مردم گيلان بويژه در بندر انزلى و رشت با زبان روسى آشنايى پيدا کرده و اکثر تجار و کسبه گيلانى با مسافرت به روسيه از فرهنگ و حالات روحي- اجتماعى روس‌ها اطلاع مى‌يافتند.

پيامد تشکيل حزب بلشويک دولت انقلابى روسيه
لنين چند روز بعد از رسيدن به رياست دولت روسيه انقلابى سوسياليستي، ابلاغيه‌اى به اسم مسلمين دنيا منتشر نمود و اعلام داشت که عالم اسلام را در تحت حمايت انقلابيون درآورده و باکمال جديت براى آزادى ملل اسلام کوشش خواهد کرد بنابراين مسلمانان نيز بايد با انقلابيون روسيه همراه باشند. قابل توجه است که در ايام جنگ‌هاى سخت داخلى درون شوروى که ماشين تبليغاتى و اسلحه نظامى دولت شوروى تماما در جهت فتح و پيروزى بر دشمنان داخلى و خارجى به کار مى‌رفت چنين مقاله‌اى در يکى از روزنامه‌هاى مرکزى روسيه چاپ شد:

«هرچه باشد ايران بايستى شوروى شده داراى هويتى بشود و نخستين اقدام جدى‌مان بايد اين باشد که در ايران انقلابى برپا کرده و جاده پيشرفت به طرف مشرق يعنى به سوى هندوستان و چين را باز کنيم زيرا که کمترين قلعه‌هاى جهانگيران (انگلستان، آمريکا و ژاپن)، کشور‌هاى چين و هندوستان مى‌باشند، بنابراين بايد اين قلعه‌ها محو، نابود و ويران گردند. انقلاب ايران باعث انقلاباتى متعدد در آسيا و آفريقا مى‌شود و کليه ملل شرق را برضد جهانگيرى عربى خواهد شورانيد. ما نبايد فراموش کنيم که قلعه‌هاى سرمايه‌دارى مى‌بايست به تصرف‌مان درآيند. ما بايستى به هندوستان برويم و براى رفتن به آنجا مناسب‌‌ترين راه ايران است، پس بايد ايران را منقلب نماييم. روز سه‌شنبه 18 ماه مه 1920 (28 ارديبهشت 1299) کشتى‌هاى جنگى دولت شوروى در مقابل انزلى و غازيان صف کشيدند و بدون اعلان جنگ چندين گلوله توپ به سوى غازيان خالى کردند. به دنبال ورود ارتش سرخ از روسيه به گيلان به فرمان تندروهاى ارتش سرخ در يکى از روزها، جمعى از فئودال‌ها و سرمايه‌داران انزلى را که روزى بر مسند اقتدار نشسته بودند جارويى بلند دادند و آنها را واداشتند که خيابان‌هاى بندر انزلى را جارو کنند! مردم نيز بر در و ديوار مى‌نوشتند: ما ديگر زيربار استبداد نمى‌رويم، فئودال‌ها بايد از بين بروند. در انزلى کليه خطوط تلگرافي، تلفني، بى‌سيم و مخازن نفت تحت اختيار روس‌ها قرا رگرفت و تمام کشتى‌ها را تصاحب نمودند و جهاز جنگى‌شان آماده است که به طرف هر کشتى که بدون اجازه روس‌ها از بندر حرکت کند آتش توپخانه را بازکند، انزلى کما فى‌السابق از طرق قشون سرخ بادکوبه اداره مى‌شد. در سال 1938 ميلادى – 1317 خورشيدى در حدود 3500 نفر از ايرانيان که اکثر آنها ترک‌هاى آذربايجان بودند از شوروى به ايران مهاجرت کردند. همگى آنها به سوى شوروى گرايش داشتند و در ايران دستيابى به يک رفاه نسبى برايشان مشکل مى‌نمود. در جنگ جهانى دوم با توجه به حضور تعدادى آلمانى در ايران، روس‌ها در پوشش چندهزار مهاجر وارده به ايران، تعدادى مامور اطلاعاتى را نيز به ايران فرستادند.

تهاجمات ارتش شوروى در جريان جنگ جهانى دوم و شمال ايران
اطلاعيه شماره يک ستاد ارتش
1- ساعت 4، روز سوم شهريور ماه 1320 ارتش شوروى در شمال مرزهاى کشور را مورد تجاوز تعرض قرار داد.
2- شهرهاى تبريز، اردبيل، رضائيه، خوي، مياندوآب، ماکو، مهاباد، بناب، رشت، حسن‌کياده، ميانه و بندر انزلى مورد بمباران هوايى واقع، تلفات وارده نسبت به مردم غيرنظامى زياد و نسبت به نظاميان با وجودى که سربازخانه‌ها را بمباران مى‌کنند نسبتا کم بوده است.»

5 شهريور بمباران شهرهاى آزاد
هواپيماهاى نظامى روسيه به بسيارى از شهرهاى بى‌دفاع و باز آذربايجان و بندر انزلي، غازيان و قزوين هجوم آورده و ويرانى‌ها و تلفات بسيار به بار آورده‌اند. هواپيماهاى شوروى روز هفتم شهريور به گيلان هجوم آوردند که طى آن 203 نفر در رشت، 29 نفر در لاهيجان و 7 تن در بندر انزلى کشته شدند و نمايش فيلم‌هاى تبليغاتى روسى در شهرها و حتى روستاهاى گيلان آغاز شد. مقارن سال‌هاى دهه 1320 خورشيدى با بروز جنگ دوم جهانى و احتياج شديد دولت روسيه به مواد غذايي، مقررات ويژه‌‌اى در امر صيد در رود‌خانه‌هاى منشعب از مرداب انزلى وضع گرديد و گروه‌هاى پراکنده شده صيادان رديف کار يارج مالا دراجتماع صيادى متشکل از 60 تا 70 نفر تحت عنوان استان در گلوگاه روگاها به وجود آمدند. فشار بيش از حدى که توسط ماموران روسى در کنترل صيد منطقه اعمال مى‌گرديد با نفوذ تبليغات سياسى در هم آميخت و آستان‌هاى صيادى به کسانى واگذار مى‌گرديد که در تشکيلات سياسى وابسته به روس‌ها عضويت داشتند. گروهى از صيادان و بوميان که تن به وابستگى ندادند مورد ستم و آزار ماموران روس قرار گرفتند.

در نيمه نخست سال 1948 (1327 خورشيدي) تيرگى روابط دو کشور ايران و شوروى به منتهى درجه رسيد (بويژه به دليل اعلام ممنوعيت اعطاى هرگونه امتياز نفت به دول خارجى و باطل اعلام کردن موافقتنامه قوام- سادچيکف از سوى مجلس شوراى ملى در 29 مهر 1326) و دکترين ترومن که به نقش آمريکا در برابر توسعه‌طلبى کمونيست‌ها براى دفاع از کشور‌هاى کوچک اشاره مى‌نمود و در نتيجه امواج توسعه‌طلبى کمونيست‌ها را در سراسر جهان با سد محکمى ساخت. در اجراى اين سياست قراردادى درباره خريد ده ميليون دلار اسلحه و مهمات براى ارتش ايران در 18 خرداد 1326 و 14 مهر 1321 مبنى بر حضور مستشاران نظامى آمريکايى در ارتش به امضا رسيد که در نتيجه تمام موارد ياد شده: دولت شوروى طى يادداشت 20 نوامبر 1947 ايران را متهم به عهدشکنى نمود و اعلام داشت که ايران سياست خصمانه‌اى نسبت به شوروى در پيش گرفته و خاک خود را مبدل به پايگاهى براى حمله به شوروى نموده است.

دولت شوروى بازرگانى خود را با ايران به حداقل رساند. خط کشتيرانى بين باکو و انزلى را تعطيل کرد و قسمتى از تاسيسات شيلات را جمع آورى نمود و به مدت چند سال مبارزه مطبوعاتى و راديويى شديدى را عليه ايران ادامه داد. آنچه با تکيه بر مستندات تاريخى در رابطه با سير تاريخى اقدامات و تهاجمات روسيه [معطوف به مرزهاى شمالى ايران] دريافته مى‌شود، همانا ميل روزافزون به تسخير مناطق ياد شده، همراستا با آمال سياست خارجى روسيه است که روسيه را همسو با مواضع استعمارگرايانه دولت آمريکا قرار مى‌دهد با اين تفاوت که رو سها با لطايف‌الحيل و درصدرشان استفاده ابزارى از شعارهاى مساوات‌طلبانه و عدالت محور، از اين شعارها دقيقا برضد خود و در جهت تشديد استثمار خود بر کشورهاى پيرامونى بهره بردند.

خرید لباس ترسناک كشتي فقط در حرف ورزش اول است

مديرعامل باشگاه گراد گفت: كشتي فقط در حرف ورزش اول ايران است و در عمل همه امكانات و توجه‌ها متوجه فوتبال مي‌شود.

مسعود اصفهانيان در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: مسئولان براي كشتي كه مثلا ورزش اول ايران است ارزشي قائل نمي‌شوند. اين‌ها همه در حرف است و در عمل همه امكانات و توجه‌ها متوجه فوتبال مي‌شود. برخورد كشورهاي مختلف با ورزش اول‌شان را مي‌بينيم؛ اما هيچ تشابهي بين آنها و ايران وجود ندارد.

وي تاكيد كرد: حتي يك برنامه‌ ورزشي هم به بررسي جام‌جهاني كه در تهران برگزار شد نپرداخت. كسي تحليل نكرد چرا فردين معصومي در فينال اين رقابت‌ها شكست خورد.

مدير تيم قهرمان فصل گذشته ليگ برتر آزاد با اشاره به نامشخص بودن وضعيت حضور اين تيم در ليگ آينده خاطرنشان ساخت: بعد از اينكه قهرمان شديم كسي يك‌بار هم حال‌مان را نپرسيد. به نحوه برگزاري مسابقات سال گذشته نيز اعتراض داريم. كجاي دنيا ليگ را ظهر يك روز غير تعطيل برگزار مي‌كنند. كسي كشتي‌ها را نديد چون زمانش خيلي بد بود. ليگ بايد پنجشنبه يا جمعه برگزار شود تا مخاطب‌اش را داشته باشد. بعد از ليگ، با حضورمان در هيچ تورنمنت بين‌‌المللي نيز موافقت نشد.

اصفهانيان گفت: هنوز در مورد حضور در ليگ 88 تصميم‌گيري نكرده‌ايم. بايد خيلي مسائل را در نظر بگيريم.

خرید لباس ترسناک اخراج نكونام و شجاعي از اوساسونا در ابهام

خبر اخراج دو لژيونر ايراني از باشگاه اوساسونا که گفته می شود به دلیل حضور و درگیری در یک کلوب شبانه رخ داده است به سرعت در شهر پیچید و تماس های متعددی را به این خبرگزاری در پی داشت و این در حالي است که هنوز هيچ پايگاه رسمي خبري و به خصوص سایت اوساسونا آن را تاييد نكرده است.

به گزارش ایلنا، ساعتي پيش خبر اخراج جواد نكونام و مسعود شجاعي دو بازيكن كليدي اوساسونا به دليل مسائل غير فوتبالي در آستانه بازي حساس با تنه ريف در هفته دوم منتشر شد.

روابط عمومي اوساسونا از پاسخگويي در اين مورد خودداري كرده و حاضر به توضيح شفاف در اين خصوص نيست.

سايت هاي معتبر فوتبال اسپانيا و خبرگزاري هاي رسمي جهان هيچ اشاره اي به اين خبر نكرده اند.

برخي سايت‌هاي مدعي شدند اين خبر روي صفحه اول سايت باشگاه اوساسونا قرار گرفته و دقايقي بعد حذف شد.

البته ما دوست نداریم این خبر صحت داشته باشد اما اگر چنین چیزی باشد برای این دو فوتبالیست باید تاسف خورد.

خرید لباس ترسناک سوء تغذيه در كمين بيماران بستري در بيمارستان

ارائه خدمات تغذيه و رژيم درماني صحيح در بيمارستان‌ها، عامل مهمي ‌در بهبود سريع‌تر بيماران، كاهش دوران نقاهت و حتي پيشگيري از بروز بيماري‌ها به شمار مي‌آيد. كارشناسان مي‌گويند چنانچه بخش تغذيه به عنوان يكي از اركان سلامت بيماران در بيمارستان‌ها ناديده گرفته شده يا نقش كمرنگي در فرآيند درمان داشته باشد، نه فقط عامل نارضايتي بيماران، كه باعث اخلال در روند درمان مي‌شود. اما آيا خدمات مطلوب تغذيه‌اي در بيمارستان‌هاي دولتي يا خصوصي به بيماران ارائه مي‌شود؟

به گزارش «جام جم»، غذايي كه براساس دانش و اطلاعات تغذيه‌اي انتخاب و تهيه مي‌شود، مي‌تواند داراي همه مواد مغذي براي اعمال طبيعي بدن، ترميم آسيب‌هاي وارده و تقويت سيستم ايمني بدن براي مقابله موثر با عوامل بيماري‌زا و در نهايت كاهش دوره نقاهت باشد.بر خلاف انتخاب نا آگاهانه و نادرست غذا كه ممكن است منجر به تشديد بيماري و از دست رفتن بخش ديگري از سلامت بيمار شود. به طور نمونه انتخاب ناآگاهانه غذاهايي كه منجر به افزايش ميزان كلسترول خون در بيماران قلبي و عروقي، كاهش كالري و پروتئين در بيماراني كه دچار سوختگي يا عفونت شده‌اند، افزايش قند خون در بيماران ديابتي شود، چيزي جز تشديد شرايط بحراني بيمار و كاهش ميزان اثرگذاري درمان بدنبال نخواهد داشت. مطالعات باليني در سراسر جهان بر اين مدعا دلالت دارد كه تامين سلامت و بازتواني بيمار ارتباط زيادي با تناسب مواد مغذي دريافت شده دارد.براين اساس مقابله با سوءتغذيه بيماران و تامين انرژي، كالري، پروتئين و ساير املاح معدني و ويتامين‌ها، به ميزان لازم و متناسب شرايط بيمار، در صدر دغدغه كادر درماني علي‌الخصوص كارشناسان تغذيه مستقر در بيمارستان و در سطح بالاتر داروسازان باليني بيمارستان قرار مي‌گيرد.

آمار‌ها چه مي‌گويند؟

دكتر منصور رستگار پناه، عضو هيات علمي‌ مركز تحقيقات گوارش دانشگاه علوم پزشكي تهران و متخصص داروسازي باليني درخصوص احتمال بروز سوءتغذيه در بيماران بستري در بيمارستان معتقد است: «حدود 30 تا 50 درصد بيماران در زمان پذيرش در بيمارستان مبتلا به سوء تغذيه پروتئين انرژي هستند و در 25 تا 30درصد آنها طي اقامت در بيمارستان اين مشكل گسترش پيدا مي‌كند. مطالعات بيانگر اين موضوع است كه بيش از 50‌درصد بيماران طي اقامت در بيمارستان با كمبود جدي برخي از مواد غذايي مواجه خواهند شد؛ البته در اين هنگام حمايت تغذيه‌اي از ديدگاه كادر درماني، همچون تجويز دارو الزامي ‌است و بايد هر چه سريع‌تر بر اساس برآوردهايي كه با استفاده از فرمول‌هاي علمي‌صورت مي‌گيرد،نسبت به حمايت تغذيه‌اي از بيمار اقدام شود.»

حمايت تغذيه‌اي، مكمل دارو درماني

دكتر ابوالفضل شجاعي‌فر، متخصص جراحي عروق و عضو هيات علمي‌دانشگاه علوم پزشكي تهران نيز مي‌گويد: «جراحي هر چقدر هم موفق باشد و كادر درماني هرچقدر هم ورزيده باشند، ممكن است به علت حمايت‌هاي تغذيه‌اي نامناسب و ضعيف، اثر درماني مناسبي در بر نداشته باشد. چنان‌كه درصورت عدم تامين مواد غذايي لازم، شاهد كاهش چشمگير كارايي و اثر گذاري بسياري از دارو‌هاي مصرفي علي‌الخصوص آنتي‌بيوتيك‌ها هستيم. اين موضوع مي‌تواند علاوه بر افزايش مدت دوره نقاهت، بيمار را در معرض عفونت‌هاي ارگان‌هاي مختلف بدن قرار دهد. براين اساس ارزيابي تغذيه‌اي از بيمار قبل و بعد از انجام عمل‌هاي سنگين جهت شناسايي نيازهاي تغذيه‌اي بافت‌هاي مختلف بدن و تامين آنها ضرورت دارد.»

البته در شرايطي كه بيمار قادر به بلع يا از سطح هوشياري مناسبي برخوردار نيست (مانند بيماراني كه در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري هستند) يا به دليل حالت تهوع يا بي اشتهايي، تمايلي به صرف غذا ندارند(مانند بيماران سرطاني)، مداخلات تغذيه‌اي بصورت روده‌اي يا وريدي انجام مي‌گيرد. دكتر مجتبي مجتهدزاده، عضو هيات علمي‌ دانشگاه علوم پزشكي تهران درخصوص سوءتغذيه باليني چنين بيماراني معتقد است: «براساس مطالعات بايد اذعان كرد كه رابطه مستقيمي ‌بين سوءتغذيه‌ اين بيماران و بروز نارسايي كليوي، عفونت‌هاي خوني، كاهش پاسخ به درمان، عدم بهبودي و مرگ و مير بيماران وجود دارد. در اين حالت كه نياز به انرژي به طور فزاينده‌اي افزايش پيدا كرده است، بهترين استراتژي تغذيه‌اي كه مي‌تواند با كمترين عوارض، كنترل شده‌ترين مواد مغذي را در اختيار بدن بيمار قرار دهد، (مگر موارد خاص) استفاده از غذاهاي فرموله (Enteral Formula) است. در اين روش تمام مواد غذايي و آب مورد نياز، با ارزش غذايي مشخص و كنترل شده، از طريق لوله و معمولاً از راه ‌بيني وارد دستگاه گوارش بيمار مي‌شود. برخلاف شيوه تغذيه آشپزخانه‌اي، در اين حالت مي‌توان از رسيدن مواد مغذي معين و به ميزان مشخص به بدن بيمار اطمينان پيدا كرد. علاوه بر اين از وضعيت بهداشتي غذا نيز مي‌توان اطمينان كامل داشت.»

نبود بخش تغذيه در بيمارستان

رئيس اداره بهبود تغذيه وزارت بهداشت از فراهم شدن مقدمات اوليه جهت تغيير ساختار نحوه ارائه مشاوره تغذيه در بيمارستان‌ها خبر داد و گفت: نبود بخش تغذيه در بيمارستان‌ها علاوه بر اختلال در روند درمان باعث افزايش مرگ و مير بيماران بستري خصوصا در بخش مراقبت‌هاي ويژه مي‌‌شود.

دكتر پريسا ترابي از سوءتغذيه بيماران بستري در بيمارستان‌ها به عنوان يك مشكل جهاني نام برد و اظهار كرد: سوءتغذيه همواره در كمين بيماران خصوصا بيماران بستري در بيمارستان است چرا كه در مدت بيماري ممكن است جذب مواد مغذي مختل شود، نياز به مواد مغذي افزايش يابد. بي‌اشتهايي نيز سبب كاهش دريافت مواد مغذي مي‌شود. همچنين عدم امكان بلع و عدم هوشياري بيماران بستري در آي سي يو نيز زمينه بروز سوء‌تغذيه را تشديد مي‌كند.

اين كارشناس تغذيه درخصوص عوارض سوءتغذيه گفت: چنانچه بخش تغذيه به‌ عنوان يكي از اركان سلامت بيماران در بيمارستان‌ها ناديده گرفته شود و يا نقش كمرنگي در فرآيند درمان داشته باشد علاوه بر تاخير در بهبودي بيماران و اختلال در درمان باعث افزايش نرخ مرگ و مير بيماران بستري خصوصا در بخش مراقبت‌هاي ويژه مي‌‌شود.

طبق استاندارد لازم است كه بيمارستان‌ها به‌ازاي هر 50 تخت يك كارشناس تغذيه داشته باشند كه اين موضوع مورد اهتمام جدي وزارت بهداشت است و در تغييرات جديد لحاظ شده‌است.

تغذيه فرموله، شيوه‌اي براي صرفه‌جويي در بودجه محدود درماني كشور

طبق نتايج به دست آمده از بررسي‌هاي مختلف، ارائه خدمات مناسب در زمينه تغذيه باعث كوتاه شدن زمان توقف بيمار در بيمارستان از طريق تسهيل پروسه درمان و كوتاه شدن دوران نقاهت مي‌شود و به اين ترتيب صرفه اقتصادي چشمگيري براي بيمارستان و بودجه درماني خواهد داشت. درخصوص بيماران بستري در ICU نيز بايد گفت استفاده از مزاياي «غذاي فرموله» كه با اهداف پزشكي و براساس برآوردهاي علمي‌ از وضعيت بيمار توسط متخصصان مربوطه تجويز مي‌شود، مي‌تواند عامل موثري در بهبود فرآيند درمان و كاهش دوره بستري بيمار تلقي شود. بدون ترديد اين موضوع علاوه بر كاهش درد، رنج، اضطراب و ناخوشايندي بيمار و همراهان وي، مي‌تواند با كاهش هزينه‌هاي دوره بستري موجب صرفه‌جويي در هزينه‌هاي بيمار و نيز صرفه‌جويي در بودجه محدود درماني كشور شود. از سوي ديگر با توجه به محدوديت پذيرش بخش مراقبت‌هاي ويژه، اين موضوع مي‌تواند موجب افزايش امكان بهره‌مندي ساير بيماران نيازمند به خدمات اين بخش شود، بيماراني كه به دليل عدم‌ظرفيت بخش مراقبت‌هاي ويژه در صف انتظار قرار دارند.

خرید لباس ترسناک پيروزي پرگل فولاد بر استقلال شوش

تيم فوتبال فولاد خوزستان در ديداري تداركاتي توانست تيم استقلال شوشتر را با نتيجه 5 بر 2 شكست دهد.

به گزارش فارس، لوكا بوناچيچ پس از تساوي بدون گل مقابل سپاهان در ليگ برتر روز گذشته براي بازيكنان خود به جاي تمرين ريكاوري ديداري تداركاتي را در نظر گرفت.

فولادي ها در اين ديدار با نتيجه 5 بر 2 استقلال شوشتر را شكست دادند.

گل هاي فولاد را ملادن بارتلوويچ (2گل)، جماعتي، فيض الهي و كاگه به ثمر رساندند.

تمرين اين تيم امروز تعطيل است. فولاد يكشنبه هفته آينده در انزلي ميهمان تيم ملوان است.

سرخپوشان اهوازي براي اين بازي حجت زادمحمود را به دليل مصدوميت در اختيار نخواهد داشت؛ اما ابوالهيل بازيكن عراقي فولاد به اين بازي خواهد رسيد.