خرید لباس ترسناک من که حرفی ندارم

تقابل معرفت – عصیان، شما کدام را انتخاب می‌کنید؟ می‌توانم او را در آینه ببینم! بارها احساس کردم هر کدام از ما آنتونیو کاسانويي در وجودمان داریم، فقط باید یکی پیدا شود تا درک‌مان کند. آیا کسی پیدا می‌شود تا چشم را به معصومیت بچگانه شرور ایتالیایی ببندد؟ آخر نمی‌توان فهمید باید کدام رفتار را از او پذیرفت؟! ولی به هر صورت باید قبول كرد اگر دنیا هم دوستش نداشته باشد باز هم با مهربانی می‌خواهد شرایط را سروسامان دهد.

به نوشته وطن امروز؛ البته برای پرداختن به شخصیت پیچیده کاسانو می‌خواهم او را با داستان‌های کوتاه آلبرتو مورا‌ویا شبیه‌سازی کنم، نویسنده‌ای که ادبیات رمانتیسم ایتالیا در قرن بیستم هرگز این افتخار نصیبش نمی‌شد اگر او «مجموعه داستان‌های رومی» را به رشته تحریر درنمی‌آورد. از آن مجموعه کاراکتر کاسانو بیش از پیش در داستان «من که حرفی ندارم» احساس می‌شود، داستانی که آمیخته با طنز تلخ، عصیان و روایت تراژیک آدم‌های طردشده جامعه ایتالیایی است.

مورا‌ویا در بسیاری از آثارش به تجزیه و تحلیل روانشناسانه شخصیت‌های داستانش می‌پردازد و پرده خصایل پنهان آنان را برمی‌کشد و برای این منظور به شیوه‌های مختلف داستان‌نویسی روی می‌آورد. بله آنتونیو کاسانو، خود در کتاب بیوگرافی‌اش عنوان کرده بود که تمام این عصیان ها ریشه در گذشته نافرجام دارد ولی باز هم قلب مهربان او را نمی‌توان انکار کرد و نادیده گرفت، چون خیلی راحت می‌توانید همه چیز را به محبت ببخشید!

سنجاق سینمای نئورئالیسم با آنتونیو
نمی‌دانم چرا می‌توان پسرک عصیانگر را به هزار و یک دلیل به سینمای «واقع‌گرایی نو» یا همان «newRealism» سنجاق کرد. آخر سینمای نئورئالیسم ایتالیا بارها توسط منتقدان تا ورطه به لجن کشیدن نیز پیش رفت ولی باز هم کسی نتوانست ارزش‌های این نهال نورسته را زیر پا بگذارد.

آنتونیو کاسانویی که ادا و اطوارش از یک نتیجه چرند فوتبال به مراتب جذاب‌تر است هیچ طرفداری ندارد. خیلی‌ها متهمش می‌کنند و بعضی دیگر از سر دلسوزی ترحم. او تنها کار خودش را می‌کند. مثلا در همین دعوای بچگانه لیپی – مورینیو، آنتونیو مثل پسربچه‌ها می‌خواهد دوطرف را آشتی دهد و برای این کار از همان سلاح همیشگی‌اش، شوخ‌طبعی استفاده می‌کند. «آنها مرا نمی‌خواهند، پس من تنها کسی هستم که می‌توانم میانشان صلح را برقراركنم….»

کاسانو یک «نئورئالیست» است. مثل همان سینمایی که روشنفکران آن روزهای ایتالیا به بهانه آزادیخواهی بنا نهادند؛ چیزی که در سینمای جهان به این تعریف هرگز به وجود نیامد. خب، کمتر جوان بااستعدادی مثل آنتونیو نیز وجود دارد که با این همه شرایط خوب سر به عصیان بگذارد و از طرف دیگر با قلب مهربانش ما را دچار توهم دلسوزی ‌کند.

او واقعا قابل تعمیم نیست. از لحاظ روانشناختی نیز این رفتار سبب می‌شود تا با ته‌خنده‌ای که سرتان را تکان می‌دهید او را تایید کنید! موجی نو که می‌توان دوستش داشت. دعوایی میان بزرگ‌ترهای پرمدعا رخ می‌دهد و پسرک با آن صورت آبله بسته و آن کارنامه پر از شرارتش می‌خواهد میان آنها پادرمیانی کند!

کاسانو: کسی مرا نمی‌خواهد
به نظر می‌رسد ستاره جوان ایتالیایی اکنون به دنبال راهی برای پایان دادن به جنگ لفظی میان آقای خاص و سرمربی آتزوری است. آنتونیو کاسانو، ستاره باشگاه سمپدوریا اکنون وارد جنگ لفظی میان مورینیو و مارچلو لیپی، سرمربی تیم ملی ایتالیا شده و اعلام کرده هر دوی آنها عقاید مشترکی دارند.
مربی باشگاه اینتر از نظر سرمربی تیم ملی ایتالیا که اظهار کرده بود یوونتوس می‌تواند قهرمان اسکودتو لقب گیرد، ناراحت شده بود و بدین ترتیب جر و بحث کلامی میان آنها صورت گرفت.

کاسانو در صحبتی طنزآلود به شبكه اسکای مي‌گويد:«من نخستین کسی هستم که می‌توانم وارد این بحث شوم، چرا که هیچ‌یک از آنها مرا نمی‌خواهد». این در حالی است که همیشه از کاسانو به‌عنوان یکی از پدیده‌های فوتبال ایتالیا یاد شده و به مهارت‌های بالای او اشاره می‌شود.

هر چند هر از گاهی رفتارهای نادرستی از سوی او سر می‌زند و خود کاسانو نیز معتقد است رفتارهای نادرستش او را از پیشرفت بازداشته و در این‌باره گفته:«در صورتی که رفتارم به نحو دیگری بود، می‌توانستم در کنار هر بازیکنی در دنیا توپ بزنم، حتی کنار مسی که برترین بازیکن دنیاست. متاسفانه من پس از این همه سال نتوانسته‌ام اخلاقم را عوض کنم و حتی مادرم هم نمی‌داند دقیقا چه چیزی در ذهنم می‌گذرد». حالا فكر مي‌كنيد ماجرا از كجا شروع شد كه كاسانو دست به ميانجيگري مي‌زند!

داستان دعوای بچگانه بزرگ‌تر‌ها از آنجایی شروع شد که مارچلو لیپی از تریبون اختصاصی تیم ملی خیلی راحت احساس می‌کند که «نوسترا داموس» شده و می‌گوید: «یوونتوس این فصل قهرمان می‌شود!» و همین حرف کافی است تا مورینیوی دهان‌گشاد را به واکنش وادارد. خب، ژوزه انتظار نداشت که لیپی با آن همه دبدبه و کبکبه‌اش در اظهارنظر‌های شخصی از تعصب به یووه و ارادت قلبی به بانوی پیر استفاده کند.

نوستالژی مارچلو، کاردستش داد تا سرانجام مجبور شود از مربی پرتغالی عذرخواهی کند! خب شاید این جنگ لفظی زیاد به نفع فوتبال آسیب‌دیده ایتالیا نباشد و به همین دلیل است که کاسانو پا جلو گذاشته تا آنها را آشتی دهد.

لیپی: مورینیو بايد مرا ببخشد
سرمربی آتزوری‌ها اعلام کرد قصد توهین به آقای خاص را نداشته است:«اگر مورینیو از این حرف من ناراحت شده باید مرا ببخشد. من قصد بی‌احترامی به هیچ تیمی را نداشتم. من تنها یک پیش‌بینی‌ ساده انجام دادم که اینطور که معلوم است به مذاق سرمربی اینتر خوش نیامده است».

مورینیو: به اندازه لیپی بی‏کار نیستم
«نمی‌خواهم وقت بیشتری هدر دهم، چون هر روز باید زمان بسیاری برای تیم بگذارم. من بیکار نیستم که همیشه منتظر انجام یک بازی باشم. اگر کسی با این حرف من موافق نیست اشکالی ندارد اما من تکرار می‌کنم که مربی تیم ملی نمی‌تواند اینقدر مستقیم قهرمان لیگ را تعیین کند.

آیا اگر این سوال را از فابیو کاپلو در انگلیس یا ویسنته دل‌بوسکه در اسپانیا می‌پرسیدید که کدام تیم قهرمان می‌شود، اینطور پاسخ می‌دادند؟ نه، آنها خیلی باهوش هستند».