تبلیغات

تبلیغات تبلیغات

جستجو در سایت

سقوط مرگبار پسربچه پنج ساله در اشتهارد | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

فرمانده انتظامی اشتهارد از مرگ پسربچه پنج ساله براثر سقوط از پنجره ساختمان در این شهرستان خبر داد.

به گزارش اردکان گویا، سرهنگ کامران ملکی اظهار کرد: مأموران کلانتری ۱۱ اشتهارد در پی تماس تلفنی یکی از شهروندان مبنی بر سقوط یک پسربچه پنج ساله از پنجره ساختمان چند طبقه بلافاصله در محل حضور یافتند.

وی اضافه کرد: این کودک بلافاصله توسط اورژانس به بیمارستان الزهرا (س) اشتهارد منتقل شد که به علت شدت جراحات جان باخت.

سرهنگ ملکی با اشاره به اینکه علت حادثه هنوز مشخص نیست، گفت: علت اصلی حادثه توسط مأموران پلیس در دست بررسی است.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

سان: ابوبکر بغدادی در افغانستان است | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

روزنامه انگلیسی سان به نقل از یک کارشناس مسائل امنیتی نوشت: ابوبکر بغدادی احتمالا در منطقه‌ای دور افتاده در افغانستان پنهان شده است.

به گزارش اردکان گویا، گفته می‌شود ابوبکر بغدادی، رهبر گروه تروریستی داعش به دنبال شکست خلافت داعش در عراق و سوریه از مخفی‌گاهش در این کشورها گریخته است.

حالا اما این مساله مطرح شده است که او به دیگر رهبران و اعضای داعش که این منطقه را برای پیوستن به شاخه این گروه در شرق افغانستان ترک کرده‌اند، پیوسته است.

به گزارش روزنامه سان، زید حمید، بنیانگذار اندیشکده  “برس‌تکس”(  BrassTacks ) اشاره کرده است که ابوبکر بغدادی در تازه‌ترین اظهارات ویدئویی‌اش روی تشکچه‌هایی نشسته است که مربوط به منطقه عراق و سوریه نیست.

حمید که یک کهنه سرباز جنگ افغانستان و شوروی است در توییتر نوشت: تازه‌ترین ویدئوی بغدادی، رهبر داعش نشانگر چیزی است. با توجه به مدل چیدمان این فضا و تشکچه‌ها (می‌توان گفت که) او اکنون در افغانستان است.

این ادعا همچنین با گفته‌های هشام الهاشمی، کارشناس عراقی که گفته است بغدادی هنوز در عراق و سوریه به سر می‌برد، در تعارض است.

طبق گفته او، بغدادی احتمالاً در مناطق بیابانی یا وادی حوران در استان انبار عراق یا در بیابان حمص سوریه است.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

عارف: اهل قهر نیستم – ایسنا | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

رئیس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با رد حواشی منتشره درباره‌ی غیبتش در افطاری رئیس جمهور گفت که به دلیل داشتن برنامه‌ای از پیش تنظیم شده در این نشست حضور نیافته است.

محمدرضا عارف در گفت‌وگو با اردکان گویا اظهار کرد: متأسفانه من شب گذشته برنامه داشتم و افتخار حضور در افطاری رئیس جمهور را پیدا نکردم زیرا برنامه‌ام از قبل تنظیم شده بود.

وی افزود: دوستان دولت لطف داشتند و ما را دعوت کردند؛ اگر دعوت نکنند هم اتفاقی نمی‌افتد.

عارف در پاسخ به این سوال که برخی عدم حضور شما در این نشست را قهر تلقی کردند گفت: من اهل قهر نیستم. وقتی برنامه‌ای از قبل تنظیم می‌کنم و میزبان هستم باید عذرخواهی کنم. مرامم نیز همین است. روز گذشته هم از آقای واعظی خواستم از رئیس جمهور عذرخواهی کند که ان‌شاء‌الله ایشان عذر مرا پذیرفته باشند.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

مهاجم اسبق استقلال درگذشت – ایسنا | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

مهاجم باشگاه استقلال تهران که در دهه 40 سابقه بازی در این تیم را داشته است، درگذشت.

به گزارش اردکان گویا، حسن علم امروز (یکشنبه) در سن ۷۷ سالگی در تهران و به دلیل سکته قلبی درگذشت. او اصالتاً خوزستانی و اهل شوشتر بود.

“علم” بازیکن سابق تیم‌ملی، تاج اهواز و تهران و منتخب خوزستان و در دهه ۴۰ نیز یکی از مهاجمان برجسته فوتبال ایران بود. مرحوم علم به فوتبالیستی اخلاق‌مدار، تکنیکی و صلح طلب معروف بود که همیشه تلاش داشت اخلاق و رفتار پهلوانی را به جوانان یاد دهد.

علم در کنار مرحوم کمائی و شاهمراد شکرخدایی از ستاره‌گان اسبق تاج اهواز و فوتبال خوزستان، به سه تفنگدار فوتبال خوزستان معروف بود.

خبرگزاری دانشجویان ایران (اردکان گویا) در گذشت حسن علم را به خانواده این مرحوم و جامعه فوتبال تسلیت می‌گوید.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

انفجاری مهیب در بندر الفجیره امارات | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

چندین انفجار شدید بندر الفجیره امارات را لرزانده و پس از این انفجارها، آتش‌سوزی‌ بسیار شدیدی رخ داده است.

به گزارش اردکان گویا، به نقل از اسپوتنیک، هفت تا ۱۰ نفت کش در این انفجارها آتش گرفته است.

دلیل این رخداد هنوز معلوم نیست.

شاهدان از پرواز جنگنده‌های آمریکایی و فرانسوی بر فراز این بندر خبر می‌دهند.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

دلارهایی که برای پوره و گربه می‌رود! | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

علیرغم اینکه در شرایط فعلی اقتصاد، چگونگی دخل و خرج ارزی بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد، آمارها چیز دیگری می‌گوید؛ چراکه در مواردی ارز آن هم از نوع دولتی برای واردات محصولات لوکس و غیر ضرور از جمله غذای سگ و گربه و پوره میوه از جیب کشور رفته و در ازای آن قرار است ارزهایی حاصل از صادرات محصولات آب‌بر و یارانه‌بر کشاورزی به کشور بیاید که اگر بیاید…

به گزارش اردکان گویا، در شرایطی که کشور به دلیل بروز تحریم‌های نفتی در تأمین منابع ارزی خود دچار محدودیت است، هزینه‌کرد منابع محدود ارزی مسأله‌ای بسیار مهم است.

بر این اساس به نظر می‌رسد باید در واردات برخی اقلام غیر ضروری به کشور تجدیدنظر کرد. برای مثال واردات محصولاتی مانند غذای گربه و سگ، موز، دانه کاکائو، پوره موز، پشن فروت، لیپی و آناناس که اقلامی لوکس برای طبقات خاص هستند، آن هم در شرایطی که برای تأمین منابع محدود ارزی، صادرات مواد خام، محصولات کشاورزی و محصولات اساسی همچون سیب‌زمینی و پیاز انجام می‌شود، باید در آن تجدیدنظر کرد.

صادراتی که برای دلالان می‌صرفد!

این مساله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم ارز برخی از اقلام لوکس مانند غذای گربه و سگ بر اساس فهرست اعلام شده توسط بانک مرکزی از محل ارزهای دولتی تأمین می‌شود. ارزهای دولتی که بخشی از آن حاصل صادرات صیفی‌جات به عنوان محصولاتی اساسی است.

همانطور که می‌دانیم صادرات محصولاتی مانند سیب‌زمینی به دلیل آب‌بری بسیار بالایی که دارند صرفه اقتصادی چندانی _جز برای دلالان_ ندارد. استفاده از اقلیم خشک سرزمین ایران و انواع یارانه‌های دولتی برای تهیه و حمل و نقل این محصولات، صادرات این گونه محصولات را برای کشور به صرفه نمی‌کند.

از سوی دیگر بر اساس گفته‌های فرهاد دژپسند – وزیر امور اقتصادی و دارایی – از ۴۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی که انجام شده است فقط ۱۰ میلیارد دلار از آن به کشور برگشته و ۷۵ درصد از آن به کشور برنگشته است؛ این یعنی برخی از همین محصولاتی که حتی صادرات و ارزآوری از محل آنها به صرفه نیست، هم صادر شده و هم دلارش به کشور نیامده است!

از همه اینها گذشته کمبود برخی از محصولات کشاورزی اساسی در بازار مسأله‌ای است که در ماه‌های گذشته تقریباً به امری عادی تبدیل شده است. بعد از جهش قیمت ارز از اوایل سال گذشته تقریباً هیچ ماهی نبوده که در آن خبری از جهش قیمت یکی از محصولات کشاورزی را نشنویم. در این بین محصولاتی مانند سیب‌زمینی، گوجه فرنگی و پیاز به دلیل سهم زیادی که در پر کردن سفره اقشار ضعیف‌تر دارند، دارای حساسیت بالاتری هستند.

واقعیت این است که بعد از تحولات اخیر و حادث شدن تورم ۳۰ درصدی در اقتصاد، تأمین معیشت نیز برای برخی از اقشار ضعیف‌تر، سخت شده است. اقشاری که شاید بتوانند با کمترین هزینه، با سیب‌زمینی و گوجه فرنگی و ترکیب آنها با برخی اقلام ساده مانند تخم مرغ در این اوضاع سخت اقتصادی روزگار خود را بگذرانند.

بر اساس آمارهای تجارت خارجی گمرک ایران، تا ۱۱ ماهه سال ۱۳۹۷ معادل ۱۹۵ هزار و ۶۹۲ تن سیب‌زمینی از گمرکات ایران خارج شده است. این حجم ۲۰۲ میلیون و ۹۱۳ هزار دلار معادل ۱,۳۲۶ میلیارد تومان بوده است. همچنین میزان صادرات بادمجان در این مدت حدود ۱۴۰ هزار و ۸۴۱ تن معادل ۴۹ میلیون و ۳۶۱ هزار دلار، برابر با ۳۸۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان بوده است.

صادرات گوجه‌فرنگی تازه یا سرد کرده نیز در همین مدت ۵۷۲ هزار و ۸۵۵ تن بوده که معادل ۲۴۴ میلیون دلار به ارزش ریالی ۱۳۶۹ میلیارد و ۶۳۰ میلیون تومان است. همچنین صادرات گروه کالایی “پیاز و موسیر” که در ماه‌های بعد از عید دچار افزایش قیمت در بازار شده است تا پایان بهمن ماه سال گذشته معادل ۱۲۴ میلیون دلار و به میزان ۳۴۲ هزار و ۶۷۱ تن بوده است.

کوچک بودن رقم صادراتی این اقلام، زمانی برجسته می‌شود که آن را با هزینه‌ای که بابت واردات موز انجام شده است مقایسه کنیم. بر اساس آمارهای واردات گمرک ایران، تا پایان بهمن ماه سال گذشته ۳۹۰ هزار و ۲۷۸ تن معادل ۱۳۶۶ میلیارد و ۶۱۸ میلیون تومان و به ارزش دلاری ۳۲۶ میلیون و ۷۸۳ هزار دلار بوده است.

با این شرایط صادرات مایحتاج اساسی مردم و همچنین با صرف منابع آب و یارانه‌ای، با توجیه کسب دلار امری است که نیازمند بررسی بیشتر است. آن هم در شرایطی که به گفته وزیر اقتصاد از مجموع صادرات غیرنفتی تنها ۲۵ درصد از آن به کشور برمی‌گردد و عمده آن نیز مربوط به محصولات پتروشیمی و فولادی است.

به گزارش اردکان گویا، مجموع این مقدمات ما را به این سوال می‌رساند که در شرایط فعلی که گاهاً از اصطلاح جنگ اقتصادی هم برای توصیف آن استفاده می‌شود، چرا باید اجازه داد محصولاتی که قوت غالب ضعفا را تشکیل می‌دهند، در این حجم صادر شوند؟ در این میان انتظار می‌رود دستگاه‌های اقتصادی مانند وزارت صنعت و وزارت اقتصاد نهادهایی هستند که در این شرایط باید پاسخگو باشند.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

بهمن کیارستمی: تحت تاثیر مستندهای پدرم هستم | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

بهمن کیارستمی گفت: بیش‌تر تحت‌تاثیر مستندهای پدرم و فیلم‌هایی که در دهه‌ی شصت در کانون [پرورش فکری کودکان و نوجوانان] ساخت هستم. فیلم‌های شاخصی که به نظرم جای شان در سینمای امروز ایران خالی است و دلم می‌خواهد به آن‌ها بپردازم.

به گزارش اردکان گویا، طبق گزارش رسیده، بعدازظهر دیروز (شنبه بیست و یکم اردیبهشت‌ماه) و در تازه‌ترین برنامه از کانون فیلم خانه سینما، فیلم مستند «منیر» ساخته‌ی بهمن کیارستمی به نمایش درآمد و سپس نشست پرسش و پاسخ با حضور سازنده‌ی این فیلم برگزار شد.

در ابتدای این جلسه که با همکاری انجمن کارگردانان سینمای مستند و بامشارکت کارگروه نمایشِ این انجمن برگزار شد، بهمن کیارستمی در پاسخ به پرسش مصطفی شیری (مجری برنامه) درباره‌ی ایده‌ی ساخت «منیر» گفت: «این فیلم به منظور نمایش در حاشیه‌ی نمایشگاهی از آثار منیر فرمانفرماییان که سال 2014 در موزه‌ی گوگنهایم به نمایش درآمد ساخته شد و در طول ماه‌هایی که این نمایشگاه برگزار می‌شد بارها به نمایش گذاشته شد.»

کیارستمی که در «منیر» به برش‌هایی از زندگی و فعالیت‌های منیر فرمانفرماییان، هنرمند فقید عرصه‌ی هنرهای تجسمی پرداخته هم‌چنین درباره‌ی نمایش این فیلم بدون زیرنویس فارسی گفت: «امروز، نخستین نمایش رسمی این فیلم به حساب می‌آید و متاسفانه‌ی نسخه‌ای از این فیلم که زیرنویس فارسی داشته باشد، هنوز آماده نشده است.»

او سپس با اشاره به این که مستند «منیر» حدود پنج سال قبل از درگذشت منیر فرمانفرماییان (درفروردین‌ماه گذشته) ساخته شده است، گفت: «تصویری که از خانم فرمانفرماییان در این فیلم ثبت شده نشان می‌دهد او آدم بسته‌ای بود. جلسه‌ی اول فیلم‌برداری،همان سکانس آغاز فیلم بود که در آن می‌گوید اصلاً دلش نمی‌خواهد در فیلم حضور داشته باشد و از جلوی دوربین کنار می‌رود. متاسفانه ایشان حتی تا آخرین روز تصویربرداری که حدود یک‌سال و نیم طول کشید هم با حضور در مقابل دوربین راحت نبود و از انجام این کار سر باز می‌زد.»

وی هم‌چنین درباره‌ی تمهید خود برای ضبط نماهای این فیلم خاطرنشان کرد: «از آن‌جا که خانم فرمانفرماییان تمایلی برای حضور در فیلم نداشت حدود شش ماه فقط صدای ایشان را ضبط کردیم. برای این کار از خانم فریار جواهریان که دوست قدیمی‌اش بود خواهش کرده بودم با ایشان گفت‌وگو کند.»

کیارستمی گفت: «این فیلم در مجموع بیش از سی جلسه تصویربرداری داشت. می‌توان گفت خانم فرمانفرماییان آدم بدقلقی بود که خیلی وقت‌ها قهر می‌کرد و از انجام این کار طفره می‌رفت.»

کیارستمی سپس در پاسخ به پرسش مجری برنامه درباره‌ی امکان بازدید از آثار این هنرمند گفت: «خوش‌بختانه گالری دائمی آثار او از حدود یک‌سال و نیم پیش در باغ نگارستان تهران آغاز به کار کرده؛ و این گالری شامل اغلب کارهای اوست که پیش از این آن‌ها را وقف دانشگاه تهران کرده بود.»

وی هم‌چنین با اشاره به شهرت منیر فرمانفرماییان در سال‌های بعد از هشتاد سالگی گفت: «می‌توان گفت او تنها حدود شانزده‌سال به عنوان یک آرتیست شناخته شده بود و نمایشگاه برگزار می‌کرد. البته او خیلی کارهای فراوان و متنوعی انجام داده بود اما هنرِآینه‌کاری‌هایش به دلیل ایرانی بودن، موفق‌تر از سایر کارهایش جلوه کرد.»

کیارستمی افزود: «در حقیقت باید اشاره کرد که او همواره در حال تولید آثار هنری بوده و از نوشتن یادداشت‌های بصریِ روزانه گرفته تا ساخت آثاری برای هدیه دادن به افراد مختلف. نکته این‌جاست که شهرتی که بعد از هشتاد سالگی به سراغ او آمده بود تاثیر چندانی در زندگی‌اش نگذاشته بود. شاید مهم‌ترین تاثیر این اتفاق، تصمیم او برای بازگشت به ایران و ادامه‌ی همکاری با آینه‌کارها و گروهی بود که در کنار آن‌ها می‌توانست آثار درخشانی خلق کند. این در حالی است که او در تمام این سال‌ها کار کرده بود بدون این که دیده شود.»

وی در ادامه‌ی جلسه در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ی انتخاب تمرکز فیلم بر زندگی هنری منیر فرمانفرماییان گفت: «به‌هرحال فیلم ساختن درباره‌ی هنرمندی که فضای خاص و محدودی را در اختیار سازنده‌ی فیلم قرار می‌دهد کار آسانی نیست. او در همین فیلم می‌توانست هنرمندی باشد که به دلیل اتفاق‌های درگیر با زندگی شخصی‌اش، خود را یک آدم سیاسی معرفی کند اما اصلاً علاقه‌ای به انجام این کار نداشت. به عنوان مثال بخش‌هایی که از حضور ایشان در باغ قدیمی و اشاره به همسرش در این فیلم وجود دارد، تنها به اصرار من انجام شد و خودش تمایلی به صحبت در این‌باره نداشت. چنان که تصور می‌کرد فکر کردن به چیزهایی که از دست داده بیهوده است؛ و طبعاً نسبت به این موضوع دافعه داشت.»

کیارستمی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به نگرانی منیر فرمانفرماییان نسبت به شکسته شدن حریم زندگی خصوصی‌اش گفت: «ازدواج نخست منیر فرمانفرماییان مهم‌تر از بعدی بوده و تاثیر بیش‌تری بر زندگی او داشته اما خود او به همسر بعدی‌اش– که نام خانوادگی‌اش را نیز از او گرفته– علاقه‌ی بیش‌تری داشت و در فیلم طبعاً بیش‌تر علاقه داشت درباره‌ی او حرف بزند.»

وی افزود: «به‌هرحال پرداختن به تمام جزییات یک زندگی خصوصی و هنریِ نود ساله امکان‌پذیر نیست و تنها کاری که می‌توان انجام داد پیروی کردن از موضوع‌هایی است که سوژه‌ی خود فیلم، آن‌ها را مطرح می‌کند.»

کیارستمی سپس درباره‌ی وجه سفارشی فیلم خود گفت: «البته به نظر می‌رسد کلمه‌ی «سفارش» از یک بارِ منفی برخوردار است اما نکته این‌جاست که هر سوژه‌ای که پیشنهاد می‌شود می‌تواند یک سفارش باشد.»

وی افزود: «من به دلیل آزادی و راحتیِ کار کردن در ساخت فیلم‌های سفارشی، همواره از پیشنهاد تولید این‌گونه فیلم‌ها استقبال کرده‌ و می‌کنم. در چنین شرایطی فیلم‌ساز تعریف خاص خود را از موضوع و هم‌چنین مخاطب فیلم ارائه می‌دهد. خصوصاً در شکل تولیدی خاصی که در کشور ما وجود دارد و تهیه‌کننده تعریف مشخصی برای هزینه‌های تولید فیلم ندارد.»

کیارستمی افزود: «این نوع فیلم‌ها که اغلب درباره‌ی یک منظور مشخص و برای یک مخاطب خاص ساخته می‌شوند دست من به‌عنوان مستندساز را بازتر می‌گذارد تا راحت‌تر و بهتر بتوانم کار خود را ارائه دهم.»

وی هم‌چنین درباره‌ی انجام گفت‌وگوهای این فیلم به زبان انگلیسی گفت: «همان‌طور که گفتم این فیلم برای نمایش در حاشیه‌ی گالری خانم فرمانفرماییان در موزه‌ی گوگنهایم ساخته شد و طبعاً برای مخاطبان آن، برقراری ارتباط به زبان انگلیسی راحت‌تر بود.»

کیارستمی سپس در پاسخ به پرسش یکی از تماشاگران حاضر در سالن گفت: «برای تعدادی از هنرمندان ایرانی که در این فیلم حضور دارند صحبت‌ کردن به زبان انگلیسی راحت‌تر بود و به همین دلیل از همه‌ی آن‌ها که به نوعی در زندگی هنری منیر فرمانفرماییان تاثیر گذاشته بودند خواستیم تا به زبان انگلیسی درباره‌ی او صحبت کنند.»

بهمن کیارستمی در بخش دیگری از این نشست پرسش و پاسخ درباره‌ی غیبت کولاژهای منیر فرمانفرییان در فیلم خود گفت: «این کولاژها به عنوان کار هنری تولید نشده‌اند و بیش‌تر شبیه تولیداتی هستند که ایشان از آن‌ها به عنوان یادداشت‌های روزانه‌ی خود استفاده می‌کرده است.»

وی افزود: «او چنان که یکی از گفت‌وگوشونده‌ها نیز می‌گوید، از وقتی هنرمند شد که از مسئولیتِ مراقبت از خانواده رها شد. در حقیقت، خانم فرمانفرماییان تا قبل از آن یک مادر تمام‌وقت بود که فرصت چندانی برای خلق آثار هنری نداشت.»

کیارستمی افزود: «او از سال‌ها قبل آماده‌ی پذیرش مرگ و رفتن بود. به همین دلیل همواره در حال چیدن مقدماتی بود که می‌دانست در غیاب خود به نمایش گذاشته خواهد شد. کمک به راه‌اندازی «بنیاد منیر» با همکاری کسانی که به آن‌ها اعتماد داشت نیز در همین راستا قرار می‌گیرد.»

وی سپس درباره‌ی حساسیت‌های منیر فرمانفرماییان نسبت به تولید این مستند گفت: «او هم مثل کسانی که از دیدن و شنیدن تصویر و صدای خود آزرده‌خاطر می‌شوند، از تماشای این فیلم ابا داشت و هیچ‌وقت به صورت کامل به تماشای این فیلم ننشست. به همین دلیل نمی‌توانم بگویم که فیلم «منیر» مورد تایید خود او بود. در نهایت می‌توان گفت از آن‌جا که خانم فرمانفرماییان تایید نهاییِ فیلم را منوط به نظر دوستان و نزدیکان خود می‌دانست، نظر آن‌ها را پذیرفت و با فیلمی که درباره‌ی خود او ساخته شده بود کنار آمد.»

بهمن کیارستمی در بخش پایانی این جلسه در پاسخ به پرسشی درباره‌ی تاثیر خود از کارهای زنده‌یاد عباس کیارستمی گفت: «به‌هرحال هرکس توانایی الگوپذیری از تنها یک بخش از فرد مورد نظر خود را دارد و من در مورد خودم می‌توانم بگویم بسیار تحت تاثیر مستندهای پدرم بوده و هستم.»

وی سپس تازه‌ترین ساخته‌ی خود (مستند «اکسدوس») را ادای دین به فیلم«مشق شب» دانست و افزود: «احتمالاً خیلی از کسانی که در این‌جا حضور دارند نیز از ایشان تاثیر گرفته‌اند؛ چه رسد به من که در فضای ذهنی نزدیک به پدرم بزرگ شده‌ و همه‌چیز را از ایشان آموخته‌ام.»

کیارستمی هم‌چنین گفت: «من بیش‌تر تحت‌تاثیر مستندهای پدرم و فیلم‌هایی که در دهه‌ی شصت در کانون [پرورش فکری کودکان و نوجوانان] ساخت هستم. فیلم‌های شاخصی که به نظرم جایشان در سینمای امروز ایران خالی است و دلم می‌خواهد به آن‌ها بپردازم.»

انتهای پیام 

ادامه مطلب...

۹۰۰ میلیون؛ برای استادیوم پر! | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

عدد فروش بلیت دریک بازی که ظرفیت استادیوم آزادی پر شده بسیار جالب است و با قیمت یک بازیکن برای یک فصل برابری می‌کند

به گزارش اردکان گویا، دنیای اقتصاد نوشت: یکی از مهم‌ترین راه‌های درآمدزایی برای دو باشگاه بزرگ پایتخت که در نبود حق پخش برای آنها باقی‌مانده اتکا به بلیت‌فروشی و حمایت هواداران خود با استقبال از بازی‌های آنها در استادیوم‌های خانگی است. اما در همین سال‌ها هم سیستم بلیت‌فروشی باشگاه‌های پرطرفدار با چالش‌ها و ضعف‌های فراوانی مواجه بوده است. حتماً به یاد دارید قراردادی که طی آن این باشگاه‌ها بلیت‌فروشی خود را به یک شرکت واسطه واگذار کردند و بعد از آن که در برنامه نود مشخص شد آنها سهم بسیار زیادی از پول بلیت‌فروشی را برمی‌دارند این قرارداد جنجالی هوا شد. حالا مدیرعامل شرکتی که اسپانسری دو باشگاه را برعهده دارد مدعی است می‌توان با یک سیستم درست این درآمد دست به نقد را مدیریت کرد.

علایی می‌گوید: «چرا نشود؟! سیستم فروش و سیستم کنترل و چک باید الکترونیکی شود. یکی از اینها نباشد مشکل‌ساز است. الان سیستم فروش الکترونیکی است و همه چیز قابل رصد است. یعنی ما در سیستم فروش‌مان یک پنل مانیتورینگ داریم که در اختیار تقریباً همه ارگان‌های نظارتی است که چندتا فروخته شده و چند تا باقی مانده و کدام جایگاه‌ها بیشتر بوده است. سیستم چک در استادیوم الکترونیکی نیست و دلیل آن نبود زیرساخت است. گیت‌های الکترونیکی باید در استادیوم باشد و کل این سیستم به‌صورت یکپارچه الکترونیکی شود. هرکسی وارد استادیوم می‌شود یا بلیت خریده است یا سهمیه‌ای از جایی دارد که آن هم مشخص است.

من مدیرعامل دیگر نمی‌توانم دست یک نفر را بگیرم به‌عنوان میهمان به استادیوم ببرم. اتفاقی که به وضوح الان رخ می‌دهد و خیلی از افراد بدون بلیت وارد استادیوم می‌شوند و هرکدام از طریق کانال‌های مختلف خودشان این کار را می‌کنند. تا زمانی که اینها الکترونیکی نشود و دخالت نیروی انسانی در آن قطع نشود تمامی این شائبه‌ها وجود دارد. تا یک اتفاق در استادیوم می‌افتد گردن بلیت‌فروشی می‌اندازند. شما بازی پرسپولیس – سپاهان را نگاه کنید درگیری دو ساعت قبل بازی اتفاق افتاد و هنوز استادیوم پر نشده بود. خیلی از ظرفیت‌های استادیوم خالی بود در حالی که یکی از کسانی که انگشت اتهام به سمتش رفت ما بودیم که زیاد بلیت فروخته‌ایم. ما بیانیه هم دادیم و اعداد و ارقام کاملاً مشخص است که چند بلیت فروختیم و چند بلیت تحویل دادیم.»

این شرکت از بهمن ۹۶ بلیت‌فروشی دو باشگاه بزرگ پایتخت را در اختیار دارد. به ادعای آنها شرکت تجهیز و توسعه اماکن ورزشی برخلاف وعده‌اش گیت‌های الکترونیک استادیوم آزادی را فعال نکرده است تا این پروسه سامان بهتری گیرد: «منابع مختلف درآمدی‌مان را به حساب باشگاه می‌ریزیم تا به کف تعهدات برسیم و بعد از آن شریک باشگاه هستیم. سال ۹۷ در شهریورماه قرار بود گیت‌های الکترونیک وصل شود. پیش از آن یعنی اوایل سال ۹۷ ما یکسری طرح‌هایی را به شرکت توسعه دادیم و اعلام کردیم حاضر هستیم رایگان گیت‌ها را در اختیار شرکت تجهیز بگذاریم فقط چند اسپانسر گرفته می‌شود که اجازه تبلیغات روی گیت‌ها را می‌خواهیم.

این را شرکت توسعه نپذیرفت و قرار بود تا آبان سال گذشته این گیت‌ها را بگذارند. این موضوع در سازمان لیگ صورت‌جلسه شد و شرکت توسعه موظف شد قبل از شروع بازی‌های آسیایی آن موقع گیت‌های الکترونیکی را نصب کند و به بهره‌برداری برساند. گیت‌های الکترونیکی نصب شد اما به بهره‌برداری نرسید و فقط هرز می‌چرخد. اینکه چرا از آن موقع تا به حال این اتفاق نیفتاده را نمی‌دانیم. فقط هم نباید گیت‌های ورودی تماشاچیان الکترونیکی باشد. باید تمامی درب‌های ورودی استادیوم این امکان را داشته باشند. چون اگر یک در هم گیت نداشته باشد فردا می‌گویند این ۵ هزار نفر تماشاگر اضافه از همان در آمده است.»

شما چگونه و از چه طریقی بلیت را با دسترسی آسان در اختیار هوادار قرار می‌دهید: «اگر بخواهیم حالت ایده‌آل را در نظر بگیریم کارت هواداری جزئی از سیستم بلیت است. من هوادار وقتی کارت هواداری دارم یک آی‌دی مشخص دارم که فن آی‌دی است. فن آی‌دی من در کل مجموعه باشگاه شناخته شده است چه وقتی که به استادیوم می‌روم، چه وقتی به فروشگاه باشگاه می‌روم و چه اینکه در دیگر مجموعه‌های تحت قرارداد باشگاه کاری انجام می‌دهم. همه این کارها با فن آی‌دی انجام می‌گیرد و آن موقع بلیت می‌خرم و شماره صندلی‌ها مشخص است. روز بازی به استادیوم می‌روم و کارت هواداری را جلوی گیت می‌گیرم و داخل ورزشگاه می‌روم. همان‌جا یک پرینت می‌دهد که فلان صندلی برای من است. این حرفه‌ای‌ترین شکل انجام کار است.»

اما شاید خیلی از هواداران دوست داشته باشند بدانند که با خرید بلیت یا حضور در استادیوم چه نقشی در گردش مالی باشگاه خود دارند. عدد فروش بلیت دریک بازی که ظرفیت استادیوم آزادی پر شده بسیار جالب است و با قیمت یک بازیکن برای یک فصل برابری می‌کند. اتفاقی که می‌تواند نقش هوادار و حضورش در استادیوم را بیش از پیش روشن کند: «درآمد برای بازی‌ای که استادیوم پر باشد مثل بازی پرسپولیس و سپاهان قبل از دوره ما ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان بود. اما الان با وجود این که مبلغ بلیت‌ها هم عوض نشده درآمد حاصل از چنین مسابقه‌ای چیزی حدود ۹۰۰ میلیون تومان است. جالب است که فتاحی، مسئول برگزاری مسابقات سازمان لیگ می‌گوید باشگاه‌ها با واگذاری فروش بلیت ضرر کرده‌اند. درآمدی که سازمان لیگ در دوره‌هایی که بلیت‌فروشی را در اختیار داشت اعلام می‌کرد مشخص است. در بازی‌های معمولی ۴۰ یا ۵۰ میلیون تومان بلیت می‌فروختند، در بازی‌های پر ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون بود. الان که همه چیز دست ماست و به‌صورت شفاف درآمدها را نشان می‌دهیم عدد حدود ۹۰۰ میلیون است. تعداد بلیت‌ها و ظرفیت قابل فروش مشخص است. بلیت‌های چاپ شده مشخص بوده و سر بازی‌های بزرگ هم مثل فینال لیگ قهرمانان آسیا که از ۱۰ جا نظارت داشتند در روند اجرا به وضوح مشخص است.»

عرب، مدیرعامل پرسپولیس در مصاحبه اخیر به «دنیای اقتصاد» گفته بود که باشگاه‌ها برای تکریم اسپانسر برنامه دارد از جمله این که ماشین شخصی VIP برای اسپانسر بفرستند و در CIP بهترین پذیرایی از ایشان انجام شود و بعد هم با همین تشریفات به خانه برگردانده شوند تا از سرمایه‌گذاری در باشگاه پرسپولیس لذت ببرند. آیا این رفتار با مدیرعامل شرکت مبنا صورت گرفته است: «در این یکی، دو سال برای VIP و VVIP که دست باشگاه است یکی، دو بار خودم به باشگاه رفتم چون به ایرانسل و اسپانسرهای مختلف بلیت می‌دادیم. اما باور کنید خودمان گدایی بلیت کردیم. قسمت VIP و VVIP بعد از مدیران رده بالای باشگاه جای اسپانسرهای باشگاه است و این در همه جای دنیا مرسوم است. در بازی‌های آسیایی AFC می‌آید هزار بلیت برای اسپانسرهایش می‌گیرد. اینجا اما اسپانسری که میلیاردها تومان پول داده و کنار تیم بوده است برای گرفتن این بلیت باید گدایی کند. حالا شما می‌گوئید گفته‌اند می‌خواهند با ماشین دنبال آنها بروند! »

انتهای پیام

ادامه مطلب...

سه هزار مددجوی ندامتگاه تهران بزرگ در طرح جزء خوانی شرکت می‌کنند | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

مدیرمجتمع ندامتگاه تهران بزرگ از شرکت سه هزار مددجوی مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ در طرح جزء خوانی خبر داد.

به گزارش اردکان گویا به نقل از روابط عمومی مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ، فرزادی مدیر مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ، اجرای برنامه‌های قرآنی را اولویت اصلی فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی در مجتمع عنوان کرد و با اشاره به اجرای برنامه‌های فرهنگی گفت: در ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن محفل جمع خوانی روزانه یک جز قرآن کریم در ۳۰ اندرزگاه مجتمع و با حضور روحانیون و بیش از ۳۰۰۰ نفراز مددجویان در حال برگزاری است.

وی افزود: برنامه‌های قرآنی اولویت اصلی فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی در زندان‌های مجتمع است و عمده ترین فعالیت قرآنی در این حوزه شامل آموزش روخوانی، روان خوانی، حفظ سوره‌های منتخب، جمع خوانی، مجالس انس با قرآن، ختم دسته جمعی قرآن و مسابقات قرآنی می‌باشند و راه اندازی دارالقرآن در سطح زندان‌های مجتمع در راستای توجه ویژه به برنامه‌های قرآنی است.

فرزادی هدف از برگزاری کلاس‌ها را آشنایی مددجویان با مسائل دینی و تقویت روحیه اعتقادی و تحقق اصلاح رفتار دانست و تصریح کرد: سرمایه گذاری در زمینه قرآنی می‌تواند نقش بسیار مهمی در اصلاح و تربیت مددجویان داشته باشد و این مهم در اندرزگاه‌های قرآنی تحقق یافته است.

بر اساس این گزارش، با هدف گسترش معارف قرآنی در بین مددجویان، طرح جز خوانی ویژه ماه مبارک رمضان با حضور مددجویان حافظ در اندرزگاه‌های مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ در حال برگزاری است.

انتهای پیام

ادامه مطلب...

حال خوبت را باور کنیم یا نه!؟ | اردکان گویا

یکشنبه 12 می 2019 0 نظر - موضوع : اخبار

دریاچه ارومیه پر آب شده و روزهای خوشی را می گذراند، به این روزهای خوشی که از پس چند سال سخت از راه رسیده، با تردید نگاه می کنیم. تردید از آن جهت که نمی دانیم این حال خوب دائمی است یا نباید به آن دل‌خوش بود؟

‌‌‌‌‌‌‌حال دریاچه ارومیه را چه کسی خوب کرده است، ستاد احیا یا بارندگی‌ها؟ این سوالی است که برای همه ما پیش آمده و این روزها که مسیرمان می‌افتد سمت دریاچه، آن را از همدیگر می‌پرسیم و در یک جواب واحد، بارندگی‌ها را ناجی دریاچه شور می‌دانیم.

به گزارش اردکان گویا، این جواب، همه آن چیزی است که ما از آسمان دیدیم و البته از زمین ندیدیم، اقدامات ستاد احیا برای ما چندان محسوس نبود که ابرها محسوس بودند؛ ابرهایی که یکهو سر از آسمان ما در آوردند و اگر برای دیگر استان‌ها چندان خوب نبودند ولی برای دریاچه ارومیه کم نگذاشتند. به طوری که در جدیدترین نقل قول، گفته شد حجم آب دریاچه ارومیه از ۵ میلیارد مترمکعب گذشت.

اما شاید بهتر است بگوییم هم اقدامات ستاد احیا و هم بارندگی‌ها، هر دو در این روزهای خوب سهیم هستند، اما چقدر؟ تعیین اینکه سهم هر کدام از آنها چقدر بود را کارشناسان باید بگویند، آن هم بدون اینکه نگاه سیاسی داشته باشند. جواب این پرسش اگر برای حال حاضر دریاچه فرقی نکند، برای چند ماه و چند سال آینده دریاچه مهم است!

مسئولان می‌گویند از آجی چای تا دریاچه ارومیه ۸۰ کیلومتر لایروبی و بخش اعظم بارندگی‌ها از طریق این رود وارد دریاچه شده است، کارشناسان نیز مطرح می‌کنند که افزایش بارندگی‌ها باعث شد، متولیان امر قید حق آبه دریاچه را بزنند و این آب‌ها به دریاچه برسد. حق آبه ای که پیشتر مدیر دفتر برنامه ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه درباره آن گفته بود: طی سال‌های گذشته ۱۲ میلیارد متر مکعب حق‌آبه دریاچه ارومیه خورده شده است و از منابع آب تجدید پذیر تنها حدود ۱۵ درصد حق‌آبه دریاچه به آن سرریز شده است.

حال به نظر می‌رسد، از آغازین روزهای سال جدید با افزایش بارش نیازی به ذخیره حق آبه دریاچه ارومیه در پشت سدها احساس نشد و این آب‌ها به جان دریاچه ریخت و با وجود اینکه تراز نرمال آب دریاچه ۱۵ میلیارد مترمکعب بوده و هنوز تا رسیدن به آن فاصله زیادی است، اما ۲ برابر شدن میزان آب این پهنه آبی در فروردین امسال نسبت به مدت مشابه پارسال، نشان دهنده خروج «نگین فیروزه ای» آذربایجان از کماست.

شاید بپرسید چرا باید به دولت هم سهمی از احیای دریاچه ارومیه داد، جواب این پرسش را باید با پرسش دوباره پاسخ گفت، چرا بارش‌ها در منطقه ما به هدر نرفت و یا بهتر بگویم کمتر به هدر رفت؟

لایروبی رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه، نقش مهمی در هدایت آب بارش‌ها به دریاچه داشت، در زمانی که در اقصی نقاط کشور از هدر رفت آب سیلاب صحبت می‌شود و آنطور که دبیر کارگروه مخاطرات می‌گوید از ۹۲ میلیارد متر مکعب آبی که همراه با بارش‌های اخیر وارد کشور شد، ۵۰ درصد آن به هدر رفت، لایروبی رودخانه‌ها در مدیریت سیلاب در دو استان آذربایجان‌شرقی و غربی مؤثر بود و موجب هدایت آب باران به دریاچه ارومیه شد که یک توفیق محسوب می‌شود.

اما همانطور که در سطور بالا به آن اشاره کردم باید به این پرسش نیز پاسخ داد که سهم اقدامات ستاد احیا در حال فعلی دریاچه ارومیه چقدر است، چرا که در صورت پاسخ به این پرسش می‌توان به ادامه احیای دریاچه خوشبین بود و یا حتی بدبین بود!

اعتباری نیست که ابرها در ماه‌ها و سال‌های آینده نیز با آسمان ما مهربان باشند و جان خشکیده دریاچه را سیراب کنند، اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه باید جدی تر، مصمم‌تر و پاسخگوتر از از سال‌های پیش، باشد تا حال خوش این روزهای دریاچه ارومیه برای ما باور پذیر باشد. تابستان داغ پیش رو در کمین ۵ میلیارد مکعب آب دریاچه است. به خاطر ترسی که سال‌ها از خشکیدن دریاچه ارومیه چشیده ایم، باید از این آب‌ها صیانت کنیم و برای احیای دریاچه ارومیه فقط به آسمان چشم ندوزیم.

یادداشت از: زهرا حیدری آزاد

انتهای پیام

ادامه مطلب...