خرید لباس ترسناک آنري و دومنک اختلاف‏شان را تکذيب کردند

تيم ملي فوتبال فرانسه درحالي که با بحراني واقعي مواجه شده است روز چهارشنبه در چارچوب مسابقات مقدماتي جام جهاني دوهزارو ده به مصاف صربستان مي رود.

به گزارش شبکه فرانس24، رمون دومنک سرمربي تيم ملي فوتبال فرانسه و تيري انري کاپيتان اين تيم در کنار يکديگر در کنفرانسي مطبوعاتي حضور پيدا کردند و به جنجالهاي حاشيه اي خاتمه دادند.

روزنامه لوپاريزين نوشته بود مناقشه اي جدي ميان اين دو ظهور کرده است اما دومنک هرگونه تنش را تکذيب کرد و گفت: من عادت ندارم درباره دروغ پردازيهاي مطبوعات صحبتي بکنم و مهمترين نکته برد در برابر صربستان است.

تيري انري نيز گفت: گفتگويي سازنده ميان دو نفر صورت گرفته است.

اين درحالي است که فشارها بر تيم ملي فرانسه نايب قهرمان جهان بسيار زياد است.

اگر فرانسه مي خواهد بختي براي صعود مستقيم به جام جهاني داشته باشد بايد در برابر صربستان به پيروزي برسد. به احتمال زياد فرانسه در گروه خود دوم خواهد شد و سپس در مسابقات پلي اف بازي خواهد کرد.

خرید لباس ترسناک بهره برداري نقش جهان پس از بیست سال!

معاون فني مهندسي اداره‌ي كل تربيت بدني استان اصفهان گفت: ورزشگاه بزرگ فوتبال نقش جهان اصفهان پس از حدود 19سال از شروع ساخت، باوجود وعده مسئولان، امسال هم به بهره‌برداري نمي رسد.

مهدي حجرالاسود در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اينكه اين طرح ملي قراربود مرداد امسال براي ميزباني دومين دوره بازي‌هاي كشورهاي اسلامي به بهره برداري برسد گفت: اين ورزشگاه تاكنون فقط 65 درصد پيشرفت داشته است وبه احتمال زياد خرداد سال آينده به بهره برداري مي رسد.

وي با بيان اينكه امسال براي تكميل ورزشگاه نقش جهان، 85 ميليارد ريال اعتبار اختصاص يافته است، افزود: براي بهره برداري ازاين ورزشگاه به 100 ميليارد ريال اعتبار ديگر نياز است.

حجرالاسود گفت: در صورت ادامه روندكند تكميل اين طرح با پيمانكار جديدي قرارداد امضا مي شود.

ورزشگاه 75 هزارنفري فوتبال نقش جهان 120 هزار مترمربع وسعت دارد و با توجه به فعاليت دو تيم مطرح ذوب‌آهن اصفهان و فولاد مباركه سپاهان ازقطب هاي فوتبال كشوردراستان اصفهان ازطرح‌هاي مهم ورزشي اين استان به شمار مي‌رود.

خرید لباس ترسناک نرم‏افزار کنترل دوپینگ بالاخره به کار افتاد!

رئیس کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال با تاکید بر اینکه نمونه گیری هفتگی مبنای علمی برای مبارزه با دوپینگ نیست از نخستین نمونه گیری دوپینگ در فصل جدید مسابقات لیگ برتر خبر داد.

احمد هاشمیان در گفتگو با مهر ضمن بیان این مطلب افزود: نخستین نمونه گیری ماموران مبازره با دوپینگ در هفته پنجم و از 4 بازیکن لیگ برتر انجام گرفت و این روند را بر اساس الگوی آماری و نرم افزاری که به همین منظور طراحی شده است، ادامه خواهیم داد.

وی با بیان اینکه نمونه گیری هفتگی از تیم ها و بازیکنان قطعا نمی تواند شیوه حرفه ای در بازدارنگی از دوپینگ باشد، یادآورشد: اینکه کمیته کنترل دوپینگ بخواهد درهر 34 هفته لیگ به نمونه گیری از بازیکنان بپردازد، انتظار دور از ذهنی است و چنین شیوه ای در هیچ یک از کشورهای صاحب فوتبال نیز متداول نیست!

رئیس کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال با تاکید بر اینکه مبارزه با پدیده دوپینگ امری دائمی و همیشگی است و در محدوده زمان و مکان نمی گنجد، اظهار داشت: کار کنترل دوپینگ مسابقات لیگ برتر بر اساس نرم افزاری که به همین منظور طراحی شده صورت می گیرد که در آن ویژگی های الگوی آماری زمان، مکان و تعداد نمونه گیری های تصادفی بر اساس این نرم افزاز و دو ویژگی اهمیت و حساسیت مسابقات تعیین می شود.

وی تصریح کرد: این آغاز کار کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال است و تا پایان لیگ کار نمونه گیری از بازیکنان بر اساس محاسبات این کمیته با جدیت ادامه خواهد یافت.

خرید لباس ترسناک انتقاد فارسی از سرپرست

داور آسيايي كاراته بانوان گفت: آهي حتي مرا به اتاقش راه نداد و عنوان كرد هرگاه بدهي‌ام را پرداخت كردم، مراجعه كنم.

لميا فارسي در گفت و گو با فارس اظهار داشت: من براي شركت در كلاس ارتقا داوري چين 2بار در آزمون داخلي شركت كردم. بار اول با اينكه نمره قبولي گرفته بودم به تاكيد نايب رئيس فدراسيون در آزمون دوم هم حضور يافتم.

وي ادامه داد: برخي افراد كه در آزمون اول قبول نشده بودند، در ميان نفرات اعزامي قرار گرفتند؛ اما من كه معمولاً بالاترين امتيازات را كسب مي كنم، مجبور شدم در آزمون دوم شركت كنم. البته اين موضوع به سودم تمام شد چون فرصت شركت در آزمون كاتا را نيز پيدا كردم و در جمع مردان و زنان عنوان سوم را بدست آوردم.

فارسي با اشاره به اينكه از اعزام او به چين جلوگيري شده است، تصريح كرد: سال گذشته براي شركت در كلاس ارتقا داوري مالزي چكي به فدراسيون تحويل ندادم و با هماهنگي دبير و نايب رئيس بانوان به من گفته شد كه نيازي به پرداخت هزينه سفرم نيست.

وي تاكيد كرد: آنها اعلام كردند، هزينه آزمون را نيز بعد از بازگشت به ايران به من پس خواهند داد كه صورت نگرفت. من به همراه ندافي عضو هيات رئيسه كميته داوران بانوان فدراسيون بوديم و آنها به اين دليل از ما هزينه نگرفتند، شاه‌محمدي شاهد اين ماجرا بود.

فارسي افزود: اكنون فدراسيون مي گويد تا زماني كه هزينه پارسال را نپردازم، اجازه سفر به چين را نمي دهد و سرپرست فدراسيون اسم مرا از فهرست اعزامي حذف كرده است. زماني كه براي توضيح به فدراسيون رفتم با رفتاري ناشايست در اتاق را بستند و اجازه ورود به من ندادند.

وي ادامه داد: جالب است كه آنها براي تاييد حرفم مجوز كتبي از رئيس و دبير قبلي خواسته اند و شاه‌محمدي نيز ماجرا را به گونه اي ديگر براي آهي بيان مي كند. مي خواستم هزينه سفر امسال كه 2 ميليون تومان بود را بپردازم؛ اما آنها گفتند تا مبلغ پارسال را تسويه نكني، امكان اعزام وجود ندارد.

داور آسيايي ايران اظهار داشت: اولين زني بودم كه رفري ‌A ملي را در ايران گرفتم و اكنون رفري B كوميته و جاج B كاتا دارم و اگر نتوانم در اين كلاس شركت كنم تا سال آينده درجاتم باطل خواهد شد. از سال 2001 تا حالا چهار بار از شركت در اين كلاس ها منع شده ام.

وي افزود: از وقتي مسئولان كميته داوران بانوان تغيير كرد به من اجازه قضاوت در هيچ مسابقه اي داده نشده است و حالا مسئول اين كميته بدون اينكه در آزمون هاي داخلي شركت داشته باشد راهي چين است.

خرید لباس ترسناک پای سالم، روی ويلچر

اين روزها گمانه زني ها در مورد بازگشت احتمالي محمد دادکان به امور اجرايي فوتبال ايران و فدراسيون فوتبال زياد شنيده مي شود و در ميان اين شنيده ها، جزئيات جالبي هم مطرح مي گردد.

به نوشته قدس؛ مثلاً از رابطه نزديک دادکان با بازاريهاي تهران، چند خاطره جالب در روزنامه ها خوانده شده که يکي از آنها را مهدي محمدنبي نقل مي کند: يک روز حدود 30 ميليون تومان براي يکي از تيمها کم داشتيم که دادکان گفت، بيا سوار ماشين شو تا جورش کنيم. بعد رفتيم بازار و دادکان پياده شد. بعد از چند دقيقه او با 30 ميليون پول نقد که از يکي از دوستانش گرفته بود، برگشت.

يکي ديگر از خاطرات هم مربوط مي شود به خريد دو ساختمان اختصاصي باشگاه پرسپوليس و استقلال که طبق ادعاي نزديکان دادکان، پول خريد اين دو ساختمان از طريق دوستان بازاري دادکان تأمين شده است.

هرچند رسانه اي شدن اين خاطرات، منفعت فوتبالي روابط اجتماعي دادکان را نشان مي دهد و با توجه به مشکلات مالي شديد فدراسيون فوتبال در اين چند سال اخير، دادکان مي تواند با همان روابط دوستانه اش، پول خوبي به بدنه فوتبال تزريق کند، اما به موازات گرفتن اين نتايج و تحليلها، بايد به سيستم اداره فوتبال هم فکر کنيم؛ فوتبالي که گاهي از سازمان ورزش هم پديده و سيستم اجتماعي مهمتري مي شود و خيلي ها مدعي اند رئيس فدراسيون فوتبال، موقعيت اجتماعي و شهره عمومي بالاتري نسبت به رئيس سازمان تربيت بدني دارد.

در دل خاطرات بازگو شده از دوران رياست دادکان بر فدراسيون فوتبال، چند نفر تأکيد دارند روي اين نکته که بارها محمد علي آبادي براي چند فدراسيون زيرمجموعه خود، از فدراسيون فوتبال درخواست پول کرده بود.

در تمامي اين نکات و خاطرات، يک نکته مهم مستتر است؛ اينکه فوتبال و ورزش ايران، هنوز يک «بيزينس» و ماشين «خودبازده» نيست و در دنياي مدرن، هر پديده اي که خودبازده و درآمدزا نباشد، به يک شوخي مي ماند و نمي توان واژه «حرفه اي» را براي آن به کار برد.پرسپوليس و استقلال در شرايط حرفه اي، مي توانند خيلي راحت و ساده مثل گالاتاسراي و بشيکتاش و فنرباغچه پيشرفت کنند و در سطح بين المللي هم بدرخشند، اما آنها را با وجود داشتن کمر و پاي سالم، روي ويلچر نشانده اند و مي گويند حق نداري از جايت بلند شوي.

به باشگاهي که طبق اصول حرفه اي مي تواند آرزوهاي بزرگ خودش را برآورده کند و ثروتمند و پرافتخار شود، صدقه مي دهند و تازه اين صدقه را از چه منبعي هم مي دهند؛ بازار. يعني تا بالاترين سطح اين ورزش،حرفه اي و خودبازده نيست و اگر هم قرار است صدقه اي به آدم سالم روي ويلچر نشسته داده شود، اين کار را عضوي از همان خانواده انجام نمي دهد و يک غريبه از بيرون مي آيد و صدقه مي دهد.

مجموعه اين نکات و خاطرات و داستانها نشانگر نبود «ساختار حرفه اي» است. به تعبير کليشه اي مي شود؛ مشکل از اينجا و آنجا نيست، اين خانه از پاي بست ويران است.

خرید لباس ترسناک دیپلمات شدن مرد راهبردی با چه توجیهی؟

در خبرها آمده است، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، قائم مقام وزارت خارجه خواهد شد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، تمرکز وزارت خارجه دولت دهم بر دیپلماسی اقتصادی، علت این تصمیم بیان شده است تا مردی که نه تنها هیچ سابقه دیپلماتیکی ندارد، بلکه دیپلماتیک هم سخن نگفته و موضع نمی‌گیرد، نفر دوم وزارت خارجه ایران شود.
در صورت درستی این خبر، وی جانشین شیخ‌الاسلام قائم مقام کنونی خواهد شد که هر چند منتقدانی دارد، سال‌هاست که سابقه دیپلماتیک داشته و ادبیات این حوزه را می‌شناسد، البته با رویکرد جدید منطقی، به نظر می‌رسد به جای شیخ‌الاسلام که به چهره‌ای سیاسی شناخته می‌شود، دولت به دنبال گزینه‌ای اقتصادی باشد.
این گزارش می‌افزاید: البته وقتی وزیر بازرگانی سابق، بدون هیچ سابقه‌ای به وزارت نفت می‌رود، وزیر دفاع سابق به وزارت کشور می‌رود، رئیس ورزش برای وزارت نیرو پیشنهاد می‌شود، معاون وزیر کشور به وزارت علوم نقل مکان می‌کند و مدیر عامل سایپا به سازمان جوانان می‌رود، عزیمت برقعی به بین‌المللی‌ترین وزارت خانه کشور هم خیلی دور از ذهن نیست.
برقعی هرچند در حوزه کاری خودش مدیر شناخته شده‌ای است، اما او که حتی یک روز هم سابقه فعالیت‌های دیپلماتیک یا مرتبط با آن را ندارد، با این عنوان احتمالی جدید، قرار است بار دیپلماسی اقتصادی کشور را به دوش بکشد.
امير منصور برقعي 49 ساله، فارغ‌التحصيل مهندسي مكانيك از دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه علم و صنعت است؛ دانشگاهي كه رئيس دولت نهم در آن تحصیل کرده و سپس استاد آن دانشگاه بوده است. بي‌ترديد سابقه آشنايي احمدی‌نژاد با برقعي از سال‌هاي دانشگاه آغاز مي‌شود و با تشكيل دولت نهم، همكار دانشگاهی رئیس‌جمهور پس از يك سال به دولت دعوت مي‌شود.
بنا بر این گزارش، مهمترين سمت اجرايي برقعي پيش از تشكيل دولت نهم معاونت برنامه‌ريزي وزات نيرو عنوان مي‌شود و البته در كارنامه‌اش مديريت پروژه‌هاي عمراني مهمی از جمله سد كرخه، سد سيرجان و فرودگاه بين‌المللي امام خميني نيز به چشم مي‌خورد. بي‌ترديد، اين تجربه‌ها در حوزه فنی از او مديري توانمند در عرصه اجرايي به تصوير مي‌كشد، اما این مهندس مکانیک در وزارت خارجه قرار است، کدام کار بر زمین مانده‌ای را به انجام برساند ؟
وی در دولت نهم از معاونت برنامه‌ریزی وزارت نیرو به باقی مانده بدن بی جان سازمان سابق مدیریت و برنامه‌ریزی آمد و حتی در مأموریت خود به عنوان یک فرد تازه اقتصادی شده در معاونت راهبردی رئیس‌جمهور آنچنان موفق نبود، چرا که دوره دو سال و نيم مديريتش در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ـ كه هفت ماه بعد تغيير نام داد ـ كمتر «فراز» ديده مي‌شود و آنچه در كارنامه برقعي ثبت شده، بیشتر «نشيب» است.
او در اواخر آبان 85 بر صندلي رياست سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور نشست. از اين روی، مي‌توان در بررسي كارنامه‌اش اين سال را وارث مديريت بودجه‌اي سال گذشته دانست. با اين حال او متمم بودجه 4.2 ميليارد دلاري بودجه 85 را روانه مجلس كرد. با حكم برقعي تقاضاي تأمين اعتبار 4.2 ميليارد دلار (38هزار و 608ميليارد ريال) از حساب ذخيره ارزي ارايه شد. برقعي همان سال با اذعان به درآمدها و مصارف بودجه و البته متمم بودجه 85 بودجه 86 را به مجلس فرستاد؛ بودجه‌اي كه در پایان، در زمان اجرا ناچار به دريافت متمم شد.
تقاضاي دريافت يک ميليارد و دویست ميليون تومان متمم در مقابل مقاومت نمايندگان كه متمم‌هاي دولت را به سريال تشبيه مي‌كردند، سرانجام به تصويب رسيد. او در شرايطي بودجه 86 را به مجلس فرستاد كه در ساختار بودجه تغييرات اساسي اعمال كرده بود، به گونه‌ای كه بنا به گفته رئيس دولت نهم هنگام ارايه لايحه بودجه به مجلس اين كار همكاران برقعي در معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي «نوآوري» خوانده شد.
اما طولي نكشيد كه مجلس هنگام بررسي لايحه، بودجه را به دولت گذشته بازگرداند و رديف‌هاي بودجه را از 60 رديف به 249 رديف افزايش داد. اين داستان در بودجه 87 و 88 نيز تكرار شد و دولت هر سال به بهانه «نوآوري» و مجلس به استناد انضباط مالي داستان تكراري رديف‌هاي بودجه را تغيير داد. سريال تكراري متمم‌هاي بودجه در بودجه 87 هم ادامه يافت. متمم بودجه 87 معادل ارزی 45 هزار میلیارد ریال از محل حساب ذخیره ارزی جهت تأمین اعتبار مورد نیاز واردات كالاهای اساسی و ضروری و جبران خسارت ناشی از خشكسالی و سرمازدگی به تصويب مجلس هشتم رسيد.
حال چگونه است که برقعی می‌خواهد مأموریت کلان اقتصادی را در یک وزارت خانه دیپلماتیک انجام دهد؟ وزارتخانه‌ای که مطمئنا تا برقعی بخواهد با جو آن آشنا شود، باید با آن خداحافظی کند. این شب‌ها صحبت از تقوا زیاد است، اما ای کاش تقوای سیاسی هم وجود داشت و پرهیز از مناصبی که فرد در آن تجربه‌ای ندارد، هم سرلوحه اعمال قرار گیرد.
گفتنی است، در خبرها همچنین آمده بود که به وزرای معزول در دولت نهم پیشنهاد سفارت داده‌اند؛ وزیر بهداشت و علوم از آن جمله‌اند. ظاهرا این دو تقوای پرهیز از مناصب نامرتبط با تجربه و تخصصشان دارند و ردای سفارت را نپذیرفته‌اند، که باز جای شکر و امیدواری دارد.

خرید لباس ترسناک مردی که در میقات خسی و در ادبیات کسی بود

خبرآنلاين ـ امروز چهلمین سالمرگ مردی است که «نزول اجلالش به باغ وحش این عالم در سال ۱۳۰۲ و بی‌اغراق سر هفت تا دختر بوده است.

او که جلال نام گرفت و بعدها نامی شد، بعد از پایان دبستان،» دور از چشم پدر در کلاس‌های شبانه دارالفنون نام نویسی کرد و روزها در بازار مشغول ساعت‌سازی، سیم‌کشی و چرم‌فروشی شد تا سال 1322 که عنوان دیپلمه آمد زیر برگه وجودش و به این ترتیب جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده شد به بلبشوی زمان جنگ دوم بین‌الملل. جنگ که تمام شد، دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده و معلم شده بود. جلال که از همان دوران دانشجویی وارد سیاست شد و دست به قلم برد، امروز یکی از بزرگان ادبیات معاصر است که در کنار سبک تازه و نوشته‌هایی که به دنیای ادبیات هدیه کرده، جایزه‌ای ادبی نیز دارد تا به این ترتیب پس از مرگ هم بر ادبیات مؤثر باشد اما اگر بتوانیم و بگذاریم این تأثیرگذاری به بهترین وجهش صورت بگیرد.

گرانترین جایزه ادبی
جایزه ادبی جلال آل‌احمد، دو سال است که پا گرفته. سال 85 شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای داشت که بر اساس آن جایزه جلال بنیان گذاشته شد و هر سال دوم آذر ماه همزمان با سالروز تولدش برگزار می‌شود. اولین دوره جایزه جلال سال گذشته برگزار شد و دومین جایزه‌اش این روزها مرحله داوری را پشت سر می‌گذارد. جایزه جلال بنیان‌گذاری شد تا وسیله‌ای باشد برای ارتقاء زبان و ادبیات ملی، دینی و بهانه‌ای برای بزرگداشت پدیدآورندگان آثار برجسته بدیع و پیشرو. در این جایزه کتابهایی بررسی و داوری می‌شوند که سال قبل از برگزاری برای اولین بار چاپ شده‌اند. داستان بلند، داستان کوتاه نقد ادبی مستند نگاری و تاریخ نگاری از جمله موضوعات این جایزه است و ارزش جوایز نفرات اول هرکدام از این رشته‌ها، نشان ادبی جلال آل‌احمد به علاوه 110 سکه بهار آزادی است. همچنین از آنجا که در این مسابقه به بخش داستانی توجه شده، از سال گذشته مسابقه ادبی کتاب ماه بخش مربوط به ادبیات داستانی را حذف کرده است.

دوم آذر سال پیش که جایزه آل‌احمد برگزار شد هیچ‌کس نتوانست به این جوایز دست پیدا کند. مراسم این جایزه در تالار وحدت برگزارو بهانه‌ای شد برای دریافت بیش از 3517 عنوان مورد ارزیابی قرار گرفت اما در نهایت فقط 5 عنوان کتاب که توسط داورسوم نیز مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت، شایستۀ تقدیر شناخته شدند.

جایزه بدون دبیر جلال
اما امسال دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد بدون دبیر به کارش ادامه می‌دهد و این روزها داوران مشغول بررسی آثار رسیده هستند. دبیرخانه دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد از ابتدای شهریور ماه و بعد از جمع‌آوری آثار، داوری مرحله اول را آغاز کرده و آن را تا آخر شهریور یا اوایل مهر به پایان خواهد رساند. طبق روال بعد از پایان داوری مرحله نخست، داوری مرحله دوم آغاز می‌شود و در نهایت برگزیدگان بخش‌های مختلف در مراسمی که روز دوم آذرماه همزمان با تولد جلال آل‌احمد در تالار وحدت برگزار می‌شود، جوایز خود را دریافت خواهند کرد. دبیرخانه دومین جایزه جلال آل‌احمد نه تنها از ارائه هر اطلاعات دیگری مثل تعداد آثار رسیده به دبیرخانه خودداری کرده، بلکه محمدعلی رمضانی فرانی را هم به عنوان دبیر معرفی کرده بود، در حالی که رمضانی بعد استعفا از سمت‌هایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دانشگاه برگشته است.

اما علی شجاعی صائین، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب از انتخاب دبیر علمی جایزه جلال آل‌احمد در آینده‌ای نزدیک خبر داده و اعلام کرده که همه ارکان جایزه کار خود را انجام می‌دهند و مشکلی وجود ندارد.

مدیر عامل مؤسسه خانه کتاب که دبیرخانه این جایزه در آنجا مستقر است، اگر چه معتقد است همه چیز به خوبی پیش می‌رود اما حاضر به ذکر نام داوران نیست و ترجیح می‌دهد نام داوران را بعد از برگزاری مراسم اعلام کند. باید دید امسال با توجه به این شرایط کدام نویسنده‌ها خواهند توانست جایزه‌های قابل توجه این مسابقه را ببرند.

اتفاقاتی که در روند برگزاری دومین دوره مسابقه جلال رخ داده است، باعث ایجاد شائبه توسط برخی روزنامه‌ها و نشریات داخلی شد مبنی بر اینکه جایزه ادبی جلال آل‌احمد به صورت دو سالانه برگزار خواهد شد. هر چند بعدها این شائبه برطرف شد.

جلال آل قلم
جلال آل‌احمد در یازدهم آذرماه ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. اما در ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرد. او سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را چاپ کرد که حاوی قصه‌های شکست مبارزاتش در حزب توده است و همین مقدمه‌ای شد برای انشعاب جنجالی جلال از حزب توده. او که تأثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم‌شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهم‌ترین ویژگی ادبی آل‌احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگی‌نامه «سنگی بر گوری» می‌توان دید. انشعاب وی از حزب توده هم در همین سال اتفاق می‌افتد. پس از این انشعاب است که برای مدتی به قول خودش ناچار می‌شود به سکوت که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن است.

آل‌احمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس اصفهان به تهران با سیمین دانشور، که او نیز دانش‌جوی دانشکده ادبیات داستان‌نویس و مترجم بود، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد. پدر آل‌احمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سال‌ها به خانه آنها پا نگذاشت.

با قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و دکتر مصدق جلال دوباره به سیاست روی ‌آورد. وی عضو کمیته و گرداننده تبلیغات «نیروی سوم» شد که یکی از ارکان جبهه ملی بود. سال 1331 با عده دیگری از «نیروی سومی‌ها» بعد از اطلاع از محاصره منزل دکتر مصدق فوراً به آن‌جا رفت و در مقابل منزل دکتر مصدق به دفاع از او سخنرانی کرد؛ اشرار قصد جان او را می‌کنند اما جان سالم به دربرد. در اردی‌بهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سومی‌ها از آنها هم کناره گرفت. دو کار ترجمه وی‌، «بازگشت از شوروی» ژید و «دست‌های آلوده» سارتر، مربوط به همین سال‌ها است.

پس از کودتای ۲۸ مرداد، آل‌احمد دچار افسردگی شدیدی شد. در حقیقت او ناکارآمدی ایده‌های انقلابی چپ و راست آن زمان را در عمل دید. همچنین در طی این کودتا شاهد همدستی کادر رده بالای حزب توده در حمایت از سرکوب مردم توسط عناصر غربی بود و از آن بسیار سرخورده شد. در این سال‌ها وی کتاب خود را تحت عنوان «سرگذشت کندوها» که کنایه از شکست جبهه ملی و برد کمپانی‌های نفتی است، به چاپ ‌رساند. وقایع این مقطع از تاریخ ایران باعث انقلاب روحی و فکری در جلال شد و او دوباره به دین و مکتب رجوع کرد. جلال سکوت کرد و از نو خود را کاوید که روندش را می‌شود در پس داستان «مدیر مدرسه» دید. یکی از دغدغه‌های اصلی ذهن جلال دراین سال‌ها تضاد بنیادهای سنتی جامعه و هم‌چنین دوری از اسلام و استعمارزدگی و غرب‌زدگی فرهنگ ایرانی بود، که همین او را به سمت خلق شاه‌کاری چون «غرب‌زدگی» ‌کشاند.

وی در سال ۱۳۴۲ به اتفاق علی‌اکبر کنی‌پور برای سفر حج به مکه رفت. پیش از این سفر در ملاقاتی که با امام خمینی داشت با وی آشنا شد. کتاب غرب‌زدگی هم مورد توجه امام قرار گرفته بود. جلال در مراسم ختم پدرش با امام خمینی (ره) دیدار کرد و گفت‌وگوی کوتاهشان منجر به نوشتن کتاب در خدمت و خیانت روشنفکر شد که تا پس از پیروزی انقلاب اجازه انتشار نیافت. او در این دوران پیوندی مستحکم با سران نهضت نوظهور اسلامی برقرار کرد اما مرگ زودهنگامش اجازه فعالیت بیشتر را از او گرفت.

جلال در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آل‌احمد، جنازه وی به سرعت تشییع و دفن شد. سیمین دانشور قتل جلال توسط ساواک را تکذیب کرده‌است ولی برادرش شمس معتقد است که ساواک او را به قتل رسانده و شرح مفصلی در این باره در کتاب از چشم برادر بیان کرده‌است.

متن نامه آل‌احمد به امام خمینی (ره)
«مکه روز- شنبه31 فروردین 1343- 8 ذی حجه 1383»
آیت‌اللها! وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت تهران را به شادی واداشت، فقرا منتظر الپرواز (! ) بودند به سمت بیت‌الله، این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد. اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله‌ای کنم برای عرض سلامی بد نیست. اول اینکه مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی احساء – جنوب غربی خلیج فارس، حوالی کویت و ظهران – می‌گفت 80 درصد اهالی احساء و ضوف و قطیف شیعه‌اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به آن سمت‌ها گسیل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان.

دیگر این که در این شهر شایع است که قرار بوده آیت‌الله حکیم امسال مشرف بشود، ولی شرایطی داشته که سعودیها دو تایش را پذیرفته‌اند و سومی را نه. دوتایی را که پذیرفته‌اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت‌الله و تجدید بنای مقابر بقیع واما سوم که نپذیرفته‌اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال. به این جهت حضرت ایشان خود نیامده‌اند و هیأتی را فرستاده‌اند گویا به ریاست پسر خود. خواستم این دو خبر را داده باشم. دیگر این که گویا فقط دو سال است که به شیعیان در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده‌اند، پیش از آن حق نداشته‌اند.

دیگر این که «غرب‌زدگی» را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان. زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما. دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت. و توضیح اینکه چرا این حضرات همیشه در آخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته‌اند و نمی‌بایست. اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می‌کنم نشان داده باشم. مقدماتش در غرب زدگی ناقص چاپ اول آمده. دیگر اینکه امیدوارم موفق باشید. والسلام.» همچنان که آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش بر آید. دیده شد که گاهی اعلامیه‌ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات در می‌آید که شایستگی و وقار نداشت. نشانی فقیر را هم حضرت «صدر» می‌داند و هم این جا می‌نویسم: تجریش آخر کوچه فردوسی. والسلام

خرید لباس ترسناک سیاست سپاهان است یا خواسته امیر؟

تا این لحظه باشگاه سپاهان نسبت به حرف‌های امیر قلعه نویی موضعی نگرفته و مشخص نیست آیا ادعای سرمربی این تیم در قبال تحریم تیم ملی موضع رسمی این باشگاه است یا نظر شخصی نفر اول کادر فنی این تیم.

به نوشته وطن امروز؛ تساوی سپاهان برابر فولاد در زمین تختی اهواز بهانه‌ای بود برای مطرح کردن این قضیه؛ تحریم تیم ملی. قلعه‌نویی در این‌باره می‌گوید: «از مسؤولان فدراسیون می‌خواهم که توجه ویژه‌ای به تیم‌های باشگاهی داشته باشند. بر اساس قوانین و اساسنامه، بازیکنانی که از باشگاه‌ها در اختیار تیم ملی هستند، باید 48 ساعت قبل از مسابقه باشگاهی خود به جمع نفرات تیم اضافه شوند. اگر تیم سپاهان به‌خاطر گذاشتن بازیکنانش در اختیار تیم ملی، لطمه ببیند ما نیز به ناچار همکاری خود را با این تیم قطع خواهیم کرد».

قلعه‌نویی که می‌داند موفقیت او در سپاهان منجر به بالا رفتن قیمت قراردادش در فصل بعد می‌شود اینچنین برابر تیم ملی موضع می‌گیرد و هوشمندانه عدم نتیجه‌گیری احتمالی تیمش را به آن ربط می‌دهد. او انجام دیدار تدارکاتی با بحرین را کاملا غیرضروری می‌داند و ادله‌اش را چنین می‌آورد: «دیدارهای تدارکاتی تیم ملی باید هدفمند برگزار شود تا باعث بروز مشکلات در فوتبال باشگاهی ما نگردد. لزومی نداشت ما حریف تمرینی بحرین شویم و این تیم را برای پلی‌آف آماده کنیم. ما می‌توانستیم روز چهارشنبه 11 شهریورماه مسابقات لیگ و روز شنبه 14 شهریورماه مسابقات تیم ملی را برگزار کنیم تا مجبور نشویم بدون بازیکنان اصلی خود رقابت‌های خود را انجام دهیم».

اما چند موضوع در این بین مطرح می‌شود؛ اینکه چرا تیم ملی ما چند دهه است هیچ قهرمانی‌ای در آسیا به دست نیاورده و مهم‌تر از همه قادر نیست 2 بار متوالی مسافر مرحله نهایی جام‌جهانی باشد. قطعا برنامه‌ریزی گذشته پر‌اشتباه بوده که نتوانسته این معضلات را مرتفع کند و اینک که فدراسیون بازی تدارکاتی می‌گذارد تلاش در نفی آن صورت می‌گیرد. پیروی از خواسته‌های قلعه‌نویی‌ها یعنی ادامه دادن همان اسلوب گذشته در آماده کردن تیم ملی.

موضوع دیگر اینکه اختیارات یک سرمربی تا کجاست؟ واعظی آشتیانی، مدیرعامل استقلال وقتی دید قلعه‌نویی همه تیم (از سکو تا مسائل مدیریتی) را زیر سیطره خود می‌خواهد از قید سر مربی قهرمان گذشت و حالا باید دید محمدرضا ساکت، قدیمی‌ترین مدیر عامل لیگ برتر سیاست سپاهان را خود تدوین می‌کند یا مجری خواسته‌های غیرفنی سرمربی‌اش می‌شود.

خرید لباس ترسناک اسامی داوران هفته ششم لیگ برتر

از سوی کمیته داوران فدراسیون فوتبال اسامی داوران هفته ششم لیگ برتر اعلام شد که براین اساس قضاوت دیدار حساس تراکتورسازی تبریز – استقلال تهران را محسن ترکی برعهده خواهد داشت.

به گزارش مهر، ترکی را در امر قضاوت این دیدار رضا سخندان و محسن فریمانی همراهی می کند. همچنین دیدار پرسپولیس – شاهین بوشهر با داوری توج حق وردی و کمک‌های حسین خانبان و سعید علی‌نژادیان برگزار می شود.

– اسامی داوران و برنامه دیدارهای هفته ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور به شرح زیر است:
یکشنبه – 22/6/88
* سپاهان اصفهان – پاس همدان، ساعت 21، ورزشگاه ذوب آهن فولاد شهر
داور: قاسم واحدی، کمک‌ها: مرتضی کریمی و بهرام نقوی، داورچهارم: جواد شرفی

* ابومسلم مشهد – راه‌آهن شهرری، ساعت 21، ورزشگاه ثامن الائمه (ع) مشهد
داور: خداداد افشاریان، کمک‌ها: حیدر شکور و غلام آموزگار، داورچهارم: محمدحسین اسدی

* مس کرمان – ذوب آهن اصفهان، ساعت 21، ورزشگاه شهید باهنر کرمان
داور: رحیم مهرپیشه، کمک‌ها: داود رفعتی و علی موغلی، داورچهارم: آرش خرمیان

* سایپا کرج – مقاومت سپاسی شیراز، ساعت 21، ورزشگاه شریعتی کرج
داور: ایرج ساعدی، کمک‌ها: رسول فروغی و محبت علی رضایی تبار، داورچهارم: هادی حاج عباسی

* استقلال اهواز – صبا قم، ساعت 21، ورزشگاه تختی اهواز
داور: سعید مظفری‌زاده، کمک‌ها: علیرضا کهوری و عباس انتظاری، داورچهارم: اسماعیل آمری

* ملوان بندرانزلی – فولاد خوزستان، ساعت 21، ورزشگاه تختی انزلی
داور: محمود رفیعی، کمک‌ها: بابک داوری و مهدی عالیقدر، داورچهارم: محمدرضا فغانی

* استیل آذین تهران – پیکان قزوین، ساعت 21، ورزشگاه دستگردی تهران
داور: یداله جهانبازی، کمک‌ها: کیانوش داودزاده و سجاد طوری، داورچهارم: فرشید افشار

* تراکتورسازی تبریز – استقلال تهران، 21:30، ورزشگاه یادگار امام (ره) تبریز
داور: محسن ترکی، کمک‌ها: رضا سخندان و محسن فریمانی، داورچهارم: بابک وسیله بر

دوشنبه – 23/6/88
* پرسپولیس – شاهین بوشهر، ساعت 21، ورزشگاه آزادی تهران
داور: تورج حق‌وردی، کمک‌ها: حسین خانبان و سعید علی‌نژادیان، داورچهارم: پیروز سیف‌اله پور

خرید لباس ترسناک چشم طمع روسيه بر سرحدات ايران

سروش ملت‌پرست در يادداشتي در «حيات نو» نوشت:

به گواه مستندات تاريخي، ‌پيشينه نفوذ و استقرار قواى روسى در مناطق و سرحدات شمالى ايران به بيش از هزار سال پيش بازمى‌گردد.

مسعودى در وقايع سال 301 هـ.ق- 928 ميلادى مى‌نويسد که: «روسيان با پانصد جهاز که در هر يک صد تن سرنشين بود به گيلان و سواحل بحر خزر حمله بردند و با جماعت گيل و ديلم جنگيدند. خون‌ها ريختند، زنان و کوکان را به اسيرى گرفته، خانه‌ها را خراب نموده، و طعمه‌ آتش ساختند.» در سال‌هاى 1636 و 61-1660 ميلادى قزاق‌هاى روسى از طريق انزلى به رشت حمله کردند و فجايع بيشمار به بار آوردند و همچنين در سال 1722 ميلادى قشون تزار انزلى و رشت را براى چندمين بار مورد تجاوز قرار دادند. در سال‌هاى 96-1795 ميلادى (75- 1174 خورشيدي) و همزمان با جنگ قفقاز، روس‌ها در انزلى پياده مى‌شوند، مردم را بيرحمانه قتل‌عام مى‌کنند و خانه‌ها و دکان‌ها را پس از غارت آتش مى‌زنند. گملين که در سال 1771 ميلادى (1150خورشيدي) به انزلى آمده بود اين گونه مى‌نويسد: «انزلى به دو قسمت جديد و قديم تقسيم شده که ساکنان قديم ايرانيان و ارامنه مقيم ايران بوده‌اند و شهر جديد را تجار روسى و ارامنه‌اى که تابع روسيه هستند تشکيل داده‌اند.»

حدود سال 1917 ميلادي، 4000 نفر ارامنه از روسيه فرار کرده به انزلى آمده و در کردمحله به طور موقت اسکان يافتند و نيز به دنبال جنگ‌هايى که ميان ارامنه و قواى دولت عثمانى در قسمت‌هاى شمالى بحر خزر و نواحى قفقاز، تفليس و بادکوبه روى داد، دولت روسيه بود که ارامنه مسلح را با کشتى به بندر انزلى گسيل داشت و آنان در کردمحله و شيلات اردو زدند. البته در زمينه عوامل موثر بر طمع‌ورزى روس‌ها به سواحل جنوبى درياى خزر بايد به اين واقعيت تاريخى اشاره داشت که: همزمان با افول ستاره قدرت صفويه در ايران، در روسيه پطر کبير به حکومت رسيد که تسخير ايران و رسيدن به خليج فارس جزئى از نقشه جهانگيرانه وى بود. در فصل نهم وصيتنامه پطر کبير وى به جانشينان خود پيرامون ايران چنين دستور مى‌دهد: «دولت روسيه را وقتى مى‌توان در حقيقت دولت ناميد که پايتخت خود را شهر استامبول که کليد کنونى آسيا و اروپاست قرار بدهد. براى انجام اين امر بايستى ميان ايران و عثمانى اختلاف انداخت تا هميشه بين آنها جنگ و جدال برقرار باشد اگرچه اختلاف مذهب و تباين عقايد جماعت شيعه با اهل سنت کار هزاران لشکر و تاثير هر تير و تيغى را مى‌کند.

چيزى که بيشتر از همه مرا خوشحال مى‌کند دو موضوع است يکى تباين مذهب ميان شيعه و سني، ديگرى مداخله و تسلط علماى دين در امور مسلمين و عدم تجويز آنها مردم مسلمان را از مخالفت با اهل اروپا که تا چشم و گوش آنها باز شود، راه را از چاه بازشناسند و همين موضوع کفايت مى‌کند که به زودى نام اسلام از ممالک آسيا برطرف شود و مدنيت و تربيت به دست سلاطين دولت جوان روسيه جاى آن را بگيرد. بايد تدابير گوناگون به کار برد که مملکت ايران روز به روز بى‌پول‌تر شود و تجارتش تنزل کند و به طور کلى هميشه بايد در فکر تنزل اين ممالک بود. لکن مصلحت نيست که قبل از فوت کامل و مرگ حتمى دولت عثمانى از جسد ايران بالمره قبض روح نمود.

ممالک گرجستان و ولايات قفقاز شريان حياتى ايران است و همين که نوک نيش تسلط روسيه بر آن خليد فى‌الفور خون ضعف از رگ و دل ايران فوران خواهد کرد. بر شما لازم است که بدون فوت وقت ممالک گرجستان و قفقاز را تسخير نموده و فرمانفرماى ايران را خادم و نوکر و مطيع خود سازيد و بعد از آن بايد قصد هندوستان کرد چون آن ممالک بسيار بزرگ و محلى وسيع براى تجارت است و هرگاه در آنجا تسلط پيدا کرديد هرقدر پول که به وساطت انگلستان به دست مى‌‌آيد بيشتر آن را اصالتا از هندوستان مى‌توان تحصيل کرد. کليد هندوستان سمت ترکستان است هر قدر مى‌توانيد از جانب صحارى قرقيزستان و بخارا را پيشتر رويد تا شاهد مقصود را در آغوش کشيد.

روسيه ارباب ايران در قالب معاهدات!
در پايان دو جنگ ايران و روس اولى به منظور اجراى دستور پطر کبير براى تسخير قفقاز در زمان الکساندر اول و دومى در نتيجه اختلاف مرزى به دنبال صلح ايران و روس‌ها معاهداتى منعقد شد؛ بار اول معاهده گلستان که طى آن داغستان، شيروان، شاماخي، باکو، طوالش، گنجه، قره‌باغ و گرجستان از دست ايران رفت و بار دوم در معاهده ترکمانچاى مورخ پنجم شعبان 1243 هـ .ق که ايروان، نخجوان و بقيه اراضى رود ارس از اختيار ايران خارج شد. به موجب عهدنامه ترکمانچاى ايران از داشتن کشتى جنگى در بحر خزر محروم شد و حقوق و مزاياى بيشمارى براى تجار تبعه روس در ايران پديد آمد و به مامورين سياسى و کنسولى روسى حق کاپيتولاسيون داده شد.به عبارتى پس از عهدنامه ترکمانچاي؛ ايران به صورت کشورى نيمه مستقل و تحت‌الحمايه روس درآمد و اين وضعيت تا انقلاب 1917 يعنى به مدت 90 سال تداوم يافت. سواحل جنوبى خزر از جمله نقاطى بود که دولت روسيه ارزش فراوانى برايش قائل بود و سال‌هاى متمادى بدان چشم داشت.

به دنبال انقلاب روسيه و جنگ‌هاى داخلى در کشور و محاصره بادکوبه از سوى لشکريان عثمانى ارتباط اقتصادي- تجارى ميان روسيه و ايران در سواحل خزر قطع شد و وضعيت اسفناک مالى – اقتصادى بر ولايات شمالى ايران حکمفرما گشت. شمال ايران پيش از جنگ بين‌المللى تماما تحت نفوذ اقتصادى و تجارتى روسيه بود زيرا تنها روسيه مواد خام و محصولات گيلان را مى‌خريد و در عوض توليدات کارخانجات خود را به قيمت ارزان‌ترى و با اعتبار چند ماهه به ايرانيان مى‌فروخت. در اثر ازدياد روابط اقتصادي، مردم گيلان بويژه در بندر انزلى و رشت با زبان روسى آشنايى پيدا کرده و اکثر تجار و کسبه گيلانى با مسافرت به روسيه از فرهنگ و حالات روحي- اجتماعى روس‌ها اطلاع مى‌يافتند.

پيامد تشکيل حزب بلشويک دولت انقلابى روسيه
لنين چند روز بعد از رسيدن به رياست دولت روسيه انقلابى سوسياليستي، ابلاغيه‌اى به اسم مسلمين دنيا منتشر نمود و اعلام داشت که عالم اسلام را در تحت حمايت انقلابيون درآورده و باکمال جديت براى آزادى ملل اسلام کوشش خواهد کرد بنابراين مسلمانان نيز بايد با انقلابيون روسيه همراه باشند. قابل توجه است که در ايام جنگ‌هاى سخت داخلى درون شوروى که ماشين تبليغاتى و اسلحه نظامى دولت شوروى تماما در جهت فتح و پيروزى بر دشمنان داخلى و خارجى به کار مى‌رفت چنين مقاله‌اى در يکى از روزنامه‌هاى مرکزى روسيه چاپ شد:

«هرچه باشد ايران بايستى شوروى شده داراى هويتى بشود و نخستين اقدام جدى‌مان بايد اين باشد که در ايران انقلابى برپا کرده و جاده پيشرفت به طرف مشرق يعنى به سوى هندوستان و چين را باز کنيم زيرا که کمترين قلعه‌هاى جهانگيران (انگلستان، آمريکا و ژاپن)، کشور‌هاى چين و هندوستان مى‌باشند، بنابراين بايد اين قلعه‌ها محو، نابود و ويران گردند. انقلاب ايران باعث انقلاباتى متعدد در آسيا و آفريقا مى‌شود و کليه ملل شرق را برضد جهانگيرى عربى خواهد شورانيد. ما نبايد فراموش کنيم که قلعه‌هاى سرمايه‌دارى مى‌بايست به تصرف‌مان درآيند. ما بايستى به هندوستان برويم و براى رفتن به آنجا مناسب‌‌ترين راه ايران است، پس بايد ايران را منقلب نماييم. روز سه‌شنبه 18 ماه مه 1920 (28 ارديبهشت 1299) کشتى‌هاى جنگى دولت شوروى در مقابل انزلى و غازيان صف کشيدند و بدون اعلان جنگ چندين گلوله توپ به سوى غازيان خالى کردند. به دنبال ورود ارتش سرخ از روسيه به گيلان به فرمان تندروهاى ارتش سرخ در يکى از روزها، جمعى از فئودال‌ها و سرمايه‌داران انزلى را که روزى بر مسند اقتدار نشسته بودند جارويى بلند دادند و آنها را واداشتند که خيابان‌هاى بندر انزلى را جارو کنند! مردم نيز بر در و ديوار مى‌نوشتند: ما ديگر زيربار استبداد نمى‌رويم، فئودال‌ها بايد از بين بروند. در انزلى کليه خطوط تلگرافي، تلفني، بى‌سيم و مخازن نفت تحت اختيار روس‌ها قرا رگرفت و تمام کشتى‌ها را تصاحب نمودند و جهاز جنگى‌شان آماده است که به طرف هر کشتى که بدون اجازه روس‌ها از بندر حرکت کند آتش توپخانه را بازکند، انزلى کما فى‌السابق از طرق قشون سرخ بادکوبه اداره مى‌شد. در سال 1938 ميلادى – 1317 خورشيدى در حدود 3500 نفر از ايرانيان که اکثر آنها ترک‌هاى آذربايجان بودند از شوروى به ايران مهاجرت کردند. همگى آنها به سوى شوروى گرايش داشتند و در ايران دستيابى به يک رفاه نسبى برايشان مشکل مى‌نمود. در جنگ جهانى دوم با توجه به حضور تعدادى آلمانى در ايران، روس‌ها در پوشش چندهزار مهاجر وارده به ايران، تعدادى مامور اطلاعاتى را نيز به ايران فرستادند.

تهاجمات ارتش شوروى در جريان جنگ جهانى دوم و شمال ايران
اطلاعيه شماره يک ستاد ارتش
1- ساعت 4، روز سوم شهريور ماه 1320 ارتش شوروى در شمال مرزهاى کشور را مورد تجاوز تعرض قرار داد.
2- شهرهاى تبريز، اردبيل، رضائيه، خوي، مياندوآب، ماکو، مهاباد، بناب، رشت، حسن‌کياده، ميانه و بندر انزلى مورد بمباران هوايى واقع، تلفات وارده نسبت به مردم غيرنظامى زياد و نسبت به نظاميان با وجودى که سربازخانه‌ها را بمباران مى‌کنند نسبتا کم بوده است.»

5 شهريور بمباران شهرهاى آزاد
هواپيماهاى نظامى روسيه به بسيارى از شهرهاى بى‌دفاع و باز آذربايجان و بندر انزلي، غازيان و قزوين هجوم آورده و ويرانى‌ها و تلفات بسيار به بار آورده‌اند. هواپيماهاى شوروى روز هفتم شهريور به گيلان هجوم آوردند که طى آن 203 نفر در رشت، 29 نفر در لاهيجان و 7 تن در بندر انزلى کشته شدند و نمايش فيلم‌هاى تبليغاتى روسى در شهرها و حتى روستاهاى گيلان آغاز شد. مقارن سال‌هاى دهه 1320 خورشيدى با بروز جنگ دوم جهانى و احتياج شديد دولت روسيه به مواد غذايي، مقررات ويژه‌‌اى در امر صيد در رود‌خانه‌هاى منشعب از مرداب انزلى وضع گرديد و گروه‌هاى پراکنده شده صيادان رديف کار يارج مالا دراجتماع صيادى متشکل از 60 تا 70 نفر تحت عنوان استان در گلوگاه روگاها به وجود آمدند. فشار بيش از حدى که توسط ماموران روسى در کنترل صيد منطقه اعمال مى‌گرديد با نفوذ تبليغات سياسى در هم آميخت و آستان‌هاى صيادى به کسانى واگذار مى‌گرديد که در تشکيلات سياسى وابسته به روس‌ها عضويت داشتند. گروهى از صيادان و بوميان که تن به وابستگى ندادند مورد ستم و آزار ماموران روس قرار گرفتند.

در نيمه نخست سال 1948 (1327 خورشيدي) تيرگى روابط دو کشور ايران و شوروى به منتهى درجه رسيد (بويژه به دليل اعلام ممنوعيت اعطاى هرگونه امتياز نفت به دول خارجى و باطل اعلام کردن موافقتنامه قوام- سادچيکف از سوى مجلس شوراى ملى در 29 مهر 1326) و دکترين ترومن که به نقش آمريکا در برابر توسعه‌طلبى کمونيست‌ها براى دفاع از کشور‌هاى کوچک اشاره مى‌نمود و در نتيجه امواج توسعه‌طلبى کمونيست‌ها را در سراسر جهان با سد محکمى ساخت. در اجراى اين سياست قراردادى درباره خريد ده ميليون دلار اسلحه و مهمات براى ارتش ايران در 18 خرداد 1326 و 14 مهر 1321 مبنى بر حضور مستشاران نظامى آمريکايى در ارتش به امضا رسيد که در نتيجه تمام موارد ياد شده: دولت شوروى طى يادداشت 20 نوامبر 1947 ايران را متهم به عهدشکنى نمود و اعلام داشت که ايران سياست خصمانه‌اى نسبت به شوروى در پيش گرفته و خاک خود را مبدل به پايگاهى براى حمله به شوروى نموده است.

دولت شوروى بازرگانى خود را با ايران به حداقل رساند. خط کشتيرانى بين باکو و انزلى را تعطيل کرد و قسمتى از تاسيسات شيلات را جمع آورى نمود و به مدت چند سال مبارزه مطبوعاتى و راديويى شديدى را عليه ايران ادامه داد. آنچه با تکيه بر مستندات تاريخى در رابطه با سير تاريخى اقدامات و تهاجمات روسيه [معطوف به مرزهاى شمالى ايران] دريافته مى‌شود، همانا ميل روزافزون به تسخير مناطق ياد شده، همراستا با آمال سياست خارجى روسيه است که روسيه را همسو با مواضع استعمارگرايانه دولت آمريکا قرار مى‌دهد با اين تفاوت که رو سها با لطايف‌الحيل و درصدرشان استفاده ابزارى از شعارهاى مساوات‌طلبانه و عدالت محور، از اين شعارها دقيقا برضد خود و در جهت تشديد استثمار خود بر کشورهاى پيرامونى بهره بردند.