يک گام تا برجام موشکي! - نمایش محتوا - اردکان گویا
Skip to Content

شناسه : 32502389


سياسيون تلاش دارد راه ورود کالاهای غیر ضروری را هموار کنند و از کجا معلوم که چند روز دیگر، توان دفاعی و موشکی و تمامیت ارضی طرف معامله با غرب برای به ارمغان آوردن اندک رفاه بیشتر قربانی نشود!؟

اردکان گويا؛ تحولات چند ماه اخیر معانی و مفهوم های زیادی برای کسانی دارد که اهل حساب و کتاب سیاسی هستند. دولت کارگزارانی علی رغم ناکارآمدی و با تمام مشکلاتی که وارث و عامل آن در عرصه اداره کشور بود اما باز موفق می شود از مردم رای لازم بگیرد. داعش در ایران به پارلمان یعنی قلب مشروطه خواهی و دمکراسی ایران حمله می کند همچنین به حرم امام به عنوان قلب عقیدتی و انقلاب اسلامی اما عده ای هنوز در داخل به جای داعش برخی نیروهای داخلی را محکوم می کنند! همه پرسی غیر قانونی عراق، یک تهدید بالقوه و جدی برای تمامیت ارضی به حساب می  آید با این حال برخی سیاسیون و صاحب نظران با منطقی عجیب به استقبال آن می روند! آمریکا برجام را تایید نمی کند، سپاه هم بواسطه s722 تحریم می شود، ایران از سوی ترامپ رئیس جمهور قانونی آمریکا بزرگترین حامی تروریست در جهان شناخته می شود؛ چندی پیش از آن هم برای جلب اعتماد آمریکا و غرب، صنعت هسته ای ما بدست خودمان از بین می رود.

اما این پایان راه نیست! ایران همچنان تحریم است و منتظر تحریم های سخت گیرانه تری هم باید باشد که شاید اولین نمود آن در وضع معیشتی مردم و افزایش قیمت خودرو در سال آتی خود را نشان دهد. کم کم بحث مذاکره در خصوص توان دفاعی و موشکی در خارج از کشور و هم در داخل از کشور از سوی نخبگان دانشگاهی و سیاسی شنیده می شود! و البته بعد از توان هسته ای و توان صنایع هوا و فضا این آخرین مرحله نخواهد بود! سوال این است که چرا یکی بعد از دیگری توانمدی های ملی در حال واگذاری است و از سوی مردم عکس العملی نشان داده نمی شود؟ همان مردمی که در دهه 60 حاضر نبودند یک وجب از خاک خود را تسلیم  دشمن کنند و یا حتی همان هایی که زندگیشان را با کمی نان و پنیر کوپنی سپری می کردند اما حاضر نبودند به بیگانه باج دهند! چرا اینگونه شد؟

مردم تغییر کرده اند اما این تغییر بیش از آنکه حاصل تلاش برنامه ریزی و رسانه های غرب باشد حاصل کنش سیاسیون داخل چه این طرفی و چه آنطرفی بوده است(الناس علی دین ملوکهم) سبک زندگی اشرافی، افزایش توقعات مردم در انتخابات های گوناگون و دادن وعده های عوام فریبانه و توخالی! تقلیل بحث های دینی و اعتقادی به مباحث سیاسی و سیاست زدگی همه ی اقشار جامعه، جانشینی وعاظ، مداحان و روشنفکران بجای اندیشمندان نسل گذشته و جایگزینی تعصبات جناحی و نگاه های ایدئولوژیک به جای خردورزی و نقادی فرا جناحی و بدون تعصب، حق جانب پنداری طرفین مناقشه سیاسی، از یک طرف آمال و آرزو را در غرب و غربی شدن دیدن و از طرف دیگر حفظ قدرت به هر قیمت، با جمود و نگاه جزم اندیشانه همه را قضاوت کردن، مصلحت اندیشی های بچه گانه و قدرت معاشانه و شخصی، تقلیل منافع ملی به منافع حزبی و جناحی و فردی، بازنشسته سالاری در راس احزاب طرفینی، غیریت سازی نادرست و حل دادن رقیب به خارج از گفتمان انقلاب و حتی  به زور پیاده کردن افراد از قطار انقلاب اسلامی بواسطه اختلاف سلیقه جناحی و اشتباهات و ... در واقع به مثابه این است که جناح ها در دو طرف درخت تنومد هویت ایرانی اسلامی با تبر ایستاده اند و در رقابت برای رسیدن به مرکز درخت با قدرت می جنگند غافل از آنکه همان جایی که فکر می کنند می توانند پیروز باشند آغاز سقوط طرفین است و آنچه در این کشاکش از بین می رود علاوه بر اعتماد ملی و منافع ملی که اقتصاد، صنایع هوا و فضا، توان هسته ای، و توان دفاعی بخشی از آن است. در آخرین گام مسائل امنیتی و تمامیت ارضی کشور در خطر قرار می گیرد. از سوی دیگر دیپلماسی عمومی دولت های غربی و آمریکا هر روز تقویت می گردد و از در صلح و ترک مخاصمه با ملت ایران سخن می گوید و از جانب آنان وعده رفع تحریم و حل مشکلات داده می شود. از سوی دیگر رسانه های خارجی و داخلی نیز همسو با  این جریان به تضعیف اعتماد و بمباران اطلاعاتی مردم پرداخته و به سردرگمی آنها می افزایند و آرام آرام در حال استحاله فرهنگ مقاومت و ایستادگی و استعمار ستیزی هستند که در این میان  در عرصه فرهنگ نیز تغییر در سبک زندگی مردم را دنبال می کنند.

برجام ثابت کرد که غرب می تواند براحتی از کنار تعهداتش بگذرد اما به گونه ای می تواند مردم (یا بهتر است بگوییم بخشی از مردم) را اقناع کند که مقصر اصلی غرب شناخته نشود و مردم نیز در کشاکش بازی های سیاسی اصل ماجرا را فراموش کنند. البته در این اقناع دو دسته در داخل کشور غرب را یاری کرده اند! دسته اول: عده ای که شیفته غرب بوده و به نوعی توجیه گر و سخنگوی غرب در کشور بشمار می روند. و دسته دوم: عده ای دیگری اند که انقدر بسته و متعصبانه و ایدوئولوژیک برخورد کرده اند که مردم برای روی کار نیامدن دسته دوم به دسته اول پناه برده اند. مسلما با ورود ابزارهای نوین، غرب هر روز به روانشناسی و ویژگی های اخلاقی جامعه و مردم مسلط تر می شود در کنار آن وضعیت معیشتی مردم با این منازعات جناحی روز به روز بدتر خواهد می شود و در هر روز یک پله و در هر انتخابات چندین پله به توقعات مردم افزوده خواهد شد. برجام، صنایع هوافضا، تصویب FATF و خود تحریمی، سند 2030، زمزمه مذاکرات موشکی و ... زنگ خطر را به صدا در آورده است. مردم هر روز کم طاقت تر می شوند و برای سبک زندگی جدید خود بیشتر به دنبال رفاه می گردند.

سیاسیون هم برای حفظ قدرت خود، خواهان به دست آوردن دل مردم از آسانترین راه ممکن و حراج منافع ملی هستند یکی با فروش نفت 100 دلاری و واردات کالاهای غیر ضروری اقتصاد کشور را فلج و وابسته می کند دیگری با مذاکرات هسته ای و برداشتن تحریم، تلاش دارد راه ورود کالاهای غیر ضروری را هموار می کند و از کجا معلوم که چند روز دیگر، توان دفاعی و موشکی و تمامیت ارضی طرف معامله با غرب برای به ارمغان آوردن اندک رفاه بیشتر قربانی نشود! واقعا چه تضمینی وجود دارد که با این سرعت تحولات! نه نسل آینده، بلکه همین نسل فعلی چند صباحی دیگر نه تنها تمامیت ارضی بلکه اصل هویت ایرانی اسلامی خود را به حراج نسپارد؟ در صورت شکل گیری دوگانه مردم – موشک(رفاه مردم یا موشک)، توان دفاعی و تمامیت ارضی کشور به صرف قدرت نظامی و زور قابل نگه داشتن نیست. شاید تنها راه حل این است در عرصه سیاسی و اجتماعی اقناعی صورت پذیرد که این کار هم از توان نظامیان خارج است و همت سیاسیون را طلب می کند و لازمه آن هم این است که سرعت اقدام آنها بیش از سرعت تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد چرا که الفرصه تمر مر السحاب

کمال ثریا

دانشجوی دکترای مسائل ایران






آخرین عناوین آخرین عناوین