Skip to Content

شناسه : 33187062


اصلی‌ترین حرکت انقلابی در یزد در دهم فروردین ماه 1357 در چهلمین روز از قیام خونین تبریز اتفاق افتاد که سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات مردم ایران علیه رژیم طاغوت بود.

به گزارش اردکان گویابه نقل از  یزد رسا، یکی از عوامل مهم و تعیین‌کننده در وقوع انقلاب اسلامی، گستردگی آن در نقاط مختلف کشور بود. بدین شکل که نه تنها تهران به عنوان پایتخت و شهرهای بزرگ و مراکر استان‌ها، که حتی مردم در روستاها نیز در فعالیت‌های انقلابی فعال بودند به عنوان مثال شهیدان کاظم دیاله و غلام‌عباس احمدی از شهدای انقلابی روستای شمسی اشکذر هستند که در جریان فعالیت‌های انقلابی در این روستا به شهادت رسیدند.

استان یزد در کنار دیگر شهرها و استان‌های کشور، یکی از کانون‌های مؤثر فعالیت‌های انقلابی بود و حضور شخصیت انقلابی چون آیت‌الله صدوقی نقش تعیین‌کننده‌ای در حرکت مردم یزد داشت.

اصلی‌ترین حرکت انقلابی در یزد در دهم فروردین ماه 1357 در چهلمین روز از قیام خونین تبریز اتفاق افتاد که سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات مردم ایران علیه رژیم طاغوت بود. در این روز، مردم با شنیدن سخنرانی آیت‌الله صدوقی در مسجد حظیره به‌سمت چهارراه شهدا تظاهرات کردند  و با نیروهای گارد شاهنشاهی مواجه شدند و 4 نفر از جوانان یزد به شهادت رسیدند.

رهبر معظم انقلاب در خاطره‌ای که از فعالیت‌های انقلابی مردم یزد دارند می‌گویند: «اواخر سال 57 بود، شاید نیمه های آبان ماه یا آذر ماه درست یادم نیست، بنده از تبعید ایرانشهر برمی‌گشتم، از طریق یزد آمدم به مسجد آیت‌الله صدوقی. وقتی رفتم دیدم که اینجا مثل اینکه جزء محیط اختناق کشور ایران نیست. در مسجد اعلامیه‌هایی زده بودند، خیلی آزاد و همه می‌آمدند و می‌خواندند. در این اعلامیه‌ها مضامین بسیار تحریک‌آمیزی علیه رژیم پهلوی وجود داشت.»

رهبر انقلاب همچنین در سفری که دی ماه 86 به استان یزد داشتند، فرمودند: «من فراموش نمیکنم آن روزهائی که هنوز ملت ایران شهد پیروزی را نچشیده بود؛ مردم شهرهای مختلف این کشور هر کدام به قدر توانائیشان، به قدر همتشان برای به سرانجام رساندن این حرکت عظیم کاری میکردند، من آمدم یزد. وضعیتی که در شهر یزد من دیدم، برای من شگفت‌آور بود. آن روحیه‌ی پرتپش انقلابی در کنار نظم و انضباط و آرامش و متانت. در این شهر من مرحوم آیةاللَّه شهید صدوقی را - در آن دوره نه به عنوان فقط یک روحانی برجسته در یک شهر بلکه به عنوان یک رهبر دینی و سیاسی و فرهنگی؛ یک رهبر انقلابی تمام‌عیار در این شهر یزد و در شهرهای سرتاسر استان - مشاهده کردم و احساس کردم. چند روزی من در یزد بودم، وضع شهر را دیدم. از تبعید میآمدم، شهرهای دیگر را هم دیده بودم و بعد دیدم؛ اما وضع یزد بدون اغراق یک وضع استثنائی بود.»

محمدرضا کلانتری از محققان و پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی در رابطه با فعالیت‌های انقلابی در یزد می‌گوید:

عمده حرکت‎‎های انقلابی در یزد که از سوی آیت الله صدوقی هدایت می‎‎شد با مشکلی مواجه نمی‎‎شد چرا که خردمندانه و قدرتمندانه با مسائل برخورد می‎‎کردند و از طرفی نیز خط تماس خود با رژیم را عمدتاً از کانال شهید دکتر پاکنژاد که در جریان انقلاب از ریاست اداره کار و تامین اجتماعی به یک پزشک تنزل درجه یافته بود، همیشه برقرار نگه می‎‎داشتند تا مانع خسارت و شهادت راهپیمایان شوند. البته در جریان حرکت‎‎های انقلابی نیز یکسری خودسری‎‎ها وتندروی‎ها نیز وجود داشت که از آن جمله می‎‎توان به حادثه آتش‎‎سوزی بانک صادرات و شهادت دو نوجوان در این حادثه اشاره کرد.

وی بیان می‎‎کند: آیت الله صدوقی روی مساله آگاهی رساندن به مردم بسیار فعال بودند و دامنه مدیریتی ایشان حداقل نیمه جنوبی کشور را تحت پوشش داشت و در رساندن اعلامیه‎‎ها که در روزهای قبل از پیروزی انقلاب تعداد آنها حتی به روزانه 12 عدد نیز می‏‏‌رسید، در جنوب کشور بسیار فعال بودند.

کلانتری به نقش تاثیرگذار نهضت کاست(ضبط صوت) در جریان انقلاب اسلامی نیز اشاره می‎‎کند و در این باره می‎‎گوید: بسیاری از جوانان انقلابی شهرستان‎‎های یزد برای اطلاع‌رسانی به مردم شهرستان‎‎های خود با حضور در مراسم‎‎های سخنرانی مسجد حظیره که پایگاه انقلاب در یزد محسوب می‎‎شد، از طریق کاست، سخنرانی‎‎ها را ضبط می‎‎کردند و به شهرستان‎‎های خود انتقال می‎‎دادند. آگاهی‏‏‌بخشی‎‎ با اعلامیه‏‏‌ها و کاست‎‎ها باعث حضور تمام اقشار مردم در حرکت‎‎های انقلابی می‌شد.

وی به تسخیر ساواک یزد توسط جوانان انقلابی در تاریخ 57.10.18 و بیش از یک ماه مانده تا پیروزی انقلاب اشاره و عنوان می‎‎کند: در این اتفاق حدود 50 نفر مجروح و سه نفر نیز شهید شدند و معاون ساواک یزد که فردی به نام "نیری" بود کشته شد.

کلانتری به تظاهرات مردمی فردای آن روز در نزدیکی پل نواب که منجر به شهادت "محمدرضا دیزوی" می‎‎شود، اشاره می‎‎کند و می‎‎گوید: این دو اتفاق متوالی باعث شد که رژیم پهلوی از همان روز بساط ظلم و ستم خود در استان یزد را برچید و از آن روز به بعد هیچ نیروی نظامی در خیابان‏‏‌های شهر یزد دیده نشد به عبارتی انقلاب اسلامی در استان یزد از 20 دیماه 1357 و یک ماه مانده تا پیروزی انقلاب اسلامی در کشور، به پیروزی می‏‏‌رسد. براساس اسناد موجود پس از آن مسئولان نظامی و دولتی در یزد نیز هیچ واکنشی برای انعکاس وقایع به مرکز نشان نمی‎‎دهند و با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی، جوانان انقلابی نظم شهر را به دست می‏‏‌گیرند.

همچنین محمود صلاحی که یکی از فعالان مبارزاتی علیه رژیم پهلوی در استان یزد بود در کتاب خاطراتش که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره توزیع و تکثیر اعلامیه‌های امام خمینی در استان یزد می‌گوید: در یزد همه مبارزان مذهبی در پخش پیام‌ها، اعلامیه‌ها و نوارهای حضرت امام خمینی (ره) بسیار فعال بودند. اما در این میان نقش مرحوم شهید صدوقی و مرحوم آیت‌الله خاتمی بیش از سایرین بود، به طوری که مراقبت دائمی ساواک و مجموعه نیروهای امنیتی رژیم نیز نمی‌توانست جلوی اقدامات آیت‌الله صدوقی را بگیرد. او بدون هیچ واهمه‌ای و باشجاعات تمام در کمترین زمان ممکن، پیام ها و اعلامیه‌های امام را در با همکاری نیروهای مذهبی تهیه و تکثیر کرده و از طریق یک شبکه وسیع به راحتی در اختیار مردم قرار می‌داد. 

وی درباره چگونگی تبدیل شدن یزد به یکی از کانون‌های اصلی مبارزاتی علیه رژیم پهلوی نیز آورده است: بسیاری از پیام‌ها و اعلامیه‌های امام که از نجف می‌آمد اولین بار به دست شهید صدوقی می‌رسید و با دستور وی از روی نوار پیاده می‌شد یا اگر اعلامیه بود، در تعداد بسیار چاپ و تکثیر می شد. بنابراین یزد به عنوان یکی از کانون‌های اصلی مبارزه علیه رژیم پهلوی در آمده بود و افراد بسیاری در این کار نقش داشتند. از جمله این افراد می‌توان از شهید محمد منتظر قائم، شهید پاک‌نژاد، قاسم ناظمی اردکانی و... یاد کرد.

با تبعید امام خمینی از نجف به پاریس،کار مبارزین در یزد بیش از بیش شدت یافت و اعلامیه‌ها و پیام‌های بیشتری زیر نظر شهید صدوقی و با نظارت وی تهیه، تکثیر و پخش می‌شد.

صلاحی همچنین درباره چگونگی توزیع و تکثیر اعلامیه‌ها در یزد می‌گوید: استان یزد یکی از سه استانی بود که زودتر از سایر نقاط ایران درگیر انقلاب شد. این وضعیت در آغاز امر با توزیع اعلامیه‌های ضدرژیم نمود یافت. آن روزها رژیم پهلوی با این گونه فعالیت ها به شدت برخورد و عاملین آنها را بازداشت می کرد. با وجود تمام این خطرات، انقلابیون استان یزد طی تقسیم‌بندی منظمی به تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها می‌پرداختند. به این صورت که یک هسته مرکزی در استان، اعلامیه‌ها را از تهران دریافت کرده و به شهرستان ها انتقال می‌داد. هر شهرستان از جمله اردکان به نوبه‌ خود هسته‌ای پنج، شش نفری داشت که اعلامیه‌ها را با دستگاه استنسیل تکثیر می‌کرد و به عاملین محله‌ای که هریک از آنها نیز حدود پنج، شش تن عضو داشتند، تحویل میداد.

محله چرخاب یکی از این محله‌ها بود. من هم یکی از عاملین آنجا بودم. عمدتاً نحوه توزیع به این شکل بود که از هشتاد تا یکصد برگ اعلامیه‌ای که سهم هریک از ما بود، ده تا ده تا پشت پیراهن خود پنهان کرده و به دور از چشم پاسبانان شهربانی در نقاط مختلف توزیع می‌کردیم. از آنجا که تعداد اعلامیه‌ها اندک و تکثیر و انتقال آنها بسیار مشکل بود، برخی شب‌ها موقع نماز به مسجد رفته و تعدادی از آنها را در جامهری قرار می‌دادیم تا نمازگزاران آنها را بخوانند و دست به دست بگردانند.

اغلب به هر ده شخص، یک اعلامیه می‌رسید. گاهی آنها را زیر درب خانه ها و گاهی زیر برف‌پاک‌کن ماشین‌ها قرار می‌دادیم. در مدارس نیز به صورتی بسیار نامحسوس فعالیت داشتیم. چندین بار پیش آمد که پاسبان‌ها مشکوک شدند و تعقیب مان کردند، اما از آنجا که کوچه پس کوچه های محله را خوب می شناختیم و پشت بام ها نیز به هم وصل بودند، فرار می کردیم. در جریان همین تعقیب و گریزها بود که یک شب سردار حسین فیضن، که آن زمان در جریان پخش اعلامیه‌ها با ما همراه بود، دستگیر شد. چند روزی بازداشت بود، ولی خیلی زود به کمک برخی کارگزاران رژیم پهلوی که به علما و روحانیان انقلابی تمایلاتی داشتند آزاد شد.

انتهای پیام/






آخرین عناوین آخرین عناوین