Skip to Content

شناسه : 31363904
جانباز اردکاني؛


جانباز اردکاني گفت: نگ و انقلاب را پابرهنگان پیش برده اند اما آنهایی که زمان بمب اندازی زیر ماشین هایشان پنهان می شدند و در جبهه جنگ پیدایشان نمی شد در حال حاضر پست های حکومتی بالایی دارند و کسانی مثل ما که همه زندگیمان را وقف انقلاب و جنگ کردیم حالا سالی یک بار به دیدنمان می آیند و یک پتو برایمان می آورند!

به گزارش اردکان گویا؛ چندی پیش پیامی مبنی بر تنهایی و عدم توجه مسئولین به یکی از جانبازان با سابقه اردکان برای تیم خبری اردکان گویا ارسال شد و بر همین اساس تصمیم گرفتیم تا سری به این جانباز بزنیم و از اوضاع زندگی وی با خبر شویم.

خانه ای کاهگلی زیبایی در یکی از کوچه های اردکان، همسر عمو حسین در را باز کرد و با استقبال گرمی ما را به داخل خانه دعوت کرد، خانه باغی زیبا و دلنشین که در گذر زمان زیبایی ظاهری خود را از دست داده بود اما همچنان گرم و صمیمی به نظرمی رسید.

عموحسین عصا زنان از سمت باغ می آمد. با راهنمایی همسروي به اتاق ساده و دلنشین زیر طارمه رفتیم. عمو حسین با 83 سال سن هنوز ذهنی باز داشت اما بعد از تصادفی که کرده بود برای گفتار خاطرات کمی دچار مشکل شده بود.

از او خواستیم تا خود را برای ما معرفی کند:

حسین میرجهانی  معروف به عمو حسین هستم متولد سال 1313 در اردکان و با هفت سال و نیم سابقه حضور در جبهه جزو با سابقه ترین رزمنده ها در اردکان به شمار می روم.

از او درخصوص کارهایش در جنگ پرسیدیم که گفت:  آن زمان من در جنگ سعی می کردم با حفر تونل و کانال به رزمندگان کمک کنم و سهمی در جنگ داشته باشم، به یاد دارم که برای یکی از عملیات ها در جنگ پیشنهاد کندن تونل در زیر پای عراقی ها و نفوذ به جبهه دشمن را دادم و از طرف فرماندهان پذیرفته شد، این تونل را با کمک چند تن دیگر از رزمنده ها حفر کرديم و در دل عراق پیش رفتیم و عملیات کوچکی انجام شد و عراقی ها تلفات بالایی دادند اما با افتادن یکی از عراقی ها در تونل کنده شده نقشه ما لو رفت و مجبور به ترک تونل شدیم.

عمو حسین از حفر چاه در سقز و شوشتر گفت از آن زمانی که آب شیرین برای رزمندگان پیدا نمی شد و او اولین نفری بود که با شناسایی آب شیرین در لایه های میانی زمین و کندن چاه، آب شیرین برای رزمنده ها تهیه کرده بود که این را از افتخارات خود در جنگ می دانست.

عمو حسین در حالی که سعی می کرد بغض خود را کنترل کند گفت: به یاد دارم در جنگ برای گرفتن پیکور و کندن چاه و تونل در جنگ، به جهاد کشاورزی رفتم اما در آن زمان و در بحبوحه جنگ پیکوری نبود که به من بدهند و من با وجود تلاش بسیار نتوانستم پیکوری تهیه کنم و گریه کنان به جبهه باز گشتم، اما بلاخره در آنجا دستگاه را پیدا کردم و کارم را انجام دادم.

همسر عمو حسين نيز با اشتياق عکس هاي فرماندهان عمو حسين را از بقچه اي قديمي بيرون مي آورد و روي ميز ميچيد و از هر کدام خاطره اي مي گفت.

پیرمرد رزمنده در لابلای گفته هایش گاهی به عکس های اطرافش نگاه می کرد و گریه کنان میگفت: خوش به حال این ها که رفته اند کاش من هم شهید می شدم.

برای این که عمو حسین را خسته نکرده باشیم به سراغ پسرشان رفتیم تا گفته های او را نیز به عنوان جانباز انقلاب و دفاع مقدس هم بشنویم.

جلال میرجهانی نجار است و دستی در هنر دارد او از فعالیت بد مسئولین و موسسات می گفت او اعتقاد داشت برخی از مسئولین به جای رواج اقتصاد مقاومتی به دنبال مقاومت در برابر اقتصاد مقاومتی هستند. 

از این جانباز هشت سال دفاع مقدس در خصوص جایگاه امام خمینی در زمان جنگ پرسیدیم که گفت: امام خمینی (ره) در آن زمان جایگاهی چون مالک اشتر داشت و فقط تفاوتش با مالک اشتر کهولت سن و حاضر نبودن در میدان جنگ بود، اما مدیریت و تدابیرش همچون مالک اشتر بود.

این جانباز خوش سخن اردکانی در ادامه صحبت هایش به جیگاه مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: در حال حاضر هم رهبر انقلاب فرمانی صادر کند من  گوش به فرمان او هستم.

میرجهانی اعتقاد داشت که جنگ و انقلاب را پابرهنگان پیش برده اند اما آنهایی که زمان بمب اندازی زیر ماشین هایشان پنهان می شدند و در جبهه جنگ پیدایشان نمی شد در حال حاضر پست های حکومتی بالایی دارند و کسانی مثل ما که همه زندگیمان را وقف انقلاب و جنگ کردیم حالا سالی یک بار به دیدنمان می آیند و یک پتو برایمان می آورند!

او علت عدم اطلاع مردم از مشکلات جانباز ها و شیمیایی ها را عدم توجه مسئولین به این قشر و بزگ نمایی هایی در برخی از مجالس انجام می دهند دانست و اعتقاد داشت که مبانی اسلامی در این گونه مجالس رعایت نمیشود و همه چیز در ظاهر خلاصه میشود.

انتهای پیام/ر

 

 

 

 






آخرین عناوین آخرین عناوین