Skip to Content

شناسه : 35551426
گزارشی از حضور روزنامه ایران در اردکان و یزد؛


مدیر عامل دومین کارخانه بزرگ استان یزد در شهرستان اردکان، می گوید: اینجا نه تنها یک قطره آب انتقالی پیدا نمی‌کنید، بلکه هیچ لوله‌ای حتی برای شرب و بهداشت از بیرون وارد کارخانه نمی‌ شود.

به گزارش اردکان گویا؛ روزنامه ایران نوشت:

پیش از سفر به یزد، بارها شنیده و خوانده بودم که در این استان با آب انتقالی زاینده رود، خیار و گوجه گلخانه‌ای می‌کارند و به روسیه صادر می‌کنند یا اینکه با آب زلال کوهرنگ، شمش فولاد و کاشی و سرامیک می‌سازند.اما حقیقت این است که آب انتقالی، حتی کفاف شرب 11 شهر استان را هم نمی‌دهد و هر شهر، مجبور است به‌طور میانگین نیمی از آب مورد نیاز خود را از چاه بکشد و با آب اصفهان مخلوط کند. فضای مجازی پر است از این قضاوت‌ها اما کدام عقل سلیم می‌پذیرد که در استان تشنه‌ای مثل یزد، با آب گوارای زاینده رود دوغاب کاشی و سرامیک هم بزنند و خیار و گوجه بکارند و به مردم که رسید، آب از چاه بکشند؟

با این همه سرزده به یکی از کارخانه‌های بزرگ فولاد و یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های کاشی و چند گلخانه می‌روم تا شاید نشانی از پلاک ثبت شده چاه نیابم و به جای آن لوله‌ای شهری پیدا کنم؛ آن هم با کارشناسان آب منطقه‌ای که مسئولیت مستقیمی برای مراقبت و حفاظت از منابع آبی دارند.

خاک سرامیک داریم، آب نداریم

63 کارخانه کاشی و سرامیک از 130 کارخانه کاشی کل کشور در استان یزد است و علی اکبر کارگر شریف مدیرعامل دومین کارخانه بزرگ این استان در اردکان. او را در دفتر کارش می‌بینم و می‌دانم به‌دلیل رقابت شدید کارخانه‌ها، پرسش از میزان تولید و صادرات بی‌فایده است. به‌همین دلیل صاف می‌روم سراغ سؤال اصلی؛ آیا شما با آب انتقالیکاشی و سرامیک تولید می‌کنید؟ می‌گوید: «اینجا نه تنها یک قطره آب انتقالی پیدا نمی‌کنید، بلکه هیچ لوله‌ای حتی برای شرب و بهداشت از بیرون وارد کارخانه نمی‌شود. من به‌عنوان عضو هیأت مدیره انجمن ملی کاشی و سرامیک به شما قول می‌دهم چنین چیزی در یزد وجود ندارد. مگر چند کارخانه که فقط برای شرب کارکنان از آب شهری استفاده کنند.»

کارگر شریف می‌گوید، 20 سال پیش مجوز یک چاه گرفته‌ که همه مصارف کارخانه را تأمین می‌کند: «اول 40 متری آب داشت و حالا البته 110 متر پایین رفته‌ایم. برای شرب و بهداشت هم همین آب را تصفیه می‌کنیم. هم آزمایشگاه کارخانه و هم آزمایشگاه بیرون کیفیت آب را تأیید می‌کند.»

کارخانه‌های اردکان، شانه به شانه هم در حاشیه سفره زیرزمینی دشت اردکان – یزد بنا شده‌اند. این دشت یکی از چهار محدوده بحرانی ممنوعه استان است و تقریباً شیره جانش مکیده شده و همه حیات خود را از دست داده است. کارگر شریف با درک این موضوع و از آنجایی که کارخانه کاشی و سرامیک در کنار فولاد جزو کارخانه‌های آب‌بر محسوب می‌شود، دستگاه‌هایی را وارد کارخانه کرده که به جای دوغاب، از همان ابتدا 4 درصد رطوبت لازم را به خاک اسپری می‌کند و به قول خودش این یعنی 500 درصد صرفه‌جویی.

کارگر شریف روی یکی از سرامیک‌هایی که جلوی میزش چیده می‌کوبد و می‌گوید: «سه سال جان کندم تا با تکنولوژی جدید این سرامیک را ساختم. می‌دانید چند بار دستگاه را خاموش کردم؟ خاموش کردن دستگاه ضرر بزرگی به کارخانه می‌زند. جالب اینکه بدانید این سرامیک به نسبت روش قبل کیفیت بهتری هم دارد. در روش قدیمی باید 96 درصد آب به خاک اضافه کنید و بعد دوباره بگذارید دوغاب تبخیر شود و به 4درصد که رسید پرس کنید. اما در روش جدید خاک را پودر می‌کنیم و همان 4 درصد آب لازم را اسپری می‌کنیم و ملات را می‌فرستیم برای پرس. راستش را بخواهید من به خاطر رقابت بین کارخانه‌ها تا امروز اجازه نداده‌ام حتی صدا و سیما از کارخانه گزارش بگیرد اما شما می‌توانید بروید از نزدیک ببینید. مسأله آب خیلی جدی است و از امروز هرکسی که دوست دارد بیاید کارخانه ببیند و روش‌های صرفه‌جویی را به کار ببندد.»

ترس فولادی‌ها از فضای مجازی

جواد عسگرزاده شاهی مدیرعامل یکی از کارخانه‌های فولاد یزد را سرزده در رستوران می‌بینم، می‌نشینم تا با خیال راحت ناهارش را بخورد بعد شوکه‌اش کنم. با اینکه مجوز چاه و شماره کلاسه را دم در ورودی دیده‌ام و با پرسش از کارکنان مطمئن شده‌ام که لوله‌ آبی از بیرون وارد کارخانه نمی‌شود، باز عسگرزاده شاهی از گفت‌و‌گو امتناع می‌کند و مدام می‌گوید از شبکه‌های مجازی می‌ترسد. از او می‌پرسم اگر بخواهیم بین اینجا و فولاد مبارکه اصفهان مقایسه کنیم، مبارکه چند برابر اینجاست؟ با احتیاط می‌گوید: «شاید یک به سه نمی‌دانم.» این درحالی است که چند کارخانه فولاد با همین حجم و تعدادی کارخانه هم در مقیاس کوچک‌تر در استان پراکنده است. اینکه چرا درست وسط کویر صنعت فولاد را گسترش داده‌ایم بماند اما آیا این کارخانه‌ها در یزد از آب انتقالی استفاده می‌کنند؟ عسگرزاده شاهی می‌گوید: «یک چاه 120 متری داریم که 10 لیتر در ثانیه آب دارد. نیاز کارخانه را از همین چاه تأمین می‌کنیم و بعد با تصفیه خروجی، فضای سبز را آبیاری می‌کنیم. هیچ لوله‌ای از بیرون وارد کارخانه نمی‌شود. اگر آب کوهرنگ پیدا کردید، بدهید خودمان بخوریم.»

از او می‌پرسم آیا برنامه‌ای مثل ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان برای خرید فاضلاب شهری دارید یا نه ، پاسخ می‌دهد: «بله در این زمینه تصمیماتی گرفته شده است.»

کاش همه جای ایران گلخانه بود

در منطقه «چرخاب» یزد 70هکتار زمین زیر کشت قرار دارد که از این میزان 30 هکتار کشت گلخانه‌ای است. اگر هر هکتار را یک گلخانه در نظر بگیریم، هر کدام از این گلخانه‌ها 40 سوله نایلونی یا به قول خود کشاورزها 40 دهانه دارد. بزرگ‌ترین گلخانه چرخاب، گلخانه «پلنگ» است اما من ترجیح می‌دهم وارد گلخانه حاج حسین چرخابی شوم که نام منطقه هم از شغل پدر او که با چرخ از چاه آب می‌کشیده، گذاشته شده است. درواقع حیات کشاورزی در این منطقه به دو چاه «چرخاب» و «روهنی» بسته است.

سید احمد یلدایی میراب چاه چرخاب کنتور هوشمند را نشانم داده و توضیح می‌دهد که چگونه کنتور به مرکز آب منطقه‌ای وصل است و آنها می‌توانند چاه را رصد کنند و اینکه حجم مورد نیاز کشاورزان در کارتی شارژ شده و به محض تمام شدن شارژ پمپ از کار می‌افتد.

به حاج حسین چرخابی که ماشینش را بین گلخانه و باغ انار پارک می‌کند و برای سلام و علیک پیش می‌آید می‌گویم؛ حاجی اینجا با آب انتقالی خیار و گوجه می‌کارید؟ می‌خندد و می‌گوید: «به خدا چای درست می‌کنیم نمی‌شود خورد بس که شور است. اگر از این آب جایی سراغ دارید یک پارچ بدهید چای دم کنیم.»

با ولی چرخابی گشتی در سوله‌های نایلونی می‌زنم. آنها اشتباه کرده‌اند و امسال گوجه نکاشته اند: «خیار و فلفل و بادمجان کاشته‌ایم اما وضع بازار خراب است، صادرات خیلی کم شده. با این روال باید جمع کنیم و برویم. قبلاً روسیه، قطر و ترکیه مشتری‌های

پرو پاقرص ما بودند. متأسفانه وضع دلار توی ترکیه و روسیه هم به هم ریخته. هرسال تا این موقع ترک‌ها قراردادشان را نوشته بودند، اما امسال خبری نیست. امسال قطر دنبال گوجه بود. متأسفانه ما گوجه نکاشته بودیم، هرکس گوجه کاشته بود، برد کرد.»

گلخانه‌ها با روش قطره‌ای آبیاری می‌شوند و پایین‌ترین حد مصرف را دارند، طوری که وقتی به کرت ‌بندی‌های منظم و یکدست آن نگاه می‌کنید، خاک کاملاً خشک به‌نظر می‌رسد. اما این تنها مزیت کشت گلخانه‌ای نیست؛ ولی چرخابی برایم توضیح می‌دهد که این نوع از کشاورزی تا چه اندازه به کود و سم کمتری هم نیاز دارد و از طرف دیگر چگونه دما و رطوبت قابل کنترل است.

حاج حسین با سینی اناری پیش می‌آید و می‌گوید: «امسال باغ را آبیاری نکردم که بخشکد. انار دیگر فایده ندارد، به سردرختی‌ها نگاه کن! بس که گرد و غبار کارخانه‌ها روی باغ نشسته، انارهای بالا رشد نکرده‌اند. رنگ آسمان اول صبح زرد است. به خدا همه مریض شده‌ایم چه برسد به انار. باز گلخانه خوب است، محصول زیر نایلون سالم می‌ماند.» با انار سفید و چای شوری که به ضرب و زور نبات شیرینش می‌کنند، پذیرایی می‌شویم. دریغ از قطره‌ای آب انتقالی. 






آخرین عناوین آخرین عناوین