Skip to Content

شناسه : 24795675
روایت ناگفته سردار فتوحی از شهید یزدی؛


فرمانده سپاه الغدیر یزد گفت: یک روز شهید دهستانی پیش من آمد و یک انگشتر به من داد و گفت این دفعه شهید خواهم شد.

اردکان گویا؛ فرمانده سپاه الغدیر استان یزد در مصاحبه با خبرنگار یزدرسا، اظهار کرد: رزمنده ها زمانی که به مرحله اخلاص می رسیدند دیگر جای آنها روی زمین نبود چون رتبه زمین در حدی نبود که بتواند زیر پوتین آنها قرار بگیرد وبای عرشی می شدند.

سردار اکبر فتوحی افزود: یکی از شهدایی که به این مرحله رسید «شهید حسین دهستانی» بود که به عنوان اطلاعات عملیات قبل از تشکیل تیپ الغدیر مشغول بود که ایشان تجربه را از سردار عاصی زاده یاد گرفت و به ارث برد.

وی ادامه داد: یک روز شهید دهستانی پیش من آمد و یک انگشتر به من داد و گفت این دفعه شهید خواهم شد و رفت. نزدیک یکی از عملیات بود که از وی پرسیدم قضیه چی هست؟ این انگشتری که به من دادی برای چه بود؟ وی در جواب به من گفت من از چند تا از رزمنده ها امضا گرفتم که اگر شهید شدند باید به من بگویند که چرا من شهید نمی شوم ولی هیچکدام از آنها تا حالا جوابی به من ندادند. یک روز سر قبر یکی از شهیدانی که سه تا امضا از او گرفته بودم رفتم و گفتم چرا جواب من را نمی دهی مگر به من قول ندادی. تا اینکه یک روز شهید به خوابم آمد و به انگشتر دست من نگاه کرد و رفت. وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم شهید می خواست به من بگوید تو هنوز علاقه ات به انگشتر دستت است. اینگونه شد که آمدم و انگشترم را به شما دادم.

فتوحی اذعان کرد: بعد از این جریان شهید دهستانی در عملیات کربلای 5 همانطور که گفته بود من شهید می شوم به درجه شهادت نائل شد.

 






آخرین عناوین آخرین عناوین