Skip to Content

شناسه : 25992801


بدون شک با الگو توسعه کشور توسط امیرکبیر در نهایت انقلابی با محوریت اسلامی شکل نمی گرفت و کشور به سمت الگوی توسعه ترکیه گونه به پیش می رفت و اسلام کم کم در کشور ما استحاله میشد و سکولاریسم رواج پیدا میکرد.

اردکان گويا، این روزها که با قتل امیرکبیر مصادف است جریانات مختلف سیاسی با تولید ادبیات و عکس نوشته در تلاش هستند تا افراد شاخص خود  را امیرکبیر زمان قلمداد کنند. از یک طرف با فوت مرحوم هاشمی رفسنجانی در شبی که امیرکبیر به دست عمال نفوذی دربار قاجار به قتل می رسد؛ رسانه های حامی ایشان از این اتفاق بیشترین بهره برداری را کرده و هاشمی رفسنجانی را امیرکبیرِ جمهوری اسلامی ایران قلمداد کردند. از سوی دیگر، رسانه های حامی محمود احمدی نژاد نیز با انتشار عکسی ایشان را امیرکبیرِ واقعی جمهوری اسلامی دانستند. خلاصه اینکه این روزها درگیری جریانات سیاسی جهت امیرکبیر نامیدن افراد شاخص و کاریزمایشان بالاگرفته است. اما سوال اینجاست که آیا امیرکبیر بودن در جمهوری اسلامی مایه فخرفروشی و افتخار است؟
هرچند امیرکبیر دارای هوش بالایی بود و توانست در دوران قاجار با بهره از این هوش خود به امتیازاتی دست پیدا کند و تا بالاترین مدارج قدرت برسد ولی مش توسعه محورانه امیرکبیر آیا مبتنی بر اندیشه های ایرانی - اسلامی بود یا الگویی که ایشان در کشور پیاده کرد اقتباس از الگوی توسعه به سبکِ غربی بود؟
بدون شک با الگو توسعه کشور توسط امیرکبیر در نهایت انقلابی با محوریت اسلامی شکل نمی گرفت و کشور به سمت الگوی توسعه ترکیه گونه به پیش می رفت و اسلام کم کم در کشور ما استحاله میشد و سکولاریسم رواج پیدا میکرد.
یکی از اقدامات ارزشمند امیرکبیر از دید تاریخ نویسان تاسیس مدرسه دارالفنون می باشد. نفوذ افراد وابسته به بیگانگان از جمله آخوندزاده و میرزا ملکم خان در این مدرسه منجر به تربیت انسان هایی  شد که بعدها دستاورد آنها برای کشور قراردادهای ننگین به بیگانگان بود. 
در اینکه امیرکبیر فردی لایق در دوران سلطنت قاجار بود نباید شک کرد ولی باید دانست که نسخه و الگوی توسعه ای که وی برای کشور در حال پیچیدن بود کشور را به سمت سکولاریسم رهنمون می کرد و انقلاب اسلامی در ایران شکل نمی گرفت.
با این اوصاف اینکه افرادی در جمهوری اسلامی برای امیرکبیر نامیدن خود سر و کله می شکنند منطقی است؟!
 





آخرین عناوین آخرین عناوین