Skip to Content

شناسه : 22262747
به مناسبت روز خبرنگار


در سال 1356 استاد حمام حاج ملّاحسن به من گفت كه اداره بيمه بدون آنكه هيچ تسهيلاتي در اختيار كارگران حمام بگذارد اخطاريه آورده كه سه هزار تومان بابت جريمه و حق بيمه كارگران بايد پرداخت كني.

به گزارش اردکان گویا ؛ در سال 1356 استاد حمام حاج ملّاحسن به من گفت كه اداره بيمه بدون آنكه هيچ تسهيلاتي در اختيار كارگران حمام بگذارد اخطاريه آورده كه سه هزار تومان بابت جريمه و حق بيمه كارگران بايد پرداخت كني. در آن زمان سه هزار تومان خيلي زياد بود. مثلاً ‌اجرت دلاكي حمام 5 ريال بود و حمام به صورت سالي اداره مي‌شد، شايد در عيد نوروز كه مشتريان دستمزد حمامي را پرداخت مي‌كردند كل مبلغ پرداختي آن‌ها به سه هزار تومان نمي‌رسید. من هرچه فكر كردم كاري از دستم ساخته نبود ، لذا دست به قلم شدم مقاله اي نيشدار طنزآميز تحت عنوان «دو پاي اداره بيمه اردكان در يك كفش» نوشتم و در هفته نامه ملك يزد مورخ 1/11/1356 چاپ كردم، در آن زمان روزهاي جمعه راديويزد مقالات جالب نشريات يزد را مي‌خواند، اتفاقاً اين مقاله هم از راديو يزد پخش شد . مسئول اداره بيمه اردكان به رئيس مركز بهداشت تلفن كرد و احوال مرا پرسيد، چون من قبلاً كارمند مركز بهداشت بودم، گاهی به مرکز بهداشت می‌رفتم، دكتركرامتي با شوخي گفت: آقاي سپهري اينجا نشسته و دارد مي‌گويد بايد جريمه استاد حمامي بخشیده شود. رئيس بيمه تلفنی به دكتر گفت:« من پوزه‌اش را به خاك مي‌مالم.» دكتر هم با خنده گفت: حالا ببينيم!
خلاصه تلاش اداره بيمه به جائي نرسيد و سرانجام مجبور شدند سه هزار تومان استاد حمامي را ببخشند و من از اينكه توانستم با قلم خود احقاق حق يك مظلوم را بنمايم بسيار خوشحال شدم و از اين بابت هميشه خداي را سپاسگزارم.

از کتاب خاطرات علی سپهری 






آخرین عناوین آخرین عناوین