Skip to Content

شناسه : 32335248


جوان اردکاني پس از ورود به بازاريابي شبکه اي از ضررهاي اين سيستم مي گويد.

به گزارش اردکان گويا؛ یکی از متضرران سیستم فروش شبکه ای با حضور در دفتر امام جمعه اردکان و با ابراز پشیمانی، در خصوص نحوه ورود به این شبکه فروش گفت: روزی من در محل کارم مشغول بودم که یکی از دوستانم را در آنجا دیدم و با او هم صحبت شدم. از او در خصوص محل کارش و اینکه چه کار می کند، پرسیدم که او از کار اینترنتی گفت و اینکه سود بالایی دارد. من نیز با اطمینانی که به او داشتم با خود فکر کردم که حتماً سود بالایی دارد که این چنین فردی در آن مشغول شده است و اینگونه من هم ترغیب شدم تا در خصوص این کار بیشتر بدانم.

وی ادامه داد: دوستم تعدادی چای و دمنوش را به من نشان داد که برای فروش خریده بود. من دیدم که محصول خوبی است و به گفته دوستم سود خوبی دارد، وارد کار شدم و اصلاً از سیستم بازاریابی شبکه ای و یا همان شرکت های هرمی و network marketing بی خبر بودم.

این جوان اردکانی گفت: یک هفته بعد برای برنامه ریزی و صحبت بیشتر و پرزنت کار، قرار گذاشتیم. این آقا حرف های بسیار زیبایی زد و طبق گفته های او این کار بسیار باکلاس است و درآمد بالایی دارد و حتی می توانم در سلامت مردم مؤثر باشم. من هم با این اوصاف کار را قبول کردم و ثبت نام اولیه در سایت انجام شد و خرید اولیه صورت گرفت.

وی اظهار داشت: بعد از ثبت نام از من خواسته شد تا در جلساتی شرکت کنم و اطلاعاتی را به دست بیاورم. من هم در جلسات شرکت کردم و خوشحال بودم که در کنار درآمد می توانم اطلاعات خود را بالا برده و حتی شیوه مذاکره را یاد بگیرم.

شهروند اردکانی عنوان کرد: در این سیستم که وارد شدم باور کردم که هیچ کاری بهتر از این کار نیست و حتی به خود می گفتم که بهترین کاری که می توان از آن پول به دست آورد همین کار است. بعد از گذشت یک سال چند نفر از اعضای خانواده ام را وارد این کار کردم و آنها بعد از گذشت سه ماه از زیرگروهی من خارج شدند که بعد از پیگیری هایی متوجه شدم که آنها از نحوه نگاه های مردان و زنان به هم و مختلط بودن جمع ها ناراضی بودند.

وی تأکید کرد: در این جلسات دختر و پسر باهم نشست و برخواست می کردند و روز به روز تعداد تیم بیشتر می شد و کم کم حجاب ها هم کم رنگ تر می شد. بعضی اوقات شوخی ها و گفته های نابجایی صورت می گرفت که با عرف دینی ما اصلاً سازگار نبود. در کنار این جلسات ما مجبور بودیم برای جذب مشتری بیشتر با دختران مجرد و گاهاً جوان صحبت داشته باشیم چرا که این سبک پولدار شدن بیشتر برای جوانان بود و افراد مسن کمتر در آن هستند. به همین دلیل بیشتر مخاطبان ما نیز دختران و پسران جوانی بودند که همسر نداشتند و اصولاً افرادی که همسر داشتند بعد از گذشت چند ماه از کار کنار می کشیدند.

فروشنده دمنوش های گیاهی گفت: در این کار مجبور بودیم که برای فروش محصول بعضی اوقات دروغ هایی بگوییم. یکی از این دروغ ها میزان درآمد ما از این کار بود که ما به همه می گفتیم که فروش ما چند میلیون تومان و درآمد ما یک میلیون تومان و غیره است در حالیکه صد تومان بیشتر نبود یا این که مثلاً فلان ماشین را با فروش و درآمد این محصول و شرکت خریده ام و یا این که می گفتیم این محصول به شما کمک می کند در عرض ۴۰ روز ۸ الی ۱۰ کیلوگرم از وزن خود را کم کنید و لاغر شوید در حالیکه اینگونه نبود.

وی ادامه داد: در این کار خیلی هزینه کردم، برای حضور در همایش ها و کمپ های آموزشی پول می گرفتند و همچنین برای فروش محصول مجبور بودیم در کانال ها و صفحات مجازی تبلیغ کنیم که هر کدام از این ها هزینه های بالایی داشت. من حدود ۲ و نیم میلیون تومان تبلیغ انجام دادم و جز چندین بار، تأثیر زیادی نداشت و فروشی نداشتم. سرگروه ها به ما می گفتند که شما کار درست را به تعداد زیاد انجام بده، نتیجه حاصل می شود و این حرف ها و شعارهای زیبا من را پایبند این کار می کرد.

جوان اردکانی عنوان کرد: چیزی که واقعاً می توان درباره آن صحبت کرد بحث درآمد آن بود، چرا که واقعاً درآمد شبهه داری بود و ما خودمان را گول می زدیم که نه مشکلی ندارد. ما ۱۲ ساعت وقت می گذاریم اما این ها فقط بهانه بود چرا که عملاً تا کسی را جذب نمی کردی و گروه زیر مجموعه فعالی نداشتی نمی توانستی درآمد خوبی داشته باشی. این درحالی است که ممکن بود زیر گروه های شما خرید کنند ولی نتوانند به فروش برسانند و ضرر کنند در حالیکه سود خرید او به حساب شما واریز می شد و این همان اصل شرکت های هرمی است!

وی گفت: هر چه فرد می توانست زیر گروه خود را افزایش دهد سود بیشتری نصیبش می شد به همین دلیل بود که افراد برای به دست آوردن رتبه سرگروهی و بالاتر تلاش می کردند. من در این بازاریابی شبکه ای هر چه که می گذشت به خود القاء می کردم که درست می شود، درآمدم بالا می رود و طبق آن فاکتور می زدم و خرید می کردم در حالیکه فروشی نداشتم و سود کار من به جیب سر گروه من می رفت و هزینه من از سودم بیشتر می شد.

متضرر سیستم فروش شبکه ای اظهار داشت: بیشترین سودی که من داشتم با پنج میلیون تومان خرید از شرکت و چند نفر تیم، یک میلیون و پانصد هزار تومان و کمترین درآمد من ۲۰ هزار تومان بود که میانگین درآمد من ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان بود. ما به دروغ به دوستان می گفتیم که هر ماه درآمد میلیونی داریم در حالیکه خودمان می دانستیم چه درآمد کمی داریم.

وی تأکید کرد: در این نوع سیستم فروش، ۵ شرکت دیگر نیز حضور داشتند اما چون دمنوش ها از تولیدات خود شرکت بود ما گمان می کردیم که به این دلیل پایدارتر از دیگر شرکت ها است. در این نوع سیستم فروش با این که واسطه ها حذف شده است اما باید جوری باشد که کالا مستقیم به دست افراد برسد اما فروش آن در حال حاضر به صورت شبکه ای است. این سبک فروش با این که به روز و شاید آسان به نظر برسد اما شیوه آن کاملاً غربی و به سبک network marketing است که شیوه ای غیر الهی است. در این سبک باید برای فروش محصول دروغ گفت.

این فعال سیستم فروش هرمی افزود: در این سیستم باید در کمپ هایی شرکت کنید که دختر و پسر باهم حضور دارند در حالی که این غیر قانونی است و هیچ گونه مجوزی برای این کار وجود ندارد و مجبورید با جنس مخالف صحبت داشته باشید و از همه مهم تر مجبور به دروغ گویی هستید که این سبکی دور از سبک اسلامی است.

وی ادامه داد: در این کار به شما گفته می شود که برای مدتی اعتبارت را از دست می دهی ولی بعد درست می شود در حالیکه برای همیشه اعتبارت را از دست می دهید. دوستانی که برای این کار دعوت می کنید و هزینه هایی داده اند و ضرر کردند حالا در خیابان شما را می بینند و رو بر می گردانند. در این سیستم فروش، زندگی مشترک من هم داشت دچار مشکل می شد. چرا که اصلاً وقتی نمانده بود که برای خانواده ام اختصاص بدهم و یکسره در گوشی و جلسه برای بالا بردن زیرگروه های خود بودم.

وی اظهار داشت: کمپ های این شرکت در بیرون شهر و مختلط برگزار می شود و بسیاری از جوان ها به دلیل دوری از خانواده به کارهایی دست می زنند که نمی توان به آن اشاره کرد. همچنین در یک تیم ممکن است یک نفر راضی به زدن فاکتور بالا نباشد اما سرگروه آن را مجبور می کند که فاکتور فروش را بزند که این موجب نارضایتی افراد زیرگروه می شود. ولی برای سرگروه سود دارد.

این جوان اردکانی گفت: خیلی ها بهانه می آورند که این نوع فروش بازاریابی شبکه ای است و با بازاریابی هرمی متفاوت است و مراجع تقلید، آپدیت نیستند و متوجه تفاوت آن نمی شوند در حالیکه من کتابی را دیدم که از دفتر یکی از مراجع نوشته شده بود و کاملاً سیستم های شبکه ای را توضیح داده بود. من در این کار به حرف هیچ کس گوش ندادم، نه به حرف امام جمعه توجه کردم نه به مخالفت های خانواده ام و بسیار ضرر کردم.

وی در پایان گفت: از خانواده ها می خواهم بیشتر روی کارهای فرزاندانشان نظارت داشته باشند تا نه ضرر مالی داشته باشند و نه دیگر ضررهای غیر قابل جبران. اکنون که از این کار خارج شده ام وقت بیشتری برای کارهای دیگر، زندگی بهتر و فکر و ذهن آزادتری دارم و الان بسیار خوشحالم.(صوت این اعترافات در دفتر امام جمعه اردکان و خبرنگار اردکان گويا موجود است.لازم به ذکر است تصاوير از پيج هاي افراد زيرگروه يا ليدر برداشته شده است)






آخرین عناوین آخرین عناوین