خرید لباس ترسناک پاسخ رهبرانقلاب به استفتائات در مورد رويت هلال ماه شوال

پاسخ رهبرمعظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله تعالي) به استفتائات در باره رويت هلال ماه شوال در پايگاه اطلاع رساني معظم له منتشر شد.

متن پرسش هاي مردم و پاسخ هاي معظم له که در پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري منتشر شده به شرح ذيل است:

س: همانطورکه‏مى‏دانيد، وضعيت هلال‏در آخر يااول‏ماه به‏يکى از حالت‏هاى‏زير است:
1 – غروب هلال قبل از غروب خورشيد باشد.
2 – غروب هلال مقارن با غروب خورشيد باشد.
3 – غروب هلال بعد از غروب خورشيد باشد.
اميدواريم بيان فرمائيد که کداميک از حالات سه گانه فوق را مى‏توان به وسيله برنامه‏هاى محاسبه کننده الکترونيکى دقيق براى دورترين نقاط عالم محاسبه کرد؟ آيا استفاده از اين محاسبات براى تعيين اول ماه قبل از حلول آن امکان دارد يا اينکه حتما بايد ماه با چشم رؤيت شود؟
ج:معيارِ اول ماه، هلالى است که بعد از غروب خورشيد غروب کند و رؤيت آن، قبل از غروب ممکن باشد، و محاسبات علمى اگر موجب يقين براى مکلف نشود، اعتبار ندارد.

س: آيارؤيت تصوير هلال ماه با استفاده از دوربين CCD و انعکاس نور و بازخوانى اطلاعات ضبط شده توسط رايانه، براى اثبات اول ماه کفايت مى‏کند؟
ج: رؤيت با وسيله، فرقى با رؤيت به طريق عادى ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤيت محفوظ باشد. پس رؤيت با چشم و با عينک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رايانه که درآن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشکال است.

س: اگر هلال ماه شوال در يک شهر ديده نشود، ولى تلويزيون و راديو از حلول آن خبر دهند، آيا کافى است يا تحقيق بيشترى واجب است؟
ج: اگر مفيد اطمينان به ثبوت هلال گردد يا صدور حکم به هلال از طرف ولى فقيه باشد، کافى است و نيازى به تحقيق نيست.

س: اگر تعيين اول ماه رمضان و عيد سعيد فطر به علت عدم امکان رؤيت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان يا اسباب ديگر، ممکن نباشد و سى روز ماه شعبان يا ماه رمضان کامل نشده باشد، آيا براى ما که در ژاپن زندگى مى‏کنيم، جايز است که به افق ايران عمل کرده و يا به تقويم اعتماد کنيم؟ وظيفه ما چيست؟
ج: اگر اول ماه از طريق رؤيت هلال حتى در افق شهرهاى مجاورى که يک افق دارند، و يا از طريق شهادت دو فرد عادل و يا از طريق حکم حاکم ثابت نشود، بايد احتياط کرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤيت هلال در ايران که در غرب ژاپن واقع است، براى کسانى که مقيم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.

س: آيا اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است يا خير؟
ج: رؤيت هلال در شهرهائى که در افق متحد و يا نزديک به هم هستند و يا در شهرهائى که در شرق واقع شده‏اند، کافى است.

س: مقصود از اتحاد افق چيست؟
ج:منظور از آن، شهرهائى است که در طول خط واحدى واقع شده‏اند. بنابراين اگر دو شهر در يک خط طولى باشند (مراد از طول، طول در اصطلاح علم هيئت است)، گفته مى‏شود که آنها در افق متحد هستند.

س: اگر روز بيست و نهم ماه در تهران و خراسان عيد باشد، آيا براى افرادى هم که در شهرى مانند بوشهر مقيم هستند، جايز است افطار کنند؟ با توجه به اينکه افق تهران و خراسان با افق بوشهر يکى نيست.
ج: به طور کلّى اگر اختلاف بين افق دو شهر به مقدارى باشد که با فرض رؤيت هلال در يکى، هلال در ديگرى قابل رؤيت نباشد، رؤيت آن در شهرهاى غربى براى مردم شهرهاى شرقى که خورشيد در آنها قبل از شهرهاى غربى غروب مى‏کند، کافى نيست، بر خلاف عکس آن.

س: اگر بين علماى يک شهر راجع به ثبوت هلال يا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مکلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظيفه واجب مکلّف چيست؟
ج: اگر اختلاف دو بيّنه به صورت نفى و اثبات باشد، يعنى يکى مدعى ثبوت هلال و ديگرى مدعى عدم ثبوت آن باشد، اين اختلاف موجب تعارض دو بينه و تساقط هر دو است، و وظيفه مکلّف اين است که هر دو نظر را کنار گذاشته و درباره افطار کردن يا روزه گرفتن به آنچه که مقتضاى اصل است، عمل نمايد. ولى اگر بين ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به اين صورت که بعضى از آنها مدعى رؤيت هلال باشند و بعضى ديگر مدعى عدم مشاهده آن، قول کسانى که مدعى رؤيت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعى براى مکلّف است و بايد از آن متابعت کند، و همچنين اگر حاکم شرعى حکم به ثبوت هلال نمايد، حکم وى حجت شرعى براى همه مکلفين است و بايد از آن پيروى کنند.

س: اگر شخصى هلال ماه را ببيند و بداند که رؤيت هلال براى حاکم شرع شهر او به هر علتى ممکن نيست، آيا او مکلّف است که رؤيت هلال را به حاکم اطلاع دهد؟
ج:اعلام بر او واجب نيست مگر آنکه ترک آن مفسده داشته باشد.

س: همانگونه که مى‏دانيد اکثر فقهاى بزرگوار پنج راه براى ثبوت اول ماه شوال در رساله‏هاى عمليه خود بيان کرده‏اند که ثبوت نزد حاکم شرع در ضمن آنها نيست، بنابراين چگونه بيشتر مؤمنين به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار مى‏کنند؟ شخصى که از اين راه اطمينان به ثبوت هلال پيدا نمى‏کند، چه تکليفى دارد؟
ج: تا حاکم حکم به رؤيت هلال نکرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براى تبعيّت ديگران از وى کافى نيست، مگر آنکه اطمينان به ثبوت هلال حاصل نمايند.

س: اگر ولى امر مسلمين حکم نمايد که فردا عيد است و راديو و تلويزيون اعلام کنند که هلال در چند شهر ديده شده است، آيا عيد براى تمامى نواحى کشور ثابت مى‏شود يا فقط براى شهرهايى که ماه در آنها ديده شده و شهرهاى هم افق با آنها، ثابت مى‏گردد؟
ج:اگر حکم حاکم شامل همه کشور باشد، حکم او شرعا براى همه شهرها معتبر است.

س: آيا کوچکى هلال و باريک بودن و اتصاف آن به خصوصيات هلال شب اول، دليل بر اين محسوب مى‏شود که شب قبل شب اول ماه نبوده، بلکه شب سى‏ام ماه قبلى بوده است؟ اگر عيد براى شخصى ثابت شود و از اين راه يقين پيدا کند که روز قبل عيد نبوده، آيا قضاى روزه روز سى‏ام ماه رمضان را بايد به جا آورد؟
ج: مجرد کوچکى‏و پائين بودن‏هلال يا بزرگى‏و بالا بودن‏و يا پهن‏يا باريک‏بودن آن‏دليل شرعى شب‏اول يا دوم بودن‏نيست، ولى‏اگر مکلّف‏از آن‏علم به چيزى‏پيدا کند بايد به مقتضاى علم خود در اين زمينه عمل نمايد.

س: آيا استناد به شبى که در آن ماه به صورت قرص کامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دليل براى محاسبه اول ماه جايز است تا از اين راه وضعيت يوم الشک معلوم شود که مثلا روز سى ام ماه رمضان است و احکام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلا بر کسى که اين روز را بر اساس بيّنه روزه نگرفته، حکم به وجوب قضاى روزه شود و کسى هم که به دليل استصحاب بقاى ماه رمضان روزه گرفته، برى‏ء الذمّه باشد؟
ج: امر مذکور حجت شرعى بر آنچه ذکر شد، نيست، ولى اگر مفيد علم به چيزى براى مکلّف باشد، واجب است که طبق آن عمل نمايد.

س: آيا استهلال در اول هر ماه واجب کفائى است يا احتياط واجب؟
ج:استهلال فى نفسه واجب شرعى نيست.

س: آيا اول ماه مبارک رمضان و آخر آن با رؤيت هلال ثابت مى‏شود يا با تقويم، هر چند ماه شعبان سى روز نباشد؟
ج: اول يا آخر ماه رمضان با رؤيت شخص مکلّف يا با شهادت دو فرد عادل يا با شهرتى که مفيد علم است يا با گذشت سى روز و يا بوسيله حکم حاکم ثابت مى‏شود.

س: اگر تبعيت از اعلام رؤيت هلال توسط يک دولت جايز شد، و آن اعلام معيارى علمى براى ثبوت هلال سرزمين‏هاى ديگر را تشکيل دهد، آيا اسلامى بودن آن حکومت شرط است، يا اينکه عمل به آن حتى اگر حکومت ظالم و فاجر هم باشد، ممکن است؟
ج: ملاک‏در اين‏مورد، حصول‏اطمينان به‏رؤيت در منطقه‏اى‏است که نسبت‏به مکلّف کافى محسوب‏مى‏شود.

خرید لباس ترسناک چه زود سراغ امام رفتيد!

از دستاوردهاي پنهان افراطگرایان دولت كه اين روزها و ماه‌ها دارد از اختفاي خود بيرون مي‌آيد، حمله‌هاي گاه و بيگاه برخي رسانه‌هاي منسوب به آنها، به خاندان امام خميني(ره) است. همان كه در اين روزها در خبرگزاري دولتي ايرنا شاهد آن بوديم.از ميراث‌هايِی كه وزیر قبلی ارشاد در دوره وزارت خويش ـ كه با لطف رئيس دولت نهم ناگهان توانست از پشت ميز سردبيري روزنامه كيهان بر مسند رفيع و بلند يكي از مهمترين وزارتخانه‌هاي كشور بنشيند ـ از خود به جاي گذاشت، بردن بعضي اصحاب كيهان به وزارتخانه‌اي بود كه لقب ارشاد را يدك مي‌كشيد.و از اينهاست رئيس خبرگزاري دولتي ايرنا كه بدون كمترين تجربه مديريتي، ابتدا به لطف بي دريغ آقاي صفارهرندي به مديركلي ارشاد استان هرمزگان منصوب شد و پس از مدت کوتاهی به مديرعاملي خبرگزاري دولتي ايرنا گماشته شد و افسوس كه مجلس اصولگرا چشم خود را بر اين انتصاب‌هاي دولت نهم بست و اجازه داد بعضي وزراي آن، با به كار گماردن افرادي همانند او كه در امور مديريتي خام، بي‌تجربه، عصبي و احساسي‌اند و به شهادت همكاران كيهاني و غير كيهاني‌شان، حتي از پس كنترل احساسات خويش هم برنمي‌آيند و فرياد دادخواهي زيردستانشان در اثر ضعف مديريتشان گوش فلك را پر نموده است، اينگونه دست به تخريب و ويرانگري آن هم در عرصه استراتژيک فرهنگ و هنر و رسانه بزنند. همو كه در اين روزها بي‌ادبي آشكار او به خاندان امام خميني از پرده برون افتاده و در نوشته‌اش درباره نوه گرامي امام ـ همو كه همگان نور خميني را در رخسار زيباي او به تماشا مي‌نشينند و تعطيلي مراسم بيست ساله و سنتي برگزاري مراسم احياي شب قدر اين سال تلخ، در حرم نوراني امام كه مامن و پناه دل مومنين خداجوي موحد بود، نشان داد وي تا چه حد ميراث‌دار هوش و ذكاوت و زمان شناسي و موقعيت شناسي خميني پدر و پسر است. همو كه از فضلا و اساتيد مبرز، خوشنام و برجسته حوزه علميه قم است و سال‌هاست در سطوح عالي حوزه تدريس مي‌كند و از قراري كه شنيده‌ام تنها در درس كفايه و اصول او، صدها طلبه كسب فيض مي‌نمايند و برخي بزرگان حوزه او را مجتهد متجزي كه نياز به تقليد از كسي ندارد مي‌دانند- حتي حاضر نشد عنوان حجت الاسلام را به كار برد! و در مكتوب بي‌مقدار خود كه موسسه تنظيم و نشر آثار امام در اقدامي هوشمندانه و از سر كرامت كه قرآن در برخورد با افراد جاهل آن را توصيه مي‌كند آن را به قدري پست و بي‌مقدار دانست كه از پاسخ و اعتراض به آن خودداري نمود، حقد و حقارتش را آشكار ساخت و در ديكته‌اي كه براي او نوشته بودند، با عنوان ساده و معمولي سيدحسن خميني مورد خطاب قرار داد و در اين نوشته سخيف كوشيد با به كارگيري بعضي تعابير، نوه امام را كه با مساعدت ياران دست پرورده امام، پرچمداري راستين در كنار رهبري و مراجع و از استوانه‌هاي حفظ و حراست از نظام امام است، همپيمان با براندازان نظام! معرفي و عاجزانه و در توهمي كودكانه تلاش كرد ايشان را كه از اميدهاي درخشان عرصه علم و سياست نه تنها در ايران اسلامي كه در جهان اسلام است، از ادامه اين راه براندازي بازدارد!اگرچه خوش ندارم در عرصه فرهنگ از واژگاني كه از آن بوي پادگان و نظامی گري و جنگ به مشام مي‌رسد، بهره ببرم ـ چه معتقدم هر عرصه‌اي را ادبي درخور اوست و بر همين مبناست كه به‌كارگيري ادب عرصه فرهنگ را در اقتصاد و نظاميگري و… پسنديده نيست، اما براي تقريب معنا ناچار از اين تمثيلم كه امثال مدير  خبرگزاري ايرنا كه موضعگيري او بنام دولت تلقي شده و مي‌شود و عجب از آقاي احمدي نژاد كه در اين باره از خود هيچ واكنشي نشان نداد، به سفيهي مي‌ماند كه آتشبار خود را به سمت و سوي مواضع خودي نشانه رفته و در هدم و بنيان عقبه پشتيبان خود مي‌كوشد! و عاقلي بايد كه فورا دست به كار شود و وي را از اين خودزني بازدارد.چنين به نظر مي‌رسد كه وزير جديد محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي در نخستين اقدام بايد تكليف خود را با چنين افرادی كه لابد مي‌خواهند با حرمت شكني بيت نوراني امام براي خود وجهه‌اي كسب كنند و به كساني مي‌مانند كه براي آنكه شهره شهر شوند محراب مسجد جامع شهر را آلوده مي‌كنند، روشن نموده و آنها را با قاطعيت از اين وزارتخانه براند تا به ميان همان‌ها و در همانجايي برگردند كه فارغ از نيمه پنهان خود به دنبال كشف و بازسازي نيمه نهان ديگران در تكاپو بوده و هستند!وزيرمحترم ارشاد بخوبي مي‌داندكه اين آزموني فراروي اوست تا تعهدخود را به امام و خط نوراني او بنماياند و به ديگراني كه دل به امثال اين رفتارها خوش نموده‌اند نشان دهد كه خط قرمز او و همه ارادتمندان به اين راه نوراني حفظ حريم سراسرحرمت امام است, و آنها در برابر نور افشاني اين ماه كه همواره آسمان ايران به آن منور خواهند ماند چاره‌اي جز سردادن ناله‌هايي از سر خشم ندارند!بارالها بر این قلم ببخش که در آخرین ساعات ماه شریف تو در دفاع از امام و آل او فارغ از آداب سخن گفت.

خرید لباس ترسناک وزير زن دولت دهم معاونان خود را انتخاب كرد

وزير بهداشت، معاونان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را منصوب كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، روابط عمومي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد: طي احكام جداگانه‌اي از سوي مرضيه وحيد دستجردي، وزير بهداشت، محمدعلي محققي به عنوان معاون آموزشي، احمد شيباني به عنوان معاون غذا و دارو، فرحناز تركستاني به عنوان معاون دانشجويي و فرهنگي و مصطفي قانعي به عنوان معاون تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي منصوب شدند.

همچنين، رحمت‌ الله حافظي، معاون توسعه مديريت و منابع، سيدحسن امامي رضوي، معاون سلامت و عباس‌زارع نژاد مشاور وزير و مدير كل روابط عمومي طي احكامي از سوي وزير بهداشت در سمت‌ خود ابقا شدند.

پيش از اين محمدامير اميرخاني به سمت مشاور وزير و مديركل حوزه وزارتي و عليزاده به عنوان مدير كل دفتر مركزي حراست وزارت بهداشت منصوب شده بودند.

خرید لباس ترسناک ضربه‌اي كاري به فوتبال لهستان

بركناري لئوبين هاكر از پست سرمربيگري تيم ملي فوتبال لهستان كه اواخر هفته پيش روي داد نتيجه و محصول مستقيم ناكامي اين تيم در دور مقدماتي جام جهاني 2010 است كه با هدايت و كارگرداني اين مربي سرشناس هلندي روي داد.

به نوشته ایران؛ فرداي روزي كه لهستان با رهبري بين هاكر 67 ساله در يكي از مسابقاتش در چارچوب اين پيكارها در زمين اسلووني 0ـ3 شكست خورد، حكم بركناري وي صادر و كار تمام شد. پنج شب پيش از آن لهستان به نتيجه‌اي بهتر از تساوي خانگي 1ـ1 با ايرلند شمالي دست نيافته بود و با اين اوصاف فقط در رده ماقبل آخر جدول‌ رده‌بندي گروه سوم اروپا نشسته و حتي اگر هر دو ديدار باقي مانده‌اش در اين گروه را كه در برابر اسلواكي و چك است فتح كند، هيچ شانسي براي رسيدن به پيشتازان و گرفتن جاي آنان و صعود به مرحله نهايي جام ندارد.

گرگورز لاتو كه در اواسط دهه 1970 در اوج قدرتش بود و آقاي گل جام جهاني 1974 شد و با تيم لهستان به رتبه سوم آن مسابقات دست يافت و اينك رئيس فدراسيون فوتبال لهستان است، مي‌گويد: «قطع همكاري با بين هاكر تنها گزينه‌اي بود كه ما داشتيم. كار ما جور از آب در نيامده بود و وي نمي‌توانست جوابگوي نيازهاي ما باشد. براي جانشيني او گزينه‌هاي متعددي داريم اما عجله‌اي براي اين كار نيست.»

بين هاكر در ماه ژوئيه 2006 كه به مربيگري لهستان منصوب شد، به اولين مربي خارجي در تاريخ حيات و فعاليت‌هاي تيم ملي اين كشور بدل گشت. به او مأموريت داده شد كه تيم ناكام مانده در دور نهايي جام جهاني 2006 را احيا كند و او در كارش آنقدر موفق بود كه لهستاني‌ها را به دور پاياني «يورو 2008» رهنمون و به همين خاطر در اين كشور بسيار محبوب شد. البته بين هاكر كه مربي سابق باشگاه‌هاي نامدار و معتبر رئال مادريد، آژاكس و فاينورد است نتوانست در دور نهايي جام همان روند و خط موفقيت را تكرار كند و لهستان اصلاً از گروهش بالا نرفت.

نقطه شروع سقوط اعتبار بين‌هاكر در لهستان شايد در اوايل سال جاري گذاشته شده باشد، هنگامي كه وي به طور همزمان به عنوان مشاور ارشد و برنامه‌ريز فاينورد، تيمي كه زماني سرمربي آن بود و از خانه‌هاي اصلي او محسوب مي‌گردد، منصوب شد و اين را لهستاني‌ها نوعي خيانت به خود تلقي كردند. در همان زمان اين شايعه و نظريه همه جا شنيده مي‌شد كه وي مي‌خواهد براي هميشه از ورشو برود و دوباره در روتردام مقيم و در فاينورد سكاندار شود.

حقيقت هر چه بوده باشد، بين هاكر نتوانست لهستان را از معبر پيكارهاي مقدماتي جام جهاني نوزدهم عبور دهد و اين اتفاق مي‌تواند بدترين مقدمه براي لهستاني‌ها در ارتباط با رقابت‌هاي يورو 2012 باشد و اگر نام اين مسابقات را مي آوريم به اين سبب است كه لهستان همراه با اوكراين براي ميزباني مشترك آن انتخاب شده و مدتي است كه تدارك آن را مي‌بيند و مي‌كوشد امكانات و فناوري‌هاي لازم را براي آن فراهم آورد.

بنابراين باوري كه در ورشو ريشه دوانده، اين است كه ميزبان مشترك جام ملت‌هاي اروپا 2009 در عين نياز به صعود به دور پاياني جام جهاني 2010 با قبول ناكامي در اين مرحله از اعتبار چنين ميزباني‌اي كاسته و برخود يك ضربه روحي و كاري و اساسي وارد كرده و باعث نااميدي سايرين از خود شده است.

يكي از كساني كه قطعاً چنين مي‌انديشد، ميروسلاو درزويسكي وزير ورزش لهستان است كه در آستانه پائيز 2009 مي‌گويد: «قلبم از ناكامي اخير در دور مقدماتي جام جهاني بشدت به درد آمده است و اين البته با توجه به اتفاقاتي كه افتاد، كاملاً عادي است.» به واقع لهستان مي‌كوشيد به آوردگاه آفريقاي جنوبي برسد تا در آنجا بتواند روي ميزباني خود در يورو 2012 تبليغ و چنان جايگاهي را در آنجا براي خود تثبيت كند و از اين صعود به عنوان وسيله‌اي براي تقويت خود سود جويد.

خرید لباس ترسناک روایتی تازه از ماجرای زندان کهریزک و گفتاری از سه ولی دم

هفته‌نامه پنجره در شماره این هفته خود، به بررسی و واکاوی ماجرای تأسف برانگیز کهریزک و پیامدهای سوء آن و نیز اقدامات انجام شده برای پیگیری موضوع پرداخته است.
به گزارش «تابناک» در این پرونده ضمن گفت‌‌وگو با دکتر عبدالحسین روح‌الامینی نجف آبادی، آقایان علی جوادی فر و علی کامرانی، دو تن دیگر از اولیای دم جان باختگان نظرات خود را در قالب یادداشت‌هایی بیان کرده‌اند.
علی جوادی‎فر پدر مرحوم امیر جوادی‎فر از جان‎باختگان جنایات كهریزك در یادداشت کوتاهی نوشته است:
پاسخ به انتظار جامعه
چندی پیش با رئیس بازداشتگاه كهریزك ملاقات داشتم كه این دیدار به درگیری لفظی و فیزیكی انجامید. عكس فرزندم را نشانش دادم و گفتم: «این عكس را می‌شناسی؟ او همان كسی بود كه چون در سایه نشسته بود، او را مورد ضرب و شتم قرار دادی.»
چند روز پیش هم با رئیس دادسرای انتظامی نیروهای مسلح كه مسئول رسیدگی به موضوع است، دیداری داشتم و قاضی پرونده من را در جریان جمع آوری مستندات و مدارك پرونده قرار داد و قول داد كه مسأله را با جدیت و قاطعیت پیگیری می‌كند و دادگاه كهریزك به ‎زودی برگزار می‌شود.
به‎ نظر من چون مقام معظم رهبری دستور صریح بر پیگیری موضوع داده، گمان می‎كنم كه حتما موضوع پیگیری می‌شود. چون موضع گیری ایشان تأثیر زیادی برای تسریع در رسیدگی به موضوع و برخورد با آمرین و عاملان این اتفاقات داشته است.
من در لایحه ای كه تنظیم و به دادگاه ارایه شد، اعلام كرده‎ام كه خواهان برخورد و محاكمه همه آمرین، عاملان و مجریان حوادث كهریزك و كسانی كه سبب مرگ فرزندم شده اند، هستم. چون از گروهبان جزء تا آخرین رده نظامی در این مسأله سهیم هستند و لذا فرد خاصی مد نظرم نیست.
فكر می‌كنم انتظار جامعه هم از قاضی پرونده همین باشد كه ضمن حمایت از خانواده‌های قربانیان این حوادث، با كسانی كه سبب شدند خونی به ناحق ریخته شود، برخورد قضایی صورت گیرد.
خوشبختانه درباره وقایع كهریزك و آنچه در آنجا روی داده، افراد زیادی هستند كه به ما مراجعه و ماجراها را شرح داده‎اند و اعلام كرده‎اند كه در صورت اعلام مراجع قضایی و با این شرط كه مشكلی برای آنان پیش نیاید، حاضرند در دادگاه شهادت دهند.
علی كامرانی پدر مرحوم محمد كامرانی از قربانیان جنایات كهریزك نیز در یادداشتی نوشته است:
درخواست من قصاص است
عملا بعد از زمانی‎ كه در مجتمع قضایی حاضر و اظهارات خود و همسرم را به ‎عنوان شاكی اعلام و مكتوب كردیم، نسبت به روند كاری كه انجام شده، چیزی به اطلاع ما نرسیده است. اگر هم اقداماتی درباره این پرونده شده باشد، من هنوز در جریان امر قرار نگرفته‎ام. این آگاهی مستلزم این است كه متهمان اقرار كرده و من هم از روند آن مطلع شوم.
ما به مقاماتی كه با آنان در خصوص كهریزك دیدار و گفت‎وگو كردیم، اعلام داشتیم كه باید این پرونده به سرانجام برسد و ما جز به‎قصاص عامران و مجرمان راضی نمی‎شویم. واقعیت این است كه فرزندم كشته شده و من فقط با قصاص عاملان آن راضی خواهم شد؛ این درخواست بی‎كم و كاست من و دیگر شاكیان پرونده است.
من نسبت به شخص خاصی شكایت ندارم، بلكه همه کسانی که در این ماجرا مسئول هستند، باید مجازات شوند و لذا خود نظام باید پیگیر پرونده شود و افراد مجرم این پرونده، در هر رده و مقامی كه باشند و هر مسئولیتی كه در كشور داشته باشند را به‎سزای عملشان برساند.
در حال حاضر، پرونده خانواده‌هایی كه فرزندانشان در كهریزك جان باخته و نیز كسانی كه در این بازداشتگاه نگهداری شده‎اند، همگی در یك مجتمع قضایی در دست بررسی است و آقای روح‎الامینی پس از ملاقاتی كه با قاضی پرونده داشت، به‎ صورت تلفنی به من اعلام كرد كه پرونده از پیشرفت خوبی برخوردار است.
 به نظر من، باید این دادگاه علنی برگزار شود تا چهره خاطیان برای مردم آشكار و حقایق برای همه بیان شود، وگرنه ممكن است متهمان در دفاع از خود به دروغ متوسل شوند.
گفت‌وگو با دکتر روح الامینی
رئیس سابق انستیتو پاستور ایران نام غریبی برای بسیاری از افراد به ویژه نخبگان و چهره‎های سیاسی و علمی نبود، اما حادثه‎ای تلخ پس از انتخابات باعث شد تا وی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
عبدالحسین روح‎الامینی هرچند شصت روز از فوت ناگهانی و تلخ فرزندش گذشته است، اما رخت سیاه از تن نکنده و هنوز عزادار فرزندی است که مرگ او در کنار سایر درگذشتگان مظلوم، حقایق کهریزک را آشکار کرد. وی قاطعانه پیگیر ماجرا و جمع‎آوری مستندات حقوقی است تا در دادگاهی که قرار است برای آمرین و متخلفان بازداشتگاه کهریزک برگزار شود با دلایل محکم خونخواهی کند. این مصاحبه در آخرین فرصتی که برایمان باقی بود تا مطالب به این شماره نشریه برسد، در دفتر دکتر روح‎الامینی در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران و پس از اصرارهای فراوان انجام شد.
هرچند ممکن است برای شما سخت باشد، اما لطفا ابتدا کمی از محسن (فرزندتان) بگویید.
شهید محسن روح‎الامینی، تنها بیست‎وپنج سال داشت؛ با این‎که دانشجوی کامپیوتر در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، چون تحصیل صرف او را ارضاء نمی‎کرد، تحصیل رسمی را رها کرد و به‎‎ طور آزاد به برنامه‎نویسی کامپیوتر روی آورد و به‎ قول همکلاسی‎هایش «مفید ساکت» بود. او همیشه با روحیه آزادگی و کنجکاوانه در جست‎وجوی حقیقت بود. اقناع او مثل سایر جوانان و نسل جدید همیشه کار سختی بود، چون جواب‌های کلیشه‌ای نسل ما برای او کفایت نمی‌کرد. پسرم اساسا با بی‎صداقتی و دورویی مشکل داشت. فرد خالص و شفافی بود، حوادث اخیر موجب شد تا بیش از گذشته عاطفی شود و نگران سرنوشت کشور و مردم بود. محسن نیز مانند بسیاری از جوانان این کشور دغدغه اعتلای ایران و حل مشکلات مردم را داشت و آزارش به کسی نمی رسید.
شما به ‎عنوان چهره سیاسی مورد قبول نظام شناخته شده‎اید. نظرتان راجع به اتفاقاتی که بعد از انتخابات در خصوص افرادی نظیر فرزندتان رخ داد، چیست؟
ابتدا باید به این نکته تأکید کنم که خون فرزند من از دیگر قربانیان و آسیب‎دیدگان این حوادث رنگین‎تر نیست و شاید مظلومیت آنان به‎ دلیل محروم بودن از ارتباط با مسئولان نظام و رسانه‎ها بیشتر از خانواده‎های ما باشد که در این‎جا باید به شهید جوادی‎فر اشاره کنیم که در مظلومیت مطلق مراسم دفن و ترحیمش توسط پدر داغ‎دیده‎اش برگزار شد و پیگیری‎های من تنها از طرف خودم نیست بلکه از طرف خانواده‌های داغداری است که دستشان کوتاه است. بالاخره نمی‌شود که صورت مسأله این حوادث را پاک کرد، هرچند ساده‎ترین راه حذف صورت مسأله است. باید گفت زمانی که فتنه بروز می‎کند و فضا غبار آلود می شود اظهار‎نظر کردن و قضاوت را سخت و پیچیده می‌کنند، اما می‎توان در همین زمان هم با روندهایی که در اداره جامعه وجود دارد، مسایل و مشکلات را بررسی کرد اما همان‎گونه که رهبری انقلاب تصریح کردند، حوادث رخ داده نمی‎تواند مجوزی برای رخ دادن جنایت و تضییع مال و جان مردم باشد، باید بپذیریم که بسیاری از معترضان از جنس مردم بودند اما برخی خودسری‎ها و افراط و تفریط‎ها موجب شد، حوادث به بدترین شکل مدیریت شود و ذائقه جامعه را تلخ کرد.
شما به‎ عنوان یک شاکی پرونده کهریزک آیا حاضرید که از حق خود بگذرید؟
من قطعا از خون به ناحق ریخته شده پسرم نخواهم گذشت و از پایمال شدن خونش جلوگیری خواهم کرد. تا به نتیجه رسیدن و قصاص عاملان جنایت پیگیر موضوع هستم چون معتقدم حال که محسن از پیش ما رفته باید محسن‌های مردم را دریابیم. البته من مسیر متفاوتی نسبت به سایر معترضین در پیش گرفتم و انشاء‎الله به نتیجه هم خواهم رسید. مسیر من قانونی است و ما باید در چهارچوب اعتماد به ارکان مستحکم قضایی که به آن معتقد هستیم و قوانینی که وجود دارد، پیگیر موضوع شویم؛ اما از پیگیری حقوق محسن و حق محسن‌های مردم، صرف نظر نمی‎کنم و بدون این‎که مسأله احساساتی باشد و خدایی ناکرده موجب سوء‎استفاده شود، پیگیر خواهم بود. خانواده ما پیگیر جدی پاسخ این پرسش هستند؛ که چرا امثال این وقایع باید پیش بیاید و چگونه تدبیر می‎شود که در آینده شاهد چنین حوادثی نباشیم.
آیا این ادعا که حوادث اخیر و به‎ ویژه ماجرای کهریزک، موجب سلب اعتماد از گروهی از نیروهای معتقد به نظام شده است را قبول دارید؟
از بین رفتن اعتماد ما به اصل نظام و رهبری صحیح نیست، ما به این نظام اعتماد داریم؛ برخلاف بسیاری که با کمترین مصیبتی به‎جای این‎که خودشان را کنترل کنند، سراغ اصل نظام می‎روند. من به نظامی که با خون صدها هزار شهید و جانباز و آزاده به‎دست آمده است معتقدم. اما این‎که اعتماد به کفایت، سلامت و صداقت بسیاری از مسئولان انتظامی، قضایی و امنیتی با آسیب جدی مواجه شده است سخن درستی است و باید برای حفظ اعتماد مردم به نظام، عوامل بی‎اعتمادکننده را کنار بگذاریم نه این‎که برای حفظ بعضی نورچشمی‎ها، نظام را قربانی کنیم. البته باید این نظام را در مسیری اداره کرد که وضعمان بهتر از وضعیت فعلی باشد. خدای نکرده نباید عقب‎گردی در حرکت نظام صورت گیرد. بعضی از این فتنه‌ها و بعضی از این بی‌تدبیری‌ها و سوءتدبیرها که لطمات جدی به ما می‎زند، نباید ما را از مسیر اصلی منحرف کند.
برخی تلاش می‎کنند پرونده کهریزک را به کل نظام گره بزنند و زیر سؤال رفتن عملکرد مسئولان یعنی آمران و کسانی که حکم بازداشت، انتقال و نگهداری و ضرب و شتم دستگیرشدگان در کهریزک را صادر کردند را تضعیف نظام تلقی کنند. آیا این دیدگاه از نظر شما پذیرفتنی است؟
این‎که با چنین جنایت‎ها، کژرفتاری‎ها و سوء‎تدبیر‎ها و برخی مسایلی که لطمه جدی می‎زند به نظام باید برخورد شود؛ شکی نیست که نمی‎توان بی‌عرضگی‌های برخی، ناتوانی‌های برخی دیگر و سوء‎تدبیری‌های عده‌ای را به حساب نظام بگذاریم.ما اعتقاد داریم که خون محسن مظلوم شهید ما راهی را باز می‎کند برای این که بعضی از این گرفتاری‎ها و گره‎های اجتماعی سیاسی و سوء مدیریت‎ها چه فردی و چه سیستمی اصلاح و پالایش شوند و این‎ها جلوی مسیر پیشرفت، ترقی و سعادت مردم و کشور ما قرار نگیرند. همه مردم این کشور یک خانوده بزرگ هستند و دل در گرو اعتلای کشور دارند و محسن ما هم یکی از آنان بود. بی‎تدبیری یک عده را که نباید به حساب نظام، انقلاب و رهبری بگذاریم. حتما ظرفیت بالاتر و بهتری برای اداره کشور وجود دارد. ما بی‎عرضگی‎ و بی‎تدبیری‎هایمان را نباید به‎ حساب نظام و رهبری بگذاریم. این‎ها باید تفکیک شوند. وقتی عرضه نداریم یک معادله چند متغیری را حل کنیم، در خودمان تجدید نظر کنیم؛ در افراد تجدید‎نظر کنیم. چرا معادله را ساده و بعد صورتش را پاک می‎کنیم. البته نحوه عمل و رسیدگی به پرونده کهریزک نشان خواهد داد که نظام در مسیرش اهل معامله نیست؛ اگرچه برخی از مقصران و عاملان جنایت‎ها قصد دارند با عنوان کردن این‎که مخالفان نظام از برخورد با آن‎ها سوءاستفاده می‎کنند خود را به حاشیه امنیت ببرند و باز هم آبروی نظام را برای خودشان هزینه کنند؛ اما با تصریح رهبر انقلاب بر این‎که حتی خدمات درخشان این افراد و نهادها هم مانع رسیدگی به تخلفات نمی‎شود، از مسئولان قضایی انتظار می‎رود عاملان جنایت کهریزک و امثالهم در هر پست و مقامی و با هر سابقه و هرگونه حمایتی را به مجازات شرعی و قانونی خود برسانند.
فکر می‎کنید مظلوم اصلی در رخدادهای پس از انتخابات چه کس یا کسانی بودند؟
بزرگترین مظلوم این روزهای، نظام جمهوری اسلامی است که باید در رفع مظلومیت آن کوشید. متأسفانه در بسیاری از مسایل، افرادی در سطوح پایین مساوی با نظام دیده می‎شوند و یا عده ای آنچنان به پست‎های خود چسبیده‎اند که گویا جدا شدن آنان از این جایگاه‌ها و پست‎ها ثلمه‌ای به کشور وارد می‌کند. مشکل این است که کلمه «عذرخواهی» واژه کم استفاده‎ای برای ماست و البته به نظر می‌رسد کاربرد آن در بین شرقی‌ها به ویژه ژاپنی‎ها بیش از ما باشد. اگر در ژاپن اتفاقی در تحت مسئولیت یک فرد بیفتد، نخستین و کمترین کاری که فرد مسئول انجام می‎دهد، استعفا از مقام خود است. یا مثلا در کشورهای غربی اتفاق افتاده که قطاری از ریل خارج شده و چند نفر در این حادثه جان باخته‎اند، اما فردی که نفر دوم یا سوم حادثه بود مسأله را به‎ عهده گرفته و استعفا داده است. اینها نگفته‎اند که اگر من در این سمت نباشم ثلمه‎ای به کشور وارد می‎شود، اما متأسفانه برخی از مسئولان کشور چنین رفتاری را دارند.
فکر می‎کنید گام نخست برای رفع این مظلومیت از نظام چیست؟
ما شاهد هستیم که برخی از مقصران تلاش می‎کنند تا با برهم‎زدن شرایط و مبهم کردن آن و همچنین از بین بردن آثار جرم و مدارک از مجازات بگریزند، در حالی‎ که تنها راه برای رفع مظلومیت نظام مجازات مقصران است. نخست باید باز تعریفی صورت گیرد که روشن شود نظام جمهوری اسلامی مساوی با چه هست و مساوی با چه نیست و کمی هم باید توجه خود را روی سرمایه‎های اجتماعی معطوف کنیم و این‎که چطور می‌توانیم با حرکات و رفتارهای خود نظام را تقویت و یا موجب سلب اعتماد از نظام شویم. واقعیت این است که ولایت فقیه، اسلام، قرآن و جمهوریت، عناصر و مؤلفه‎های نظام هستند که باید به ‎خوبی تعریف شوند. بعضا دیده می‎شود که برخی کیلومترها با رهبری نظام فاصله گرفته‎اند؛ گروهی گرفتار تحجر شده‎اند و گروهی هم به تعبیر مناجات شعبانیه زاهق شده و به ملازمت با عمود خیمه نظام یعنی رهبری و ولایت فقیه توجه نمی‎کنند. باید توجه داشت که نظام و مردم دو مقوله جدا از هم نیستند و جمهوریت و اسلامیت و رهبری نظام مقوله‎های به هم چسبیده‎ای نیستند، بلکه یک نوع در هم تنیدگی بین آنها وجود دارد، اما در فتنه اخیر که پیچیدگی‎های خاص خود را هم داشت، نظام مظلومیت‎های مضاعفی را پیدا کرد.
برخی بر این باورند که بین گرفتن حقشان از حکومت و پیروی از نظام منافاتی وجود دارد. نظر شما چیست؟
برخی فکر می‎کنند که وقتی از نظام دفاع می‎کنیم، از حق خود می‎گذریم چنین نیست و بلکه باید گفت که خونخواهی درباره عزیزان از دست رفته ما، به ‎عهده نظام است و نظام در خونخواهی ایشان بر ما مقدم است، زیرا به تعبیر قرآن در قصاص و خونخواهی حیات نهفته است، یعنی خونخواهی همان حیات جامعه است. من امیدوارم که روحیه پاسخگویی، احساس مسئولیت، عذرخواهی در رده‎های گوناگون تعریف شود تا به جایی برسیم تا دشمنان از ما ناامید شوند و بدانند که آب در‌ هاون می‎کوبند. خدمت حضرت آیت‎الله جوادی آملی که رسیدیم، ایشان برای تسلی خاطر ما اظهار داشتند که «اگر بگویند به من‎چه و به توچه، کسی (با اشاره به بالا) هست که بگوید هم به من‎چه و هم به توچه.» و لذا پیگیری موضوع از سوی حکومت نافی تکلیف و وظیفه ما نیست. پیگیری‌های ما معطوف به نتیجه است، ما تکلیف خود را به ‎گونه‎ای دنبال کردیم که به نتیجه برسیم، نه مثل عده‎ای که سنگ ادای تکلیف را به سینه می‎زنند، اما به نتیجه مطلوب نمی‎رسند.
شما به همراه دیگر اساتید دیداری با رهبر معظم انقلاب داشتید، نگاه ایشان به دیدگاه شما چه بود؟
من در آن جلسه اعلام کردم که باید رویه‎ها اصلاح شود تا کمتر از این حوادث رخ رهد و در آینده مظلومیت دوچندان پیش روی نظام نداشته باشیم که حضرت آقا نیز آن را تصدیق کرده و فرمودند که در این سال‌ها گاهی اتفاقی افتاده و تخلفی از کسی سر زده که عده‎ای معتقد بودند باید به‎ خاطر خدماتش، از او گذشت، اما من معتقدم که باید تخلف را در وزن و اندازه خود محاسبه کنیم. آثار تخلف را بر آن بیفزاییم و در جای خود از خدماتش هم تقدیر کنیم. ما هم معتقد به ایستادن در موضع قانون و حق هستیم و چنانچه در مجموعه منتسب به نظام جنایتی صورت گیرد، باز باید بر موضع قانون ایستادگی کرد.
با خانواده قربانیان دیگر کهریزک هم ملاقاتی داشته‌اید؟ نظر آن‎ها راجع به موضوع چیست؟
بله. با هم ملاقات داشتیم. همه ما به نظام اعتماد کرده و پیگیر موضوع هستیم.
با توجه به این ‎که در آستانه برگزاری نخستین جلسه دادگاه عوامل حوادث کهریزک هستیم، ارزیابی شما از نتیجه و عاقبت این دادگاه‎ها چیست؟
ان‎شاء‎الله امیدوارم که این دادگاه به نتیجه برسد و اکنون روال خوبی برای پیگیری پرونده حاکم است. ما امیدواریم که با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد می‎شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پایین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می‎شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست‌های بالای کشوری، قضایی و انتظامی قرار دارند، مجازات شوند. این نه از سر ساده لوحی است و نه خوش‎بینی افراطی، بلکه به این خاطر است که در مسیری حرکت کرده‎ایم که منتج به نتیجه بوده است و به دور از هیاهوی سیاسی و رسانه‎ای که برخی به راه انداختند، ما آرام حرکت کردیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم و ‎ای‎کاش بقیه کسانی که وارد این ماجرا شدند نیز مسیرهای قانونی را می‎رفتند.
آیا قبول دارید که افراد متخلف در این پرونده بدون اجازه یا دستور مقامات مافوق خود به چنین جنایاتی دست نمی‎زدند؟ در این صورت چرا با مقامات ما فوق آن‎ها که نقش تعیین‎کننده‎ای داشته‎اند، برخورد نمی‎شود؟
تصور ندانستن مسایل کهریزک برای مقامات ما فوق قضایی و انتظامی غیر‎ممکن است. در این‎گونه مسایل باید مجازات شرعی و قانونی برای دست‎اندرکاران این حادثه در نظر گفته شود. در غیر این صورت، هم ضعیف‎کشی می‎شود و هم روندهای معیوب اصلاح نمی‎شود که در نهایت باعث نومیدی افکار عمومی می‎شود. در حالی‎که برخورد با عوامل اصلی نشاط و امیدواری را به جامعه برمی‎گرداند؛ اما این نگرانی وجود دارد که با جابه‎جایی این افراد و حتی ارتقای آنان به مسئولیت‎های بالاتر این‎گونه القا شود که با آن‎ها برخورد شده؛ در حالی‎ که در هجدهم تیر شاهد بودیم با وجود آن ‎که تنها یک نفر کشته شده بود، فرمانده نیروی انتظامی و فرمانده تهران بزرگ دادگاهی شدند، در حالی‎ که در کهریزک چندین نفر کشته شده‎اند و ده‎ها نفر ضرب و شتم شده و آسیب‎ دیده‎اند؛ بنابراین برکناری و محاکمه علنی مقامات قضایی کشوری و انتظامی عاملان این جنایت‎ها حداقل انتظار خانواده‎های آسیب‎دیده است.
به جز دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی با دیگر مقامات و شخصیت‌ها هم برای پیگیری مسأله دیداری داشتهاید؟
بله با رئیس قوه قضاییه و رئیس مجلس دیدارهایی انجام شد، ضمن این‎که به دیدار آیت‎الله جوادی آملی نیز رفتیم که ایشان خونخواهی را وظیفه نظام اسلامی دانستند و گفتند که نظام برای خونخواهی اولی‎تر به ولی دم است.
شنیده شده که هفت نفر از افراد مرتبط و چند مقام قضایی درباره کهریزک بازداشت شده‎اند.
تعداد آن‎ها هفت نفر اعلام شده، اما ظاهرا بیشتر هستند. باز هم تأکید می‎کنم، نباید عوامل این پرونده را به تعدادی خاص در سطوح مباشرت یا معاونت محدود کرد. آگاهان و مسئولان مافوق رده‎های قضایی، انتظامی و کشوری هم باید پاسخگو باشند.

خرید لباس ترسناک جواهري به ديار باقي شتافت

سيف‌اله جواهري قهرمان اسبق كشتي و جودو ايران دار فاني را وداع گفت.

به گزارش ايسنا، جواهري از جمله ورزشكاراني بود كه در طول دوران فعاليت خود در هر دو عرصه‌ي كشتي و جودو مدال گرفت.

وي نخستين چهره‌ طلايي جودوي ايران در رقابت‌هاي ارتش‌هاي جهان بود. نايب قهرماني مسابقات بين‌المللي كشتي جام دانكلوف بلغارستان، لاس پالماس آمريكا و كسب مدال در عرصه مسابقات كشتي سامبو از ديگر افتخارات وي محسوب مي‌شود.

جواهري سال‌ها نيز به عنوان مربي كشتي و جودو انجام وظيفه مي‌كرد. وي مدت‌ها از ناراحتي قلبي رنج مي‌برد و عاقبت براثر همين عارضه از دنيا رفت.

درگذشت اين پيشكسوت و قهرمان اسبق را به خانواده‌ي ايشان و جامعه ورزش تسليت مي‌گوييم.

خرید لباس ترسناک آزمايش دوپينگ از تيم ملي كاراته

از تيم ملي كاراته اعزامي به مسابقات قهرماني آسيا آزمايش دوپينگ به عمل آمد.

به گزارش فارس، در اين‌باره سخنگوي ستاد مبارزه با دوپينگ گفت: در حالي كه تنها 8 نفر در اردوي تيم ملي كاراته حضور داشتند هفته گذشته از 3 نفر آزمايش دوپينگ گرفتيم.

اين تيم براي شركت در مسابقات قهرماني آسيا آماده مي‌شد. نمونه‌ها امروز (شنبه) به آزمايشگاه كلن ارسال شد.

اين در شرايطي است كه همچنان نتيجه يكي از نمونه‌هاي رشته دووميداني از سوي آلماني‌ها به ايران اعلام نشده است.

خرید لباس ترسناک علامه فضل‌الله فردارادرلبنان عيدفطر اعلام كرد

علامه سيد محمدحسين فضل‌الله از مراجع شيعيان در لبنان فردا را پايان ماه مبارك رمضان و عيد سعيد فطر اعلام كرد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه ” المستقبل “، علامه فضل الله، مرجع تقليد شيعيان در لبنان، نماز عيد فطر را فردا ساعت 7صبح در مسجد “حسنين ” واقع در محله “حربك ” اقامه خواهد كرد و سپس به ايراد سخنراني در اين مسجد خواهد پرداخت.

بر اساس اين گزارش، به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر، تعدادي از شخصيت‌هاي سياسي لبناني و عربي، پيامهاي تبريك جداگانه‌اي را به علامه فضل‌الله ارسال كردند.